برچسب: زبان فارسی

شکسته‌نویسی

ویراستاری و شکسته‌نویسی

سوال اصلی این یادداشت این است که شکسته‌نویسی اصلا خوب است یا بد، و مرز آن تا کجاست؟ اما در ادامه بحث به ویراستاری هم می‌کشد و این‌که یک ویراستار تا کجا قدرت و اجازه تصرف در متن دارد و آیا ممکن است شیوه‌نامه‌ای یکدست برای زبان و به همین منوال برای حد و مرز شکسته‌نویسی تدوین کرد؟ یا هر ناشری بنا به اعتقاد خود نوعی از رسم‌الخط را در متن‌هایش اعمال می‌کند؟ در این میان باید به رواج بیش از پیش نوشتن در وب و شبکه‌های ارتباطی توجه کرد که همه چیز را تغییر خواهد داد. نویسنده یادداشت اما بر این اعتقاد است که تعادلی ناشی از برهم‌کنش نیروها در راه خواهد بود.

آتش گشودن، چوب لباسی، برف‌پاک‌کن: درباره‌ی مقاله‌ی مشهور دکتر محمدرضا باطنی

«اجازه بدهید غلط بنویسیم» از مشهورترین تیترهایی است که در تاریخ مطبوعات ایران و شاید بشود گفت در تاریخ نقد کتاب، ماندگار شده است. این تیتر نقدی بود که محمدرضا باطنی، زبان‌شناس برجسته‌ای که اخیراً از دنیا رفت، در رد کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی نوشت. به جرات می‌توان گفت با انتشار نقد محمدرضا باطنی بر کتاب غلط ننویسیم، دو نگرش زبان‌شناسانه و ادبایی به زبان فارسی بر هر علاقه‌مند زبان و ادبیات فارسی برجسته و آشکار شد. به نظر باطنی کار زبان‌شناس نسخه پیچیدن برای درست و نادرست و باید و نباید گویندگان زبان نیست، بلکه بررسی تحولاتی است که در زبان رخ می‌دهند.

تجربه‌ی ترجمه‌ی ذهنی

تجربه نوشتن به زبانی غیر از زبان مادری، تجربه جالب و عجیبی است. به این تجربه از وجوه مختلفی می‌توان نگریست، این‌که کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند کی و چطور زبان فارسی را یاد گرفتند؟ چرا به فارسی می‌نویسند؟ متفاوت بودن زبان مادری‌شان چه تأثیری در فارسی‌نویسی‌شان دارد؟ و آیا در خواندن و نوشتن به زبان مادری‌شان توانا هستند؟

شکسته‌نویسی

ویراستاری و شکسته‌نویسی

سوال اصلی این یادداشت این است که شکسته‌نویسی اصلا خوب است یا بد، و مرز آن تا کجاست؟ اما در ادامه بحث به ویراستاری هم می‌کشد و این‌که یک ویراستار تا کجا قدرت و اجازه تصرف در متن دارد و آیا ممکن است شیوه‌نامه‌ای یکدست برای زبان و به همین منوال برای حد و مرز شکسته‌نویسی تدوین کرد؟ یا هر ناشری بنا به اعتقاد خود نوعی از رسم‌الخط را در متن‌هایش اعمال می‌کند؟ در این میان باید به رواج بیش از پیش نوشتن در وب و شبکه‌های ارتباطی توجه کرد که همه چیز را تغییر خواهد داد. نویسنده یادداشت اما بر این اعتقاد است که تعادلی ناشی از برهم‌کنش نیروها در راه خواهد بود.

آتش گشودن، چوب لباسی، برف‌پاک‌کن: درباره‌ی مقاله‌ی مشهور دکتر محمدرضا باطنی

«اجازه بدهید غلط بنویسیم» از مشهورترین تیترهایی است که در تاریخ مطبوعات ایران و شاید بشود گفت در تاریخ نقد کتاب، ماندگار شده است. این تیتر نقدی بود که محمدرضا باطنی، زبان‌شناس برجسته‌ای که اخیراً از دنیا رفت، در رد کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی نوشت. به جرات می‌توان گفت با انتشار نقد محمدرضا باطنی بر کتاب غلط ننویسیم، دو نگرش زبان‌شناسانه و ادبایی به زبان فارسی بر هر علاقه‌مند زبان و ادبیات فارسی برجسته و آشکار شد. به نظر باطنی کار زبان‌شناس نسخه پیچیدن برای درست و نادرست و باید و نباید گویندگان زبان نیست، بلکه بررسی تحولاتی است که در زبان رخ می‌دهند.

تجربه‌ی ترجمه‌ی ذهنی

تجربه نوشتن به زبانی غیر از زبان مادری، تجربه جالب و عجیبی است. به این تجربه از وجوه مختلفی می‌توان نگریست، این‌که کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند کی و چطور زبان فارسی را یاد گرفتند؟ چرا به فارسی می‌نویسند؟ متفاوت بودن زبان مادری‌شان چه تأثیری در فارسی‌نویسی‌شان دارد؟ و آیا در خواندن و نوشتن به زبان مادری‌شان توانا هستند؟