vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

قدرتی که سینما از کتاب‌ گرفت

کتاب «قدرت فیلم» به جهان نام‌آوران تاریخ سینما، یعنی افرادی چون «یاسوجیرو اوزو» ژاپنی، «اینگمار برگمان» سوئدی، «آندری تارکوفسکی» روسی، «فدریکو فلینی» ایتالیایی و «ژان لوک گدار» فرانسوی وارد نمی‌شود. مرزهای این کتاب به دنیای هالیوود محدود و به قابی منتهی می‌شود که متأثر از نگرش ساخته‌های آمریکایی‌ است، هرچند که نویسنده‌اش سوبر، خود را شاگرد سینمای همه دنیا می‌داند.

 

 

این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند

 

قدرت فیلم

نویسنده: هاوارد سوبر

مترجم: خشایار قشقایی

ناشر: بیدگل

نوبت چاپ: ۳

سال چاپ: ۱۴۰۳

تعداد صفحات: ۴۶۹

شابک: ۹۷۸۶۲۲۶۸۶۳۳۵۳


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

برسام
آگهی

قدرتی که سینما از کتاب‌ گرفت

 

«فیلم‌ها سرگرممان می‌کنند و غالباً چیزی بیش از جعبه‌شانسی‌های حاویِ شوخی و شامورتی و شِرّ و وِر نیستند. اما آن‌هایی که به جذب مخاطب طی زمان و اقامت در خاطره‌ی شخصی و جمعی‌مان ادامه می‌دهند، موفقیتشان را مرهون آشکارسازی الگوهای حاکم بر زندگی‌مان‌اند؛ بیم و امیدهایمان، تمناها و درماندگی‌هایمان، سوداها و سرخوردگی‌هایمان، عشق و نفرت‌هایمان، همه در فیلم‌های محبوب تجسم پیدا کرده‌اند. پس مطالعه‌ی این فیلم‌ها مطالعه‌ی خودمان است؛ آن‌طور که آرزو داریم باشیم، نه آن‌طور که هستیم.»

 

آنچه گذشت، سطرهایی از کتاب «قدرت فیلم» به‌قلم هاوارد سوبر، منتقد و مدرس مشهور سینما است. کتاب «قدرت فیلم» به جهان نام‌آوران تاریخ سینما، یعنی افرادی چون «یاسوجیرو اوزو» ژاپنی، «اینگمار برگمان» سوئدی، «آندری تارکوفسکی» روسی، «فدریکو فلینی» ایتالیایی و «ژان لوک گدار» فرانسوی وارد نمی‌شود. مرزهای این کتاب به دنیای هالیوود محدود و به قابی منتهی می‌شود که متأثر از نگرش ساخته‌های آمریکایی‌ است، هرچند که نویسنده‌اش سوبر، خود را شاگرد سینمای همه دنیا می‌داند.

 

آن‌سویِ هالیوودی‌هایِ ماندگار

«قدرت فیلم» که در قالب ده‌ها یادداشت‌ کم‌وبیش فشرده و پُرمغز فصل‌بندی می‌شود، هر بار از جنبه‌ای که برآمده از مطالعات و پژوهش یا حتی می‌توان گفت شهود و شم نویسنده است، به شماری از فیلم‌های آمریکایی نگاه می‌کند. معیار گزینش او نیز آن قبیل فیلم‌های هالیوود است که دیر یا زود، عناوینی چون «محبوب» یا «به‌یادماندنی» به خود گرفته‌اند.

گفتنی است دلیل انتخاب این فیلم‌ها، نه برآمده از علاقه شخصی یا ملیت سوبر که اصلیت آمریکایی دارد، بلکه برخاسته از دامنه گسترده‌تر مخاطبانش است، یعنی شیفتگان هنر یا صنعت سینمای‌ آمریکا که با نیروی شگفت‌انگیزی به ذهن و زندگی مردم سراسر زمین ازجمله ما ایرانیان راه یافته است.

به بیان دیگر، سوبر به‌درستی باور دارد که فیلم‌های مثلاً آفریقایی به‌اندازه فیلم‌های هالیوود تماشاگر ندارند. لقبی که می‌توان تحت‌تأثیرِ آن سینه‌چاکان سینما به تمام فیلم‌های کتابِ حاضر داد، «عامه‌پسند» است.

 

جادوی سینما یا افسون کتاب؟

این عامه‌پسندی، درست همان ویژگی فیلم‌های منتخب سوبر است که ما را با پرسشی مهم تنها می‌گذارد؛ سؤالی که نویسنده کتاب، دانسته یا نادانسته، در برابرش سکوت می‌کند: راستی‌راستی این کشته‌مُرده‌هایِ هالیوودپسندِ مدنظرِ «قدرت فیلم» یا در یک کلام، عامه به همان اندازه که جادوشده‌ی «سینما» هستند، به افسون «کتاب» (حتی سینمامحورش) هم دل‌بستگی دارند؟

این در حالی است که گروهی از آنان افتخار می‌کنند هیچ‌وقت لای یک کتاب را هم باز نکرده‌اند! چه برسد به این کتاب که ۴۶۹ صفحه ناقابل دارد! بنابراین، شاید بتوان گفت کتاب «قدرت فیلم» که نگارنده در آن به زبانی ساده و تقریباً همه‌فهم به نقد و تجزیه و تحلیل سینمای عامه‌پسند می‌پردازد، لزوماً خواننده‌اش عامه نیستند.با این حال، به‌نظر می‌رسد، سوژه «قدرت فیلم» بهانه مناسبی برای جذب آن گروه از سینمادوستانی است که انس و الفت چندانی با کتاب ندارند.

از طرفی، این کتاب به کار آن گروهی از کتابخوان‌ها نمی‌آید که اهل فیلم نیستند؛ چون خود سوبر در مقدمه اثرش تأکید می‌کند قبل از مطالعه‌ی اثرش حتماً فیلم‌های موردبحث را دیده باشیم و برای راحتی خواننده، فهرستی بلندبالا از آن‌ها را در ابتدای «قدرت فیلم» به خوانندگان پیشکش می‌کند. گفتنی است اثر حاضر برای آنان که دو رسانه فیلم و کتاب را هم‌پای هم دوست می‌دارند، بسیار دلچسب و جذاب خواهد بود.

 

 همکاری کتاب‌ها با فیلم‌سازان

از میان موضوعات متنوعی چون قهرمانِ زن، مرگ، اغوا، پروپاگاندا و شخصیت‌پردازی که سوبر ارتباطشان را با فیلم‌های همه‌پسند آمریکایی واکاوی می‌کند، جالب‌توجه‌ترینشان مسئله اقتباس است. اقتباس می‌تواند در پیوند با زندگی سرشناسان تاریخ تعریف شود. اما معروف‌ترین شکل آن اقتباس از نمایشنامه‌ها و کتاب‌های داستانی یا رمان است.

«بر باد رفته» (مارگارت میچل)، «پدرخوانده» (ماریو پوزو)، «کشتن مرغ مقلد» (هارپی لی)، «خوشه‌های خشم» (جان استاین‌بک)، «جادوگر شهر اُز» (ال. فرانک باوم)، «فرانکشتاین» (مری شلی) از جمله کتاب‌هایی هستند که به‌گفته نویسنده «قدرت فیلم» به آفرینش آثار سینمایی ماندگاری منجر شده‌اند. اگر به اول پاراگرف کنونی برمی‌گردیم و از نو بخوانیمش، پی می‌بریم آثاری که در تاریخ سینما هرکدام وزنه‌ای شایان به حساب می‌آیند، قدرتشان را تا به کجا مرهون کتاب‌ها هستند.

 سوبر درباره این پیوند کتاب و فیلم که همواره از سوژه‌های محبوبِ مخصوصاً اهالی مطالعه است، چنین می‌نویسد: «مخاطب درک می‌کند که فیلم امکان آن را ندارد تا همه‌چیز کتاب را به تصویر بکشد و به همین دلیل، حذف بعضی از صحنه‌ها و شخصیت‌ها به‌دست فیلم‌ساز را می‌بخشد؛ اما آنچه نمی‌بخشد خلق صحنه‌ها و شخصیت‌های تازه است.» بدون اینکه سوبر توضیح دهد، در اینجا متوجه می‌شویم که مقصود او از مخاطب، مخاطب کتابخوان است که آشنایی یا آگاهی کاملی درباره یک کتاب و جزئیاتش دارد.

 

‌الگوهای مکتوب در سینما

اقتباس، تنها پیوند جهان کتاب و فیلم‌، آن‌هم فیلم‌های نامور هالیوودی نیست. کتاب‌ها یا رساله‌ها و نمایشنامه‌های کلاسیک، خصوصاً از نوع تراژدی‌شان، همواره به درازنای تاریخ سینما در خدمت فیلم‌سازی بوده‌اند. این موضوع خصوصاً در پیوستگی با چالشِ شخصیت معنا می‌یابد؛ چالشی که فیلم‌های ماندگار، بدون آن عناوینی چون به‌یادماندنی به خود نمی‌گیرند. چراکه فیلم موفق، دارای شخصیت‌های موفق است.

به باور سوبر، صحنه‌، گفت‌وگو، پرورش و پردازش‌ و وضعیت هر شخصیتی از ابتدا تا انتهای یک اثر که در سینمای محبوب می‌بینیم، الهام‌یافته از شخصیت‌پردازی در آثار نوشتاری مشهوری، چون ادیپ شهریار (سوفوکل)، هملت (شکسپیر) و مرگ فروشنده (آرتور میلر) است. بنابراین، الگوهایی تکرارشونده که به آفرینش دوباره فیلم‌های پُرخاطره منجر می‌شوند، بدون کتاب‌ها چیزی کم دارند حتی اگر منِ تماشاگر از آن بی‌خبر باشم یا حتی بدانم، اما در مسیر فیلم احساسش نکنم.

 

چرا کتاب اقتباسی نه؟!

من که شیفته هنر یا صنعت سینما هستم، در مدتی که این کتاب را می‌خواندم، بیش از هر زمانی احساس کردم که چقدر فیلم‌های ماندگار، یعنی آن بخش از سینما که تا پایان تاریخ، قلبِ نسلی بعد از نسلی دیگر را تسخیر خواهد کرد، از دنیای کتاب درون‌مایه و الگو می‌گیرد تا جایی که می‌تواند از قدرت و تأثیرگذاری خود کتاب جلو بزند.

در چنین وضعیتی، قسمت غمگینش این است که فیلم می‌تواند کتاب را به شهرتی کم‌نظیر می‌رساند، اما هم‌زمان می‌تواند آن اثر را دست‌کم بین برخی «سینه‌فیلیا»ها (دوستداران فیلم) به حاشیه ببرد. چون بعضی از آن‌ها ممکن است بگویند، من که «بر باد رفته» را دیده‌ام، چه دلیلی دارد کتابش را بخوانم؟

نکته دیگر، بین فیلم و کتاب می‌تواند رابطه معکوس هم اتفاق بیفتد. و البته که مقصود این نیست که فیلم‌نامه‌ی آثار یا نقدشان را به چاپ برسانیم. مقصود آنکه اگر فیلم‌هایی مانند «طعم گیلاس» (عباس کیارستمی) یا «درخشش ابدی یک ذهن پاک» (میشل گوندری) محبوب‌اند، می‌توانیم آن‌ها را به قالب رمان یا داستان ببریم، به‌ویژه برای آن‌ها که به‌جای فیلم، کتاب‌ها را دیوانه‌وار دوست دارند و ترجیح می‌دهند. نمی‌دانم این دسته از کتاب‌ها در دنیا نام خاص و دقیقی بر خود دارند یا نه، اما اینجا نامشان را «کتاب اقتباسی» می‌گذارم!

درواقع، فیلم‌های غیراقتباسی نیز می‌توانند بهانه نوشتن اهل‌قلم برای کتابی ماندگار شوند. نمونه مشهور آن، رمان «روزی روزگاری در هالیوود» است که کارگردان شناخته‌شده آمریکا، «کوئنتین تارانتینو» آن را می‌نویسد. این رمان، الهام‌یافته از فیلمی با همین عنوان است که تارانتینو دو سال قبل به هواخواهان سینما تقدیم کرده بود.

 این کارگردان هالیوود، رمان را متناسب با ظرفیت کتاب طوری می‌نویسد که تفاوت‌هایی با نسخه سینمایی‌اش دارد. رمان «روزی روزگاری در هالیوود» سال ۱۴۰۰شمسی با ترجمه «علیرضا شفیعی‌‌نسب»، به همت نشر «مون» و در ۳۶۴ صفحه در اختیار فارسی‌زبانان قرار می‌گیرد.

 

 قدرت فیلم ایرانی

به نظر می‌رسد، کتاب «قدرت فیلم» می‌تواند الگویی باشد برای نوشتن اثری مشابه درباب سینمای ایران، سینمای محبوب و به‌یادماندنی‌اش، چه پیش و چه پس از انقلاب. مثلاً آثاری چون «شطرنج باد» (محمدرضا اصلانی)، «سوته‌دلان» (علی حاتمی)، «سازدهنی» (امیر نادری)، «سگ‌کشی» (بهرام بیضایی»، «جدایی نادر از سیمین» (اصغر فرهادی) و ده‌ها فیلم برگزیده دیگر کشورمان را کنار هم بگذاریم و در پژوهشی به پرسش‌های بنیادینی درباره‌شان جواب دهیم که مشابهش در «قدرت فیلم» سوبر هم پیش‌ رو می‌بینیم. و درنهایت رازهای شکست و پیروزی سینمای ماندگار ایران را در یک اثر خواندنی به دوستداران حرفه‌ای و عامی‌اش پیشکش کنیم.

 

کتاب ایرانی و قدرتش

 همچنین به نظر می‌آید که این اثر می‌تواند ایده‌ای برای ورود به دنیای کتاب‌های داستانی فارسی یا ایرانی باشد. یعنی نویسنده و پژوهشگرِ اهلش، «قدرت فیلم» را به دست بگیرد و بعد از خواندن و تأمل در آن با برخی اضافات و حذفیات، «قدرت کتاب» را خلق کند؛ قدرت کتاب‌های داستانی ایرانی که به‌نوعی در حافظه جمعی کتابخوانان ماندگار شده است؛ مانند «دایی‌‌جان ناپلئون» (ایرج پزشکزاد)، «همسایه‌ها» (احمد محمود)، «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» (زویا پیرزاد) و آثار این‌چنینی دیگر.

درواقع، نمی‌شود کتابخوان باشی و وقتی پرسش‌های سوبر را می‌خوانی درباره فیلم‌ها، همان‌ها را با دنیای کتاب‌ها مطابقت ندهی: قهرمان یا ضدقهرمان در داستان‌های محبوب ایرانی چه ویژگی‌هایی دارد؟ آغاز و انتهای کتاب‌‌داستان‌های نامدار ایرانی چه پیوندی میانشان است؟ زن و مرد در این‌گونه کتاب‌ها چه ارتباطی دارند؟ بامزگی و طنز چگونه در داستان‌های ایرانی تبیین‌شدنی است؟

آیا پیرنگ همه کتاب‌داستان‌های ایران یک نقطه تلاقی مشترک دارند؟ چرا برخی از شخصیت‌های داستانی برایمان دوست‌داشتنی و فراموش‌نشدنی می‌شوند و برخی نه؟ و ده‌ها پرسش دیگر که هرکدام رمزهای شکست و پیروزی ادبیات داستانی ما را روشن می‌کند و در جایگاه خود رهنمای مناسبی برای اهلش خواهد بود.

 

مدیوم کتاب در کنار سینما

نسخه‌ای که از کتاب «قدرت فیلم» سوبر برای نوشتن این نوشتار در دست داشتم، با ترجمه خشایار قشقایی و به‌همت نشر «بیدگل» در سال ۱۳۹۹شمسی منتشر شده است. سوبر یادآور نمی‌شود، اما حاصل کارش که «قدرت فیلم» است، نشان می‌دهد مدیوم کتاب تابه‌کجا می‌تواند در خدمت زوایای گوناگون سینما، چون فیلم‌نامه و روایت، کارگردانی و توضیح میزانسن، بازیگری‌، تاریخ سینما، نقد فیلم و فناوری و تولید باشد. به بیان دیگر، کتاب رسانه‌ای مستقل است که هیچ رسانه دیگری نمی‌تواند در ابعاد و ظرفیت آن به توضیح، تحلیل، آموزش و دیگر جنبه‌های جهان رازناک سینما قدم بگذارد.

 

 

پیشنهاد مطالعه: راه و رسم اقتباس ادبی

برسام
آگهی

کتاب های بکار رفته در این مقاله

فرانکنشتاین

نویسنده: مری شلی

مترجم: فرزام حبیبی اصفهانی

ناشر: اعجاز علم

تعداد صفحات: ۲۳۶

شابک: ۹۷۸۶۰۰۷۸۳۹۴۷۸

تهیه این کتاب

هملت

نویسنده: ویلیام شکسپیر

مترجم: م.ا. به آذین

ناشر: دات

نوبت چاپ: ۱۵

سال چاپ: ۱۴۰۰

تعداد صفحات: ۱۵۳

تهیه این کتاب

مرگ فروشنده

نویسنده: آرتور میلر

مترجم: حسن ملکی

ناشر: بیدگل

تعداد صفحات: ۱۶۴

شابک: ۹۷۸۶۲۲۶۴۰۱۹۳۷

تهیه این کتاب

همسایه‌ها

نویسنده: احمد محمود

ناشر: امیرکبیر

نوبت چاپ: ۴

سال چاپ: ۱۳۵۷

تعداد صفحات: ۵۰۲

شابک: ۹۶۴۲۶۱۷۰۲۱۱۱۱۳

تهیه این کتاب

دایی جان ناپلئون

نویسنده:  ايرج پزشك‌زاد

ناشر: فرهنگ معاصر

نوبت چاپ: ۴

سال چاپ: ۱۴۰۳

تعداد صفحات: ۵۷۶

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۰۵۱۴۵۶

تهیه این کتاب

چراغ ها را من خاموش می کنم

نویسنده: زویا پیرزاد

ناشر: مرکز

نوبت چاپ: ۱۶۱

سال چاپ: ۱۴۰۰

تعداد صفحات: ۲۹۳

تهیه این کتاب

بر باد رفته

نویسنده: مارگارت میچل

مترجم: مهدی کریمی

ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۳۹۸

تعداد صفحات: ۴۴۵

تهیه این کتاب

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *