vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

پروتیتیپ‌های خیال‌‌باف: گفتگویی میان دو رمان دن‌کیشوت و دایی‌جان ناپلئون

این مقاله به بررسی تطبیقی دو زوج شخصیتی در ادبیات جهان و ادبیات معاصر ایران می­‌پردازد: دن­ کیشوت و سانچو پانزا در رمان دن کیشوت اثر سروانتس و دایی جان ناپلئون و مش قاسم در رمان ایرج پزشکزاد؛ در این مسیر و با تکیه بر الگوی اسطوره‌ه­ای «قهرمان-همراه» نشان داده می‌­شود که پزشکزاد با بهره­‌گیری از ساختار طنزآمیز سروانتس، نسخه‌­ای ایرانی از این رابطه خلق کرده است. رابطه‌ای که در آن قهرمان در جهان خیال زندگی می­‌کند و همراهش، ابتدا واقع­‌گرا یا خنثی است و به تدریج حامل و ادامه‌دهنده‌­ی همان خیال می‌­شود. این تطبیق امکان فهم عمیق­‌تر طنز، نقد اجتماعی و ساز و کار خیال‌پردازی در هر دو رمان را فراهم می­‌کند.

 

 

این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند

 


پروتیتیپ‌های خیال‌‌باف

گفتگویی میان دو رمان دن‌کیشوت و دایی‌ جان ناپلئون

 

 

 1.مقدمه

رمان دن کیشوت یکی از بنیان‌­های ادبیات مدرن غرب است و رابطه‌­ی میان دن کیشوت و سانچو پانزا الگویی کلاسیک از دوگانه­‌ی اسطوره­‌ای «قهرمان – همراه» را شکل می‌­دهد. در ادبیات فارسی نیز رمان دایی جان ناپلئون نمونه‌­ای برجسته از طنز اجتماعی ایران عصر پیش از انقلاب پنجاه و هفت است که در آن رابطه­‌ی میان دایی جان ناپلئون و مش قاسم، شباهت­‌های ساختاری و کارکردی قابل توجهی با زوج سروانتس دارد. 

در هر دو رمان، الگوهای مشترک، روند یکسان و رابطه‌ی همسانی که میان ارباب و همراهش دیده می‌شود، در کنار حضور پررنگ موتیف تکرارشونده‌ی سفر قهرمان که ناشی از نظریه‌ی سترگ جوزف کمبل در عرصه‌ی اسطوره است، توان ایجاد گفتگویی واضح میان این دو اثر را به وجود می‌آورد.

ایجاد گفتگو میان دو رمان، پروژه‌ای است که سال‌ها در پی شکل دادن به آن بودم و حالا با این مقاله گام اولش برداشته شد. گام اولی که قرار است آغازگر گام‌های بعدی و ایجاد گفتگوهای بیشتر بین آثار متعدد از ادبیات داستانی جهان باشد. مقالاتی که امیدوارم پلی میان جهان‌های مختلف داستانی ایجاد کرده و تصویری روشن از آنچه «دهکده‌ی جهانی ادبیات» می‌نامم پیش روی مخاطب قرار دهد.

این مقاله همچنین با رویکردی تطبیقی، به بررسی روابط شخصیت‌های اصلی در هر دو اثر و ایجاد ارتباط بین آنها می‌پردازد و این دو رابطه را در چارچوب اسطوره‌­شناسی و نقد اجتماعی بررسی می­‌کند.

 

2.چارچوب نظری: قهرمان، همراه و میراث خیال

در اسطوره‌شناسی، قهرمان موجودی است که جهان را از منظر یک «روایت برتر» می‌بیند. روایتی که گاه از واقعیت فاصله دارد و حامل ارزش‌های آرمانی است. همراه، در این ساختار، نه صرفا یک دستیار، بلکه «حافظ مسیر» است. کسی که با پذیرش یا تداوم بخشیدن به حرکت، تصمیم و حتی خیال قهرمان، امکان ادامه‌ی سفر را فراهم می‌کند.

در پایان بسیاری از رویا‌های اسطوره‌ای، قهرمان فرو می‌ریزد و این همراه است که میراث او را حمل می‌کند. ساز و کاری که کمبل، آن را «انتقال میراث قهرمان» می‌نامد. این الگو در هر دو رمان مورد بحث یعنی دن‌کیشوت و دایی‌جان ناپلئون، به شکلی روشن و قابل ردیابی حضور دارد.

 

3.پروتوتیپ قهرمان خیال‌پرداز و همراه وفادار

در تاریخ روایت، برخی شخصیت‌ها نه صرفا کاراکتر، بلکه پروتوتیپ‌اند. الگوهای نخستینی که ساختار یک نقش را تثبیت می‌کنند و بعدها در فرهنگ‌های دیگر، نسخه‌های تازه‌ای از آن‌ها ساخته می‌شود. دن کیشوت و سانچو پانزا از این منظر نخستین صورت‌بندی ادبی دوگانه‌ی «قهرمان خیال‌پرداز و همراه حامل خیال» هستند. دوگانه‌ای که در راستای خصلت پروتوتیپی، سده‌ها بعد در رمان ایرج پزشکزاد در قالبی ایرانیزه شده و در زمینه‌ی سیاسی- فرهنگی ایران بازآفرینی می‌شود.

دن کیشوت پروتوتیپ قهرمانی است که جهان حقیقی را با خیال جایگزین می‌کند. خیالی شاعرانه، مبتنی بر شرافت و آرمان‌های پهلوانی. سانچو پانزا نیز پروتوتیپ همراه و یاوری است که با آنکه ابتدا واقع‌گرا و از جهان رویا و خیال بسیار دور است، اما به تدریج نه تنها وارد جهان خیال اربابش می‌شود، بلکه در پایان حافظ و میراث‌دار آن خیال نیز می‌گردد. این دو شخصیت، ساختار بنیادین رابطه‌ای را تثبیت می‌کنند که در آن قهرمان، سازنده‌ی خیال و همراه، حامل و ادامه‌ دهنده‌ی آن است.

در رمان دایی جان ناپلئون، پزشکزاد همین الگو را در زمینه‌ی فرهنگی ایران بازآفرینی می‌کند. دایی جان نسخه‌ی ایرانیزه‌ی قهرمان خیال‌پرداز است، اما خیال او نه شاعرانه، بلکه سیاسی- پارانوئید است و ریشه در تاریخ ذهنی توطئه‌محور ایرانیان دارد. مش قاسم نیز علی‌رغم تفاوت‌های ساختاری و رفتاری با سانچو، نسخه‌ی ایرانی همراه وفادار است. همراهی که خیال را می‌پذیرد، آن را بازتولید می‌کند و در پایان بیش از خود قهرمان در جهان خیال باقی می‌ماند.

این بازآفرینی نشان می‌دهد که رابطه‌ی میان این دو رمان، رابطه‌ی تقلید نیست، بلکه گفتگویی میان دو پروتوتیپ است. گفتگویی میان الگوی نخستین خیال‌پردازی در ادبیات غرب و نسخه‌ی فرهنگی آن در ادبیات ایران. از این منظر پزشکزاد نه صرفا از سروانتس تاثیر گرفته، بلکه الگوی او را در زمینه‌ی اجتماعی و سیاسی ایران ترجمه و بازتولید کرده است. این کار او نشان می‌دهد که چگونه یک پروتوتیپ ادبی می‌تواند در فرهنگی دیگر، معنایی مستقل، مولف و تازه بیافریند.

 

4.دن کیشوت: قهرمان خیال­پرداز و فروپاشی اسطوره­ی شخصی

دن کیشوت، قهرمانی است که جهان را از طریق متون شوالیه­‌گری می‌­بیند و به مرور آن‌چنان در این فضا غرق می‌­شود که واقعیت را با نمادهای اسطوره‌­ای رایج در این آثار جایگزین می­‌کند. او در تاریخ شوالیه‌گری غرق شده و چنان با قهرمانان این کتاب‌ها همذات‌پنداری می‌کند که مرز میان خیال و واقعیت برایش فرو می‌ریزد. هنگامی که دختر برادرش به توصیه‌ی کشیش دهکده کتاب‌های او را می‌سوزاند، دن کیشوت فریاد می‌زند: «تاریخ من نابود شده است». جمله‌ای که نشان می‌دهد او نه صرفا خواننده‌ی این کتاب‌ها بلکه وارث جهان، ارزش‌ها و خیالات نهفته در آن‌هاست.

دن کیشوت در سنین بالای میانسالی، در جهانی که ارزش‌های اشرافیت و پهلوانی قدیم فروپاشیده، احساس ناکامی و بی‌جایی می‌کند. او با زره‌ی آهنین، نیزه‌ی قدیمی و اسبی پیر و فرتوت، به نبرد با پلیدی‌ها می‌رود. نبردهایی که در واقعیت چیزی جز حمله به آسیاب‌های بادی، یورش به مهمانخانه‌ها و یا گروهی زندانی در زنجیر نیستند.

خیال­‌پردازی دن کیشوت از آنجا که ریشه در ادبیات پهلوانی اسپانیا دارد به همین دلیل مبتنی بر ارزش­‌های اخلاقی، شرافت و نجات مظلوم است. خیال و رویای او، خیال و رویایی «زیبایی‌­شناختی» در جهان و فضایی شاعرانه است. او در ماجراجویی‌هایش دلاوریِ حقیقی دارد، از درگیری با ماموران تفتیش عقاید نمی‌ترسد و با وجود شکست‌های پیاپی به مسیر خود ادامه می‌دهد.

اما این دلاوری‌ها همگی بر پایه‌ی جهانی خیالی استوارند. جهانی که در پایان رمان فرو می‌ریزد و او خسته از این مبارزه­‌ی خیالی بدون ثمر و دستاورد، با روانی فروپاشیده و تنی رنجور، به بازی دیگری (دوئل صحنه‌سازی‌شده) تن می‌­دهد تا بهانه­‌ای برای خروج از جهان خیالی خودساخته­‌اش بیابد. در پایان، او که چیزی به پایان عمرش نمانده، سر عقل می‌آید و از خیال دست می‌­کشد و سپس می­‌میرد. این لحظه، نقطه‌­ی فروپاشی «اسطوره‌ی شخصی» اوست. مفهومی که بسیاری از مفسران آن را پایان قهرمانانه­‌ی یک جهان خیالی می­‌دانند.

 

5.سانچو پانزا: همراه حامل رویا

سانچو پانزا در رمان سروانتس در ابتدا کارگری ساده، عقل­‌گرا و در حال زیست در واقعیت است؛ اما در طول سفر، سفری که شباهت­‌های بسیار به سفر قهرمان جوزف کمبل دارد، نه تنها به جهان خیالی اربابش نزدیک می­‌شود و منطق او را می­‌پذیرد، بلکه به مرور خود تبدیل به یکی از حاملان خیال و رویا می­شود، در حدی که به زبان جانسون، سانچو بر خلاف تصور اولیه و رایج، نه صرفا یک عنصر طنز، بلکه­ حضوری است در نقش «حافظ مسیر خیال». عنصری که اگر نبود، جهان رویا به پایان راه خود می­‌رسید.

سانچو در رمان دن‌کیشوت روستایی فقیری است که از راه حمل چوب و کود حیوانی گذران زندگی می‌کند. او زمانی وارد زندگی اربابش می‌شود که پهلوان، پس از ماجراجویی در کوه و صحرا آسیب دیده و با زره‌ی آهنین نمی‌تواند از زمین بلند شود. سانچو او را با فرقان حمل کود به خانه می‌رساند و این یاری رسانی تبدیل به لحظه‌ی آغاز رابطه‌ی قهرمان- همراه می‌شود.

در ادامه‌ی داستان، انگیزه‌ی اولیه‌ی سانچو برای همراهی با دن کیشوت کاملا واقع‌گرایانه است. او به طمع رسیدن به غنائم و دستیابی به مقام فرماندار، بودن با ارباب مجنون خود را فرصتی هرچند احتمالی برای جهش طبقاتی می‌بیند. اما به تدریج این همنشینی با مردی که پشت ظاهر مجنونش، رگه‌های روشنی از فرهیختگی، دانش و روشنفکری دارد، در سانچو علاقه‌ای درونی پدید می‌آورد.

سانچو که در تمام مسیر سفر با اربابش جز کتک خوردن حاصلی از این همراهی و ماجراجویی‌ها نداشته، برخلاف آنچه معمول است، کم‌کم از طمع فاصله می‌گیرد و به وفاداری می‌رسد؛ وفاداری به خیال. از دل همین مسیر است که می‌­بینیم در پایان رمان، هنگامی که دن کیشوت به سر عقل می‌آید، سانچو همچنان خواهان ادامه‌­ی سفر است. گویی جهانی که دن‌کیشوت برایش ساخته را با تمام رویایی و محال بودنش، به جهان حقیقی‌ای که در آن زیست می‌کند ترجیح می‌دهد. این وارونگی، نقش او را از یک نوکر همراه و وفادار تغییر داده و به عنوان حامل پذیرا و میراث‌دار رویا تثبیت می­‌کند.

 

6.دایی جان ناپلئون: بازآفرینی ایرانی دن کیشوت

در رمان ایرج پزشکزاد هم دایی جان ناپلئون قهرمانی است که در جهان خیال زندگی می­‌کند. او گذشته­‌ی خود را به شکلی اسطوره‌­ای بازسازی می­‌کند و ناکامی‌­هایش، حتی ساده‌ترین آنها مانند آمدن دزد به خانه یا شنیده شدن صدایی مشکوک از یکی از مهمان‌ها را به «توطئه­‌ی انگلیسی­‌ها» نسبت می­‌دهد. نگرشی که ریشه در تاریخ سیاسی ایران که مبتنی بر تردید، توهم، بدبینی، دشمن خارجی، توطئه و خیانت استوار است دارد. در واقع خیال دایی جان، خیالی «سیاسی – پارانوئید» است و جهان را میدان نبردی پنهان می‌­بیند.

او اشراف‌زاده‌ای است که در زمانه‌ی فروپاشی طبقات و کست‌های قدیم، احساس بی‌جایی و ناکامی می‌کند. جهان به شکلی که او می‌شناخته در حال دگرگون شدن است و او توان و یارای پذیرش این دگرگونی را ندارد. او که سال‌هاست همسرش را طلاق داده و با دخترش در عمارتی اربابی زندگی می‌کند، مردی تنها، بدون عشق و غرق در گذشته‌ای تماما خیالی تصویر می‌شود. زندگی‌ای که جز ناکامی در ظاهر خود ندارد اما وقتی پای خیال به میان بیاید حتی از دل همین ناکامی‌ها نیز دستاوردی ایجاد می‌شود.

دایی‌جان جدایی از همسر و یکی دو شکست دیگر در زندگی شخصی‌اش را بدل به این همانی میان خود و ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه کرده و با رویابافی و شرکت در جنگ‌های خیالی، مابقی فاصله میان خود و قهرمانش را نیز پر می‌کند. دایی جان، تمام کتاب‌های تاریخ فرانسه و هرچه درباره‌ی ناپلئون بناپارت نوشته شده را خوانده و خود را میراث‌دار قهرمانی‌های او می‌بیند. همانگونه که دن کیشوت دشمن خیالی‌اش را جادوگر می‌داند، دایی جان نیز همه‌ی ناکامی‌هایش را به «توطئه‌ی انگلیسی‌ها» نسبت می‌دهد.

دایی جان سابقه‌ی نظامی کمرنگی دارد که در ذهن خیال‌پردازش به شرکت در جنگ‌های مهم با قوای انگلیس یا دست‌نشانده‌های آنان بدل شده است. او با آنکه در هنگ قزاق کلنل لیاخوف با آن سابقه‌ی بد در ضربه زدن به آزادی و استقلال ایران خدمت کرده است، اما انگلیسی‌ها را به دلیل حمله به «آزادی، استقلال و مشروطیت» محکوم می‌کند. او در جهانی که ساخته تا آنجا پیش می‌رود که به هیتلر نامه‌ای به زبان فارسی می‌نویسد تا از او در برابر انگلیسی‌ها حمایت کند.

اما بر خلاف دن کیشوت، دایی جان حتی در همان دنیای خیالی‌اش هم هیچ دلاوری حقیقی ندارد. مبارزات او صرفا به شکل وراجی‌های کلامی و تعریف خاطرات رخ نداده در امنیت چهاردیواری عمارت اربابی و در برابر خدمتکاران و اطرافیان محدودش رخ می‌دهد. اگر دن کیشوت برای نجات جهان حاضر است به آسیاب‌های بادی حمله کند و یا در برابر مامور تفتیش عقاید قدعلم کند، دایی جان نه تنها پا ازخانه‌اش بیرون نمی‌گذارد، بلکه حتی از شنیدن خبر آمدن دزد به خانه‌اش غش می‌کند.

این تفاوت، بازتاب تفاوت دو فرهنگ است. فرهنگ سلحشوری اسپانیایی در برابر فرهنگ بی عملی، تصوف‌زدگی و اغراق شاعرانه در ایران. پزشکزاد با هوشمندی تمام پروتوتیپ قهرمان خیال‌پرداز را در زمینه‌ی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران بازآفرینی می‌کند.

دایی جان رمان پزشکزاد کنش‌گری دن‌کیشوت را ندارد و اگر به رویایی خود ساخته پناه می­‌برد، صرفا به این دلیل است که این رویا او را از شر مواجهه با زندگی حقیقی­‌اش، زندگی‌ای که از گذشته‌ی پر طمطراق‌شان چیزی جز یک باغ بزرگ و کرور کرور کینه، نفرت، اختلاف و بدبینی و فساد نمانده دور کند. دایی جان نیز همچون دن کیشوت رویا را مفری برای فرار از حقیقت تلخ پیش رو می­‌پندارد. ولی در شکلی ساکن و بی‌کنش. هرچند که او نیز در پایان به سرنوشتی شبیه به جد ادبی‌­اش در رمان سر وانتس دچار می­‌شود؛ سرنوشت محتوم خیال‌بافان.

او نیز در پایان عمر به شکلی هرچند متفاوت از دن‌کیشوت، سرش به سنگ حقیقت خورده، در مبارزه با واقعیت تسلیم می‌شود و به دامان حقیقت بازمی­‌گردد یا لااقل می‌­شود گفت حقیقت را در پس ذهنش باور می‌­کند. این ساز و کار نیز بازتابی ایرانی از خیال‌پردازی دن کیشوت است. با این تفاوت که طنز پزشکزاد طنزی سیاسی – فرهنگی است که نقدی بر ذهنیت توطئه‌محور در تاریخ معاصر و حتی فرهنگ زیسته­‌ی مردم عادی ایران ارائه می‌­دهد.

 

7.مش قاسم: همراه وفادار و سازنده‌ی خیال

مش قاسم نسخه‌ی ایرانیزه‌شده‌ی همراه وفادار است. همراهی که خیال قهرمان را می‌پذیرد، بازتولید می‌کند و در پایان بیش از خود قهرمان در جهان خیال باقی می‌ماند. او نیز مانند سانچو پانزا، مستخدمی بی‌سابقه‌ی نظامی است، اما برخلاف سانچو، زن و فرزندی ندارد.

داستان عشق شکست‌خورده‌ی او در غیاث آباد قم، یکی از زیباترین بیان‌های درد عشق در ادبیات فارسی است. آنجا که با حسرت از سختی عاشق شدن می‌گوید و در بیان سرنوشت عاشق شکست‌خورده عنوان می‌کند: «بعد از اون دیگه هیچ خبری از اون هم‌ولایتی ما نشد. پنداری دود شد و به هوا رفت» این فقدان، او را به باغ اربابی، نوکری دایی‌جان و در نهایت به سوی پذیرش خیال ارباب سوق می‌دهد.

مش قاسم برخلاف سانچو نه به دنبال غنیمت است و نه جهش طبقاتی. او صرفا به دنبال داشتن احترامی انسانی است. حضور در خانه‌ای که در آن به خاطر شکستن شاخه‌ی بی‌قابلیت یک نسترن تحقیر می‌شود، داشتن احترام به رویایی دور بدل می‌شود. و راه رسیدن به این رویا، همراهی با خیال‌بافی‌های ارباب مجنون است. در حقیقت خیال دایی جان برای مش قاسم پناهی می‌شود تا او بتواند در سایه‌ی آن به احترامی هرچند گذرا دست یابد.

 او با ورود یا بهتر است بگویم جا کردن خود به جهان خیالی اربابش، شأنی برای خود می‌سازد که در واقعیت از او دریغ شده است. و تفاوت مهم بین این دو شخصیت (مش قاسم و سانچو پانزا) نیز دقیقا در همین‌جاست. سانچو خیال را برای جهش طبقاتی و رسیدن به ثروت می‌خواهد اما مش قاسم خیال را برای کسب احترام انسانی. برای همین هم هست که مش قاسم به شرقی‌ترین شکل ممکن، هیچ چیزی جز نام نیک و عاقبت به خیری نمی‌خواهد.

او حتی پیش از آنکه همراه خیال‌بافی‌های دایی جان شود، در رویاهایش می‌بیند که برای زادگاهش غیاث‌آباد قم، آب انباری ساخته، وقف کرده تا هم‌ولایتی‌ها دیگر از آب شور جوب نخورند. او هیچ چیز حتی در رویاهایش برای خودش نمی‌خواهد. مش قاسم به دنبال جایگاهی انسانی و والاست نه پول و ثروت.

از همین رو باید مش قاسم را نمونه‌­ای از «یار وفادار خیال‌پذیر شرقی» دانست که به مرور و هرچه داستان پیش می‌رود، به تدریج نه فقط حامل صرف خیال، بلکه سازنده‌ی آن نیز می‌شود. او دیگر یک ناظر بیرونی نیست. در دل حوادث حضور دارد و ایفای نقش می‌کند. مش قاسم تصمیم می‌گیرد در جهان رویایی اربابش برای همیشه ماندگار شود. همان تصمیمی که سانچو پانزا نیز گرفته است.

اگر در رمان سر وانتس، سانچو را می­‌بینیم که بر بالین ارباب رو به احتضارش نشسته و از او می­‌خواهد برخیزد، دوباره لباس­‌های شوالیه‌­گری­‌اش را بپوشد و با هم به جاده بزنند، اگر سانچو پس از دن کیشوت، ساکن سرزمین خیالی او می‌­ماند، مش قاسم نیز چنین می­‌کند. در روند حرکت داستان در رمان پزشکزاد، مش قاسم بعضی مواقع حتی بیش از خود دایی جان در جهان توطئه و دشمن فرضی زندگی می­‌کند.

نشان به آن نشان که در جایی از رمان می‌­بینیم که او آنقدر بر تصحیح خاطره‌­ی خیالی دایی جان پافشاری می­‌کند و میان حرف اربابش می‌پرد که دایی جان لجوج و یک‌دنده را تسلیم کرده تا بپذیرد آنچه رخ داده در جنگ ممسنی نبوده و در جنگ کازرون بوده است. این امر نشان واضحی است از اینکه خیال قهرمان، پس از فروپاشی، در همراه میراث‌دارش ادامه می­‌یابد. مش قاسم در رمان پزشکزاد، میراث‌ دار تمام آن چیزی است که اربابش با خود حمل می‌کرده است.

 

8.وارونگی پایانی: مرگ خیال در قهرمان و بقای آن در همراه

چه در رمان سروانتس و چه در رمان پزشکزاد، یک وارونگی اسطوره‌­ای رخ می­‌دهد. در هر دو رمان، اربابان به عنوان بانیان ایجاد رویا و خیال، دچار یک دگرگونی اساسی می‌­شوند. دن کیشوت عاقل شده و از خیال دست می‌­کشد، نام مستعار خود را کنار می­‌گذارد و به نام اصلی­‌اش برمی­‌گردد و دایی جان نیز با آنکه نه به وضوح دن کیشوت، اما فرسوده و خاموش و فرو ریخته، به پایان یافتن بازی­‌ای که خودش راه انداخته تن می­‌دهد.

در این میان اما نه سانچوی وفادار و نه مش قاسم حرف‌شنو، در این سفر نهایی اربابانشان را همراهی نمی­‌کنند. آنها در جهان خیال باقی می­‌مانند تا به نوعی مانع فراموشی آن شکل متفاوت خیال­‌پرداز شوند. این وارونگی نشان می­‌دهد که خیال­‌پردازی قهرمان، حتی پس از فروپاشی، در همراهش ادامه پیدا می‌کند. همان انتقال میراث قهرمان.

رویا و خیال، از بین نمی‌رود بلکه از فردی به فردی دیگر و از ذهنی به ذهنی دیگر منتقل می‌شود.

 

9.نتیجه‌­گیری

تحلیل تطبیقی این دو رمان نشان می­‌دهد که پزشکزاد، آگاهانه یا ناخودآگاه، از الگوی سروانتس بهره گرفته است و نشانه­‌های این موضوع در هر دو اثر به وفور دیده می‌­شود. با نگاهی گذرا به این دو رمان می‌­بینیم که در هر دو، قهرمان در جهان خیال زندگی می­‌کند، همراهی دارد که رویای او را می‌پذیرد و سپس میراث‌­دار و حامل آن می‌شود و در پایان رویا در همراه ادامه پیدا می‌­کند و قهرمان با پذیرش واقعیت، تسلیم آن می‌­شود.

خلاصه‌­ی کلام اینکه دایی جان ناپلئون را باید بازخوانی ایرانیزه‌شده‌­ای از دن کیشوت دانست، اما نه در سطح تقلید و گرته­‌برداری صرف، بلکه در سطح گفتگویی فرهنگی. گفتگو میان چهار شخصیت که هر کدام تکرار دیگری است در جهان، زمان و اتمسفر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی­‌ای متفاوت. این گفتگو نشان می­‌دهد که چگونه ادبیات می‌­تواند از مرزهای زمانی، جغرافیایی و فرهنگی عبور کند و در جایی دیگر، معناهایی تازه بر اساس یک فضای واحد بسازد. نشانه‌ای از دهکده‌ی جهانی ادبیات.

سروانتس و ایرچ پزشکزاد، با گذر از مرز زمان، با دو رمان بی بدیل، گفتگویی میان‌فرهنگی بر حول محور رویا­پردازی و خیال‌­بافی خلق کرده­‌اند تا نشان دهند که خیال نه ضعف فردی، بلکه ساز و کاری فرهنگی برای مواجهه با بحران است. ساز و کاری که در هر دو جهان، از قهرمان به همراه منتقل می‌شود و در قالب طنز به نقد اجتماعی بدل می‌گردد. گفتگویی پشت میزی در گوشه‌ای دنج از کافه‌ی ادبیات جهان.

 

 

منابع 

نقش پروتوتیپ در آفرینش شخصیت‌های داستانی، نوشته‌ی شیرین‌دخت دقیقیان، نشر مروارید

سفر قهرمان، نوشته‌ی، جوزف کمبل، ترجمه‌ی عباس مخبر، نشر مرکز

رویکردی رمانتیک به سروانتس، نوشته‌ی آنتونی کلوز

نگاهی به تاریخ سیاسی ایران، نوشته‌ی عباس میلانی

 

 
 

 

پیشنهاد مطالعه: درباره‌ی دایی جان ناپلئون

 

آگهی

کتاب های بکار رفته در این مقاله

دایی جان ناپلئون

نویسنده:  ايرج پزشك‌زاد

ناشر: فرهنگ معاصر

نوبت چاپ: ۴

سال چاپ: ۱۴۰۳

تعداد صفحات: ۵۷۶

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۰۵۱۴۵۶

تهیه این کتاب

دن‌کیشوت (جلد دوم)

نویسنده: میگل دو سروانتس

مترجم: کیومرث پارسای

ناشر: روزگار

تعداد صفحات: ۷۱۶

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۷۴۱۲۷۳

تهیه این کتاب

دن‌کیشوت (جلد اول)

نویسنده: میگل دو سروانتس

مترجم: کیومرث پارسای

ناشر: روزگار

تعداد صفحات: ۶۳۲

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۷۴۱۲۶۶

تهیه این کتاب

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *