
پروتیتیپهای خیالباف: گفتگویی میان دو رمان دنکیشوت و داییجان ناپلئون
این مقاله به بررسی تطبیقی دو زوج شخصیتی در ادبیات جهان و ادبیات معاصر ایران میپردازد: دن کیشوت و سانچو پانزا در رمان دن کیشوت اثر سروانتس و دایی جان ناپلئون و مش قاسم در رمان ایرج پزشکزاد؛ در این مسیر و با تکیه بر الگوی اسطورههای «قهرمان-همراه» نشان داده میشود که پزشکزاد با بهرهگیری از ساختار طنزآمیز سروانتس، نسخهای ایرانی از این رابطه خلق کرده است. رابطهای که در آن قهرمان در جهان خیال زندگی میکند و همراهش، ابتدا واقعگرا یا خنثی است و به تدریج حامل و ادامهدهندهی همان خیال میشود. این تطبیق امکان فهم عمیقتر طنز، نقد اجتماعی و ساز و کار خیالپردازی در هر دو رمان را فراهم میکند.