
بودن یا نبودن شکسپیر
بود یا نبود شکسپیر و ماجراهای زندگیاش با گذشت چهارقرن همچنان موجب پژوهش و اختلاف است. با اینحال هنوز از عبارات و شخصیتها و نمایشنامههایی که بجا گذاشته، بودنش را بر جهان ادبیات استیلا داده است.

بود یا نبود شکسپیر و ماجراهای زندگیاش با گذشت چهارقرن همچنان موجب پژوهش و اختلاف است. با اینحال هنوز از عبارات و شخصیتها و نمایشنامههایی که بجا گذاشته، بودنش را بر جهان ادبیات استیلا داده است.

نشست رونمایی کتاب «سم شپارد و زیباییشناسیِ اجرا» روز دوشنبه 19 مرداد ماه 1405 در کتابفروشی علمیوفرهنگی در انقلاب برگزار شد؛ کتابی پژوهشی نوشتهی «اما کریدن» و ترجمهی «مسلم آبینی» که توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. موضوع محوری کتاب «سم شپارد و زیباییشناسیِ اجرا»، بررسی نسبت میان آثار نمایشی سم شپارد و زیباییشناسی در تئاتر اوست. اما کریدن در این پژوهش تلاش میکند نشان دهد که برای درک بهتر رویکرد تجربی شپارد به نمایشنامهنویسی، نمیتوان صرفاً بهش متن و روایت آثار او اکتفا کرد؛ بلکه باید به عناصر بصری، ساختار اجرایی و پیوند آثار او با سنت سوررئالیستی نیز توجه داشت.

ایران مانند یک باغ است؛ باغی رنگارنگ و متنوع از اسطوره تا اقلیم و آیین و هنرها. باغی که جلوهاش از فرش زیرپا تا فضای سبز و از خوراک تا رسم و رسوم در حیات طولانی این سرزمین حفظ شده و پایدار مانده. بچهها میراثدار این باغ هستند. باغی که با رسیدن نوروز، نو شدن روزگار و رویش دوباره را یادآور میشود. همراه با تقویم نوروزی، ما هم یادآور کتابهایی میشویم که تنوع و رنگارنگی ایران را بهمثابه یک باغ به بچهها نشان میدهد.

صد سال تئاتر بیگانه در ایران ناصر آقایی متولد ۱۳۲۵ در قم ، دارای مدرک دکتری از دانشگاه واریک انگلستان، کارشناسی ارشد از دانشگاه ایالتی فلوریدا و کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک میباشد. وی فعالیت سینمایی را

آواز قناری ها در شهری که سکوت و سایهها بر هر گوشهاش نشسته قناری کوچکی از قفس میگریزد تا طعم آزادی را بچشد اما دنیای بیرون با سرما گرسنگی و نگاههای سنگین دیگر پرندهها و حیوانات به استقبالش میآید. آیا

نمایش «به کفشات نگاه کن» نمایشی است بدون کلام در ستایش زندگی و خانواده و انسان. در کل نمایش یک روحیه طنز و کمدی ظریفی وجود دارد و بسیاری از صحنهها بامزه است و به دل مینشیند. سبک تجربی و مینیمال و در جاهایی حتی سوررئال کار درآمده و تماشاگر همهچیز را باور میکند و میبیند. این نمایش نشان میدهد که تئاتر چطور میتواند با چند عنصر ساده (در اینجا کفش) جهانی تازه خلق کند. به بهانهی اجرای موفق این نمایش با کارگردان آن، آقای حمید ملاحسینی، گفتوگویی داشتهایم که میخوانید.

نمایش «به کفشات نگاه کن» نمایشی است بدون کلام در ستایش زندگی و خانواده و انسان. در کل نمایش یک روحیه طنز و کمدی ظریفی وجود دارد و بسیاری از صحنهها بامزه است و به دل مینشیند. سبک تجربی و مینیمال و در جاهایی حتی سوررئال کار درآمده و تماشاگر همهچیز را باور میکند و میبیند. این نمایش نشان میدهد که تئاتر چطور میتواند با چند عنصر ساده (در اینجا کفش) جهانی تازه خلق کند. به بهانهی اجرای موفق این نمایش با نویسندهی آن، آقای منوچهر اکبرلو، گفتوگویی داشتهایم که میخوانید.

مرد و زنی (که نقش جنسیتی آنها را کفشها به نمایش میگذارند) خانوادهای تشکیل میدهند و بچهدار میشوند و زندگیشان را در جامعهای شلوغ هرطور که شده تأمین میکنند. جنگی درمیگیرد که پدر و مادر سعی میکنند خودشان و فرزندشان را از آن دور نگهدارند، اما به هر حال شبی فرا میرسد که بچهی آنها را به جبهه فرامیخواند…

در دههی پنجاه بسیاری از آثار برشت به فارسی ترجمه و منتشر شد و بسیاری از جوانان و روشنفکران در آن سالها کتابهای او را با اشتیاق میخواندند. اما گویا کمکم از مد افتاد. آیا این آثار بیش از حد همهچیز را سخت نشان میدادند؟ بچههایمان را به مرگ ترغیب میکردند؟ بیش از اندازه مسئولیت به گردنمان میانداختند؟

برتولت برشت (1898–1956) بدون شک یکی از تأثیرگذارترین چهرههای قرن بیستم در عرصه تئاتر و اندیشهی هنری است. او در دورانی مینوشت که اروپا زیر فشار جنگها، بحرانهای ایدئولوژیک و تحولات طبقاتی میجوشید. در چنین فضایی، برشت احساس کرد تئاترِ سنتی دیگر پاسخگوی انسان مدرن امروزی نیست. او تئاتری میخواست که به جای سرگرم کردن، آگاه کند؛ تئاتری که تماشاگر را نه در رؤیا، بلکه در واقعیت بیدار کند و مدام به او تلنگر بزند. برشت این نوع نگاه را در قالب نظریهی «تئاتر حماسی (Epic Theatre) و مفهوم کلیدی «فاصلهگذاری» مطرح کرد در این یادداشت خیلی مختصر و مفید به فاصلهگذاری در آثار برشت و مولفههای اصلی تئاتر او میپردازم؛ با ذکر این نکته که برای شناخت کامل برشت و نقش او در هنر و ادبیات مدرن باید کتابها نوشت.

بود یا نبود شکسپیر و ماجراهای زندگیاش با گذشت چهارقرن همچنان موجب پژوهش و اختلاف است. با اینحال هنوز از عبارات و شخصیتها و نمایشنامههایی که بجا گذاشته، بودنش را بر جهان ادبیات استیلا داده است.

نشست رونمایی کتاب «سم شپارد و زیباییشناسیِ اجرا» روز دوشنبه 19 مرداد ماه 1405 در کتابفروشی علمیوفرهنگی در انقلاب برگزار شد؛ کتابی پژوهشی نوشتهی «اما کریدن» و ترجمهی «مسلم آبینی» که توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. موضوع محوری کتاب «سم شپارد و زیباییشناسیِ اجرا»، بررسی نسبت میان آثار نمایشی سم شپارد و زیباییشناسی در تئاتر اوست. اما کریدن در این پژوهش تلاش میکند نشان دهد که برای درک بهتر رویکرد تجربی شپارد به نمایشنامهنویسی، نمیتوان صرفاً بهش متن و روایت آثار او اکتفا کرد؛ بلکه باید به عناصر بصری، ساختار اجرایی و پیوند آثار او با سنت سوررئالیستی نیز توجه داشت.

ایران مانند یک باغ است؛ باغی رنگارنگ و متنوع از اسطوره تا اقلیم و آیین و هنرها. باغی که جلوهاش از فرش زیرپا تا فضای سبز و از خوراک تا رسم و رسوم در حیات طولانی این سرزمین حفظ شده و پایدار مانده. بچهها میراثدار این باغ هستند. باغی که با رسیدن نوروز، نو شدن روزگار و رویش دوباره را یادآور میشود. همراه با تقویم نوروزی، ما هم یادآور کتابهایی میشویم که تنوع و رنگارنگی ایران را بهمثابه یک باغ به بچهها نشان میدهد.

صد سال تئاتر بیگانه در ایران ناصر آقایی متولد ۱۳۲۵ در قم ، دارای مدرک دکتری از دانشگاه واریک انگلستان، کارشناسی ارشد از دانشگاه ایالتی فلوریدا و کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک میباشد. وی فعالیت سینمایی را

آواز قناری ها در شهری که سکوت و سایهها بر هر گوشهاش نشسته قناری کوچکی از قفس میگریزد تا طعم آزادی را بچشد اما دنیای بیرون با سرما گرسنگی و نگاههای سنگین دیگر پرندهها و حیوانات به استقبالش میآید. آیا

نمایش «به کفشات نگاه کن» نمایشی است بدون کلام در ستایش زندگی و خانواده و انسان. در کل نمایش یک روحیه طنز و کمدی ظریفی وجود دارد و بسیاری از صحنهها بامزه است و به دل مینشیند. سبک تجربی و مینیمال و در جاهایی حتی سوررئال کار درآمده و تماشاگر همهچیز را باور میکند و میبیند. این نمایش نشان میدهد که تئاتر چطور میتواند با چند عنصر ساده (در اینجا کفش) جهانی تازه خلق کند. به بهانهی اجرای موفق این نمایش با کارگردان آن، آقای حمید ملاحسینی، گفتوگویی داشتهایم که میخوانید.

نمایش «به کفشات نگاه کن» نمایشی است بدون کلام در ستایش زندگی و خانواده و انسان. در کل نمایش یک روحیه طنز و کمدی ظریفی وجود دارد و بسیاری از صحنهها بامزه است و به دل مینشیند. سبک تجربی و مینیمال و در جاهایی حتی سوررئال کار درآمده و تماشاگر همهچیز را باور میکند و میبیند. این نمایش نشان میدهد که تئاتر چطور میتواند با چند عنصر ساده (در اینجا کفش) جهانی تازه خلق کند. به بهانهی اجرای موفق این نمایش با نویسندهی آن، آقای منوچهر اکبرلو، گفتوگویی داشتهایم که میخوانید.

مرد و زنی (که نقش جنسیتی آنها را کفشها به نمایش میگذارند) خانوادهای تشکیل میدهند و بچهدار میشوند و زندگیشان را در جامعهای شلوغ هرطور که شده تأمین میکنند. جنگی درمیگیرد که پدر و مادر سعی میکنند خودشان و فرزندشان را از آن دور نگهدارند، اما به هر حال شبی فرا میرسد که بچهی آنها را به جبهه فرامیخواند…

در دههی پنجاه بسیاری از آثار برشت به فارسی ترجمه و منتشر شد و بسیاری از جوانان و روشنفکران در آن سالها کتابهای او را با اشتیاق میخواندند. اما گویا کمکم از مد افتاد. آیا این آثار بیش از حد همهچیز را سخت نشان میدادند؟ بچههایمان را به مرگ ترغیب میکردند؟ بیش از اندازه مسئولیت به گردنمان میانداختند؟

برتولت برشت (1898–1956) بدون شک یکی از تأثیرگذارترین چهرههای قرن بیستم در عرصه تئاتر و اندیشهی هنری است. او در دورانی مینوشت که اروپا زیر فشار جنگها، بحرانهای ایدئولوژیک و تحولات طبقاتی میجوشید. در چنین فضایی، برشت احساس کرد تئاترِ سنتی دیگر پاسخگوی انسان مدرن امروزی نیست. او تئاتری میخواست که به جای سرگرم کردن، آگاه کند؛ تئاتری که تماشاگر را نه در رؤیا، بلکه در واقعیت بیدار کند و مدام به او تلنگر بزند. برشت این نوع نگاه را در قالب نظریهی «تئاتر حماسی (Epic Theatre) و مفهوم کلیدی «فاصلهگذاری» مطرح کرد در این یادداشت خیلی مختصر و مفید به فاصلهگذاری در آثار برشت و مولفههای اصلی تئاتر او میپردازم؛ با ذکر این نکته که برای شناخت کامل برشت و نقش او در هنر و ادبیات مدرن باید کتابها نوشت.
Thanks for clicking. That felt good.
Close