سال گمشدهی خوآن سالواتییرا
نویسنده: پدرو مایرال
مترجم: فروغ منصور قناعی
ناشر: چشمه
نوبت چاپ: ۴
سال چاپ: ۱۴۰۴
تعداد صفحات: ۱۳۹
شابک: ۹۷۸۶۲۲۰۱۱۱۲۵۲
این مقاله را ۵ نفر پسندیده اند
سال گمشدهی خوآن سالواتییرا
نویسنده: زهرا مرتمی
معرفی کتاب
رمان سال گمشدهی خوآن سالواتییرا قصهی نقاشی است که پس از حادثهای در کودکی زبان گفتار را از دست داده و به جای کلمات با رنگ و تصویر سخن میگوید. او دههها از زندگیاش را بر طومارهایی عظیم نقاشی کرده است. طومارهایی که مثل دفترچه خاطرات تصویریاند. بعد از مرگ او، پسرش در حال مرتب کردن این آثار عظیم، متوجه میشود یک سال کامل از این تاریخ تصویری حذف شده است. همین غیبت، معمای اصلی داستان را شکل میدهد و جرقهی جستوجویی میشود برای یافتن حقیقتی که در سکوت پدر پنهان مانده است.
داستان کتاب
داستان کتاب از موزهای در کشور هلند آغاز میشود و در همان صفحات اول متوجه میشوید کتاب دربارهی یک اثر هنریست. نقاشیای بزرگتر از حد معمول، به طول حدودا چهار کیلومتر. سالواتییرا در نهسالگی پس از سقوطی سنگین از اسب تکلمش را از دست داد و از مسیر سنتی مردان خانوادهاش کنار گذاشته شد. او در دنیای زنان خانه بزرگ شد و سرنوشتش تحتتاثیر هدیهای کوچک قرار گرفت: جعبهای آبرنگ از سوی پزشک دهکده. از آن پس، سکوتش را با رنگها پر کرد و زندگیاش را بر طومارهای بیپایان نقاشی نوشت.
پس از مرگ او، فرزندانش متوجه شدند در این مجموعهی عظیم نقاشیهای یک سال غایب است؛ سالی که گویا پدرشان نخواسته یا نتوانسته روایت کند. کشف این سال گمشده، محور اصلی داستان است و روایت رمان را به سمت کاوش در حافظهی فردی، تاریخ جمعی و رازهای پنهان خانواده میبرد.
داستان در ظاهر جستجوی پسر سالواتییرا برای یافتن آن بخش مفقود است؛ اما در لایههای عمیقتر، پرسشی است دربارهی ارتباط بین نسلها، حقیقت، هنر و آنچه از انسان باقی میماند. کتاب فقط دربارهی یک سال گمشده در زندگی این هنرمند نیست؛ دربارهی حافظهی شخصی و جمعی و چیزهایی است که ما بهخاطر میسپاریم و چیزهایی که عمداً یا ناخواسته حذف میکنیم. نویسنده به ما یادآوری میکند که همانقدر که خاطرات و اطلاعات ثبتشده هویت میسازند، حذفها و خلأها هم بخشی از هویت ما را تشکیل میدهند.
هدف نویسنده
احتمالا مایرال قصد داشت نشان دهد چگونه هنر میتواند جایگزین زبان شود؛ چگونه کسی که قادر به حرف زدن نیست، میتواند تمام زندگی و جهانش را در تصاویر ثبت کند. او از ایدهی «پردههای پیوسته نقاشی» استفاده کرده تا زندگی سالواتییرا را مثل دفتری تصویری روایت کند؛ ایدهای نو که میان نقاشی و ادبیات پل میزند.
هدف دیگر او کاوش در مسئلهی «حافظه» است: چه چیزی در تاریخ شخصی و جمعی ثبت میشود، چه چیزی فراموش یا سانسور میگردد و یا عمداً حذف میشود.
سبک و ساختار کتاب
این کتاب در دستهی ادبیات معاصر آمریکای لاتین قرار میگیرد و رمانی کوتاه (نوولا) با ساختار مینیمالیستی است. مایرال روایت را ساده و روان پیش میبرد اما در پس هر جمله رگهای از شعر و تصویرسازی وجود دارد. ساختار رمان شبیه پازل است. تکهتکه جلو میرود. پسر سالواتییرا در مقام راوی، ما را با خود به جهان نقاشیهای پدر میبرد. کتاب میان رئالیسم و تمثیل شاعرانه حرکت میکند. رمانی که در ظاهر روایتی خانوادگی است، اما در باطن رنگ و بوی فلسفی و شاعرانه دارد.
دیدگاه نویسنده
نویسنده در مورد شخصیت سالواتییرا در این رمان گفته است:
«سالواتییرا هنرمندی است که نه به دنبال شهرت بود و نه به دنبال موفقیت اقتصادی. او نقاشی میکرد چون نمیتوانست نقاشی نکند. این همان چیزی است که من در هنر تحسین میکنم.»
پدرو مایرال در مصاحبهای با یک مجلهی آرژانتینی عنوان میکند کتاب سال گمشدهی خوآن سالواتییرا روایتی صرفا دربارهی نقاشی ناشناخته نیست، بلکه استعارهای از رابطهی پدر و پسر و رازهای ناگفتهی خانوادگی است. سکوت شخصیت سالواتییرا تبدیل به استعارهای از همهی سکوتهای میان نسلها میشود.
به اعتقاد او این طومارهای عظیم، که بیش از چهار کیلومتر امتداد دارند، حکم «خاطرههای تصویری» زندگیاش را دارند. اما وجود یک طومار گمشده یادآوری میکند هیچ روایتی کامل نیست؛ همیشه بخشی از گذشتهی پدرها در سایه میماند.
مایرال با این رمان ترکیبی میسازد از تاریخ خصوصی، سکوت خانوادگی و مفهوم هنر بهعنوان تنها راه برای حفظ و انتقال تجربه. او خودش میگوید هنر و زندگی از هم جدا نیستند. آنچه نتوانستهایم به زبان بگوییم، شاید در نقاشی، شعر یا رمان ثبت شود.
کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این رمان برای خوانندگانی که به ادبیات معاصر آمریکای لاتین، روایتهای شاعرانه، آثار مینیمالیستی و یا پیوند هنر با ادبیات علاقه دارند، مناسب است. اگر به دنبال متنی هستید که ذهنتان را درگیر کند و با سکوتش چیزی به شما بگوید، احتمالا این کتاب انتخاب درستی است.
معرفی نویسنده
پدرو مایرال نویسنده و شاعر آرژانتینی است. او در سال ۱۹۷۰ در بوئنوس آیرس به دنیا آمد. در ابتدا برای تحصیل به سمت رشته پزشکی رفت (۱۹۸۹) اما کمی بعد متوجه شد قلبش برای دنیای دیگری میتپد؛ دنیای ادبیات. پزشکی را رها کرد و در سال ۱۹۹۱ وارد دانشگاه «دل سالوادور» شد تا در رشتهی زبان و ادبیات تحصیل کند. او بعدها در همان دانشگاه بهعنوان استاد ادبیات انگلیسی تدریس کرد.
مایرال همیشه گفته قبل از اینکه داستاننویس شود، شاعر بوده است. در نتیجه، زبان شاعرانه و تصویرسازیهای استعاری در آثارش طبیعی به نظر میرسند. مایرال در یکی از مصاحبههایش گفته است:
«وقتی جوان بودم، شعر بیشتر از هرچیز دیگر برایم معنا داشت. بعدتر بود که رماننویسی وارد زندگیام شد. کورتاسار، بورخس و حتی سلینجر کمک کردند بفهمم چطور میشود جهانهای کوچک و شخصی را به جهانهای بزرگ و ادبی تبدیل کرد.»
سال گمشدهی خوآن سالواتییرا از مهمترین آثار اوست که در سال ۲۰۰۸ منتشر شده است. آثار این نویسنده به زبانهای متعددی ترجمه شده و او امروز یکی از مهمترین چهرههای معاصر ادبیات آرژانتین شناخته میشود. مایرال در ۲۷ سالگی با نخستین رمان خود برندهی جایزه کلارین شد و در سال ۲۰۰۷ به فهرست 39 نویسندهی جوان برتر آمریکای لاتین راه یافت.
بریدهی کتاب
«برای من همیشه شروع کردن هر چیز جدیدی سخت بود، گاهی حتی سادهترین کارها مثل صبح بیدار شدن از خواب. فکر میکردم باید همهی کارها را مثل پدرم در مقیاسی عظیم انجام بدهم یا هیچ کاری نکنم. اعتراف میکنم اکثرا هیچ کاری نکردن را انتخاب میکردم که منجر میشد به این حس که هیچی نیستم.»








