نفت؛ طلای سیاه یا بلای بیپایان
نگاهی به حضور نفت در ادبیات داستانی فارسی
کشف نفت در اواخر قرن 19 در جنوب ایران اتفاق مهمی در سرنوشت کشور بود. تأثیر آن در اقتصاد و دنیای سیاست همیشه مورد بحث بوده است: آیا این نعمت به رایگان ارزانی شده ما را ثروتمندتر کرد یا برعکس ما را از تکاپو و رشد بازداشت و مشکلات سیاسی فراوانی برایمان رقم زد؟ مشکل از نگاه حاکمان ما به این طلای سیاه بود یا نقشههای استعماری؟ اگر نفت نبود مسیر توسعه ایران هموارتر میشد؟ و آنچه که امروز درحال تجربهاش هستیم چقدر به معادلات نفتی و نقشههای جهانی گره خورده است؟
اما وجود نفت رویه دیگری هم دارد، رویهای که به تأثیر آن در فرهنگ و زندگی زیست_محیطی میپردازد. در دنیای ادبیات، گونهای را که به این موضوع توجه کرده پتروفیکشن (Petrofiction) نامگذاری کردهاند. این نام اولین بار توسط آمیتاو گوش در سال 1992 مطرح شد و بعدها به آثاری اطلاق شد که از فوران نفت و سرقت استعماری تا فرآوردههای آن که بر نوع زندگی و مصرف و فرهنگ ما موثرند، اشاره میکنند. این آثار میتوانند کاملا واقعگرایانه باشند یا داستانهایی گمانهزن که از آسیبهای جدی در آینده جهان خبر بدهند.
طبیعی است در ایران که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت خام جهان است نیز ادبیاتی حول محور نفت و پیامدهایش شکل گرفته باشد. پتروفیکشن گرچه در ادبیات ایران هنوز گسترده و متنوع نیست اما نشان از تأثیر عمیقی دارد که نفت در سرنوشت ما گذاشته است.
داستانهای فارسی که نفت به عنوان موضوع اصلی (چه در متن داستان و چه در مضمون پنهانی آن) حضور دارند، اغلب ردپایی از حضور استعمارگر و نگاهی سیاسی دارند که البته با توجه به پیشینه ماجرای اکتشاف و بهرهبرداری نفت در ایران که از قرارداد دارسی تا ماجرای ملی شدن صنعت نفت (و همین حالا ماجرای تنگه هرمز) را در مسیر خود دارد، عجیب و دور از ذهن نیست. با این حال در این پرونده تلاش کردیم نمونههای متنوع و مطرح این گونه داستانی را در ادبیات فارسی معرفی کنیم.
بدون شک وقتی از جنوب و فضای آغشته به نفت آن صحبت میکنیم، مطرحترین نویسندهای که به یادمان میآید احمد محمود است. گرچه در اغلب آثار او ردپایی از تأثیر نفت در تغییرات زندگی در جنوب ایران دارند اما رمان همسایهها با مطرح کردن اثر جنبش ملی کردن صنعت نفت بر زندگی یک جوان ساکن جنوب (خالد)، مشخصترین اثر اوست. البته احمد محمود پیش از این نیز در داستان کوتاه شهر کوچک ما (تجدید چاپ شده در کتاب بازآفرینی واقعیت) به زیبایی نحوه رویارویی یک شهر کوچک جنوبی با ماجرای نفت را روایت کرده است.
در وینش پروندهای برای رمان همسایهها داشتیم که در آن میتوانید اطلاعات جالب و نگاههای متفاوتی را درباره این رمان بخوانید.
دربارهی همسایهها |
هرچقدر احمد محمود در داستانهایش از جامعه و مردم بومی میگوید که تحت تأثیر تبعات کشف نفت و حضور کمپانیها و ورود خارجیها قرار گرفتند، ابراهیم گلستان از فضای درونی حکایت میکند؛ از فضایی که درون شرکت نفت و روسا و کارمندان آن وجود داشت. و یکی از جذابترین نمونههایش کتاب برخورد در زمانه برخوردهاست.
راهنمای چگونه برخورد کردن در زمان و زمانهی برخورد |
ناصر تقوایی را به عنوان فیلمساز میشناسیم اما تنها اثر داستانی بجا مانده (و ممنوعه) از او با نام تابستان همان سال در بستر تاریخی وقایع ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته و فضا و روابط و شرایط مردم اسکلههای آبادان را به خوبی شرح میدهد. با این کتاب بیشتر آشنا شوید.
تابستان همان سال |
قباد آذرآیین خودش زاده جنوب است و اولین داستانش در سال 1345 منتشر شد. بعد از آن آثار متعددی نوشته که اغلب آنها در زادگاهش (مسجد سلیمان) میگذرد و نگاهی هم به ماجرای استخراج نفت و تأثیر آن روی زندگی مردم آن منطقه دارد، ازجمله کتاب فوران که که نامزد دوازدهمین دوره جایزه جلال هم شد گرچه آذرآیین از نامزدی خود کناره گرفت.
فوران |
جا دارد که همراه با این کتاب، کتاب نویسنده جنوبی دیگری را هم معرفی کنیم. کتاب «سیاسنبو» که مجموعه داستانی از محمدرضا صفدری است که در آن هم تأثیر ماجرای نفت در زندگی مردم جنوب بهویژه طبقه کارگر مشهود است.
از داستانهای واقعگرایانه که بگذریم، نمونههای دیگری از داستانها داریم که با ایجاد فضایی سوررئال یا آمیختن جادو و اسطوره به شرح ماجرای نفت پرداختهاند. شاید اولین رمان از این نمونه کتاب اهل غرق نوشته منیرو روانیپور باشد که در فضای آمیخته با افسانهها و باورهای جنوب از ترس مردمی میگوید که مبادا در زمینشان چاه نفت پیدا شود. در سالهای اخیر هم نسترن مکارمی با کتاب توتال ماجرای کشف نفت را با افسانهها و اسطورهها درهم آمیخته.
این داستانها تجربه متفاوتی از روایت درباره نفت را در ادبیات داستانی ایران میآفرینند.
اهل غرق |
خواب آشفته مایع مقدس |
کارمند شرکت نفت بودن یا در شهرکهای کارکنان شرکت نفت زندگی کردن یکی دیگر از فضاهایی است که در ادبیات داستانی ما دیده میشود. اگر از این منظر نگاه کنیم که ماجرای نفت در ایران چه طبقات اجتماعی جدید یا نوع خاصی از زندگی شهرکی را ایجاد کرد، توجه به این گروه جالب میشود.
در اغلب داستانهای اسماعیل فصیح، جلال آریان به عنوان بازنشسته شرکت نفت حضور دارد و یکی از معروفترین رمانهایش با حضور این شخصیت در میانه جنگ ایران و عراق کتاب زمستان 62 است. در رمان مطرح زویا پیرزاد با نام چراغها را من خاموش میکنم هم شخصیت اصلی داستان ساکن یکی از این شهرکهای نفتی در آبادان دهه چهل است.
نگاهی هم به این کتابها انداختهایم.
زمستان 62 |
چراغها را من خاموش میکنم |
البته در این میان نمیشود یادی هم از کتاب «جننامه» هوشنگ گلشیری نکرد که شخصیت اول داستانش در محلههای کارگری آبادان با برجهای پر دود پالایشگاه نفت زندگی میکند. کتاب جننامه اما در خارج ایران به چاپ رسیده و برای خواندن آن باید به نسخههای افست دست پیدا کنید.
بعد از معرفی این کتابهای داستانی بد نیست کتاب مستندی را هم ببینید که به بخش دیگری از ماجرای نفت و صنعت در ایران توجه دارد، بخشی که تلاش میکند در صنعت نفت و مشتقاتش خودکفا شود. کتاب ساخت ایران که به آسیبشناسی تاریخی صنعت نفت کشور هم میپردازد.
ما میتوانیم؛ ولیکن با اعمال شاقه! |
حالا وقت آن است که دوباره پرسش آغازین را از خود بپرسیم: طلای سیاه یا بلای بیپایان؟














2 دیدگاه در “نفت؛ طلای سیاه یا بلای بیپایان”
بیشتر بلای جان
چقدر به موضوع مهمی پرداختین توی این روزهای سخت…