vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

مادربزرگ من

نویسنده: فتحیه چتین

مترجم: مژده الفت

ناشر: مد

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۴۰۳

تعداد صفحات: ۱۶۴

شابک: ۹۷۸-۶۲۲۹۲۵۴۶۷۷

  این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

تهیه این کتاب

مادربزرگ من

 

ما فکر می‌کنیم اگر آدمی بخشی از زندگی‌اش با یک نام و زبان و هویت زندگی کند و مابقی عمرش را با نام و هویت و زبان دیگری، احتمالا با یک داستان فانتزی و تخیلی روبه‌رو هستیم اما گاهی تاریخ چنین موقعیتی را واقعی فراهم می کند، البته به شکلی سنگدلانه و خونبار.

مادربزرگ من داستان چنین آدمی است، زنی که هرانوش زاده شد و سحر از دنیا رفت، کودکی‌اش به کلیسا می‌رفت و جوانی‌اش به مسجد، اولین کلمات زندگی‌اش را به ارمنی گفت و آخرینش را به ترکی.

ماجرای کتاب مربوط به کشتار و آوارگی ارامنه در اوایل قرن بیستم توسط دولت عثمانی است، معلوم است که کتاب قصد ستیز قومی و دینی یا حتی اضافه کردن برگی به مستندات تاریخی برای مقاصد سیاسی ندارد. کتاب می‌خواهد روایتگر رنج انسان باشد، رنجی که انسان‌ها با هر نام و بهانه‌ای بهم روا می‌دارند; و روایتگر قصه پررنج زنان و مردانی باشد که بردبارانه بار این همه رنج و سختی را تحمل کردند.

مادربزرگ فتحیه هم می‌توانست یکی از هزاران آدمی باشد که با داستان تلخ زندگی‌اش خاموش می‌شد اما در سال‌های پایانی عمرش انگار دیگر توان نگه داشتن این زخم کهنه را ندارد و با آرزوی پیدا کردن نام و نشانی از خانواده گمشده‌اش زبان به گفتن باز می‌کند.


فتحیه چتین، بعداز مرگ مادربزرگ، داستان زندگی او را، جستجوهایشان و پیوندهایی را که پیدا کردند، در قالب داستانی روایت می‌کند. در پایان کتاب نیز عکس‌ها و مستنداتی آورده شده که تصویر روشنتری از شخصیت‌ها و اتفاق‌ها می‌دهد. زمان داستان روزگار معاصر است و در خلال روایت زندگی مادربزرگ با ماجرای زندگی خود فتحیه و زندگی‌اش در کنار مادربزرگ و پدربزرگش آشنا می‌شویم.

درست است که با داستان واقعی تلخ و تکان‌دهنده‌ای روبه‌رو می‌شویم اما سراسر کتاب عشق و شور مادربزرگ به زندگی را نشان می‌دهد، او منبع عشق است، پناه بچه‌ها و نوه‌ها‌، مراقب همسر، و هر لحظه درحال سامان دادن چیزی، چه بافتن یک رومیزی باشد، چه گفتن قصه برای نوه‌ها چه رسیدگی به احوال همسایه‌ها.
شخصیت او آنقدر خوب و ملموس توصیف شده که می‌توانید به راحتی او را تجسم کرده و احساس نزدیکی کنید.

سحر یا هرانوش، انگار از جایی دیگر اصل و نسب و اسم برایش بی‌اهمیت می‌شود، او از راه دل به ریشه‌دارترین تعریف از آدمی می‌رسد، آن هم در دنیایی که به بهانه اصل و نسب تیشه به ریشه جانش زده‌اند.

 

کتاب مادربزرگ من
کتاب مادربزرگ من

 

داستان مادربزرگ من کتاب کم حجم و روانی است، هم زبان داستانگو دارد و هم واقعی بودن ماجرایش شما را همراه خود می‌کند. حتی اگر تاریخ مورد علاقه شما نباشد با داستان خواندنی مواجه خواهید شد و همراه با آن جزئیات شیرینی از آداب و رسوم و رفتارهای اجتماعی ساکنان کشور همسایه را خواهید شناخت، که بعضی از آنها با ما هم قرابت دارد. باوجود داستان تلخ آن، طنز ظریف و لحظات سرخوشانه‌ای در آن وجود دارد که حس ستایش زندگی را در دل خواننده بیدار می‌کند.


کتاب سال 2004 در ترکیه منتشر شد و در مدت کوتاهی به چاپ هفتم رسید و به چندین زبان ترجمه شد. فتحیه چتین خود از فعالان حقوق بشر در ترکیه و وکیل است.


بخشی از کتاب


مادربزرگ در بسیاری از مواقع دیگر نیز زنی باعرضه و چاره‌ساز و تر و فرز بود. پدربزرگ این جور وقت‌ها از سر شیفتگی او را «سحر چاووش» می‌نامید و سر به سرش می‌گذاشت. مادرم هم به خاطر چالاکی و چابکی مادربزرگ او را «اوستا توفان» خطاب می‌کرد.

کاری نبود که از دست مادربزرگ برنیاید. همیشه می‌شد او را سرگرم کاری دید: سیگارهای پدربزرگ را می‌پیچید و آنها را رد قوطی نقره می‌چید؛ برای درمان سرماخوردگی پدربزرگ، با لیوان روی پشتش بادکش می‌گذاشت؛ بالای سر کسی که تصور می‌شد چشمش زده‌اند سرب مذاب در آب سرد می‌ریخت؛ با تکه‌پارچه‌های کهنه، رومیزی و سجاده‌ی چهل تکه می‌دوخت؛ و با پنج میل بافتنی، جوراب یا دستکش می‌بافت.

نویسنده معرفی: صفرزاده

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *