
برچسب: جرج اورول


ما شهروندان مزرعه حیوانات هستیم
کتاب خواندن، در بهترین حالتش میتواند به ما «فهم» بدهد. این که ما بعضی از کتابها را با گوشت و پوست و استخوانمان درک میکنیم، ربطی به قدرت قلم نویسنده و بصیرت خواننده ندارد. Tea Obreth که در یوگسلاوی بزرگ شده و با زندگی دوگانه در کشوری با حکومت ایدئولوژیک آشناست از توتالیتهپروری نسل بشر و تشابه عمیق زندگی ما با مزرعه حیوانات میگوید. او معتقد است که باید یاد بگیریم خوانش صحیح «مزرعه حیوانات» در دوران کنونی چگونه است.

از موتهاری تا آکسفوردشر؛ راه طولانی جورج اورول
جورج اورول با نام اریک بلر به دنیا آمد. عضوی از یک خانوادهی متعلق به طبقهی متوسط بود. از هشت سالگی در مدارس شبانهروزی خصوصی درس خواند و در همین مدارس بود که از سیستم آموزشی مبتنی بر خشونت، ارعاب و امتیازات طبقاتی متنفر شد. او باقی عمرش را چه در قالب نویسنده و چه تحت عنوان یک روزنامهنگار، با امتیازات طبقاتی جنگید. اورول را به خاطر صراحت، صداقت و پیشبینیهای دقیقش میستایند. در قسمت دوم مقالهی همهی انقلابهای جورج اورول، نویسنده، به مسیر جورج اورول شدنِ اریک بلر، نگاهی از نزدیک انداخته است.

همهی انقلابهای جورج اورول
جورج اورول، شهرتش را مدیون رمانهای ضدتوتالیتریسمی مثل «1984» و «مزرعه حیوانات» است. اما او از یک اقتصاد دستوری برای بریتانیا هواداری میکرد و تا لحظه مرگش در 1950 میلادی یک انقلابی باقی ماند. جایی در «شیر و تک شاخ» نوشته «برای روحیهی جمعی ما، بانویی که در رولزرویس نشسته است، به مراتب مخربتر از بمباران جنگندههای گورینگ است». او همیشه از فقر و تهیدستی مردم اظهار تاسف میکرد. درست به همان اندازه هم از حقوق ویژه و امتیازات خاص بیزار بود. میتوان او را یک پیوریتن رادیکال نامید. در این مقاله که به قلم جیمز وود نوشته شده و در نشریهی نیویورکر به چاپ رسیده است، مروری شده است بر انقلابهایی که جورج اورول برپا کرد.

کتاب یا سیگار، راست یا چپ و دیگر دوگانههای اورول
کتاب یا سیگار از هفت مقاله تشکیل شدهاست. سهتای نخستین کاملاً مرتبط به مقولهی کتاب، سهمقالهی بعد بیشتر مرتبط با سیاست و در مقالهی آخر که بسیار بلند است، به مرور سرگذشت خودِ اورول در مدرسه پرداخته میشود. آنچه این مقالات را یکدست میکند، در درجهی اول صراحت بیان اورول است. او در نوشتههایش با طبقات مختلف اجتماع و با آنهایی که بهشان نقد دارد، روراست است. بیرحم نیست؛ اما بیمراعات است. الگوی مشترکِ دیگر در مقالات، ترسیم دوگانههای اخلاقی، فکری یا ارزشی است. اورول با این مقدمه راه را برای توسعهی محتوایی ایدهها و آراء خودش در نوشته باز میکند.


سال غریب 1989
تابوها شکستند، تبلیغات پوچ و وحشت آفرین بیاثر شد، شهروندان وحشتزده و منفعل به ناراضیان انقلابی بدل شدند، مشروعیت سیاسی سران حزب از میان رفت، باور قطعی خطاناپذیر بودن حزب از هم پاشید و سرانجام دیکتاتوریهای کمونیستی برچیده شدند. و همه اینها در یک سال اتفاق افتاد. در سال غریب 1989. انقلابهای 1989 بیان داستانگونهی حوادث مهم و هیجانانگیز فروپاشی نظامهای توتالیتر چپ است که شاید خود گمان میکردند حکومتشان ابدی خواهد بود اما نبود.

مزرعه کمونیست
داستان قلعهی حیوانات روایتی از حیوانات مزرعه ای در انگلستان است که به رهبری خوکها انقلاب میکنند و کنترل مزرعه را به دست میگیرند، دوران باشکوه برابری حیوانات با یکدیگر و استفاده از محصولات کشت شده را پس از چندی پشت سر میگذارند و سرانجام به دست خوک دیکتاتوری میافتند که از آن ها بیگاری میکشد و مخالفانش را سرکوب میکند.

قلعهی حیوانات
قلعهی حیوانات شاید این مطالب را هم دوست بدارید: مزرعه حیوانات جرج اورول دو نگرانی عمده از بابت آینده بریتانیا و غرب داشت. آنچه در شوروی میگذشت و روشنفکران زمانهی اورول اهمیتی به آن نمیدادند («مزرعه حیوانات» را به همین

شغل اولِ نویسندگان بزرگ جهان
قبل از نویسنده شدن چه کاره بودند؟ بسیاری از بزرگان ادبیات، داستاننویسان و شاعران، پیش از نویسنده شدن (و بعضا حین و پس از نویسنده شدن) مشاغلی داشتند که در ظاهر فاصله بسیاری با کار نویسندگی دارد. از کار به عنوان دستیار داروساز (آگاتا کریستی) گرفته تا کار روی قایق و کشتی تفریحی و کار در کافیشاپ و راهنمای تور و مطالعه روی پروانهها… احتمالا بیشتر این مشاغل تنها برای گذران زندگی بودند اما گاه در زندگی ادبی آینده این نویسندگان نقشی انکارناپذیر گذاشتند. این مشاغل تجربیاتی به این نویسندگان دادند که یک نویسندهای که همواره در کتابخانه نشسته باشد هرگز به آنها دست پیدا نمیکرد.


ما شهروندان مزرعه حیوانات هستیم
کتاب خواندن، در بهترین حالتش میتواند به ما «فهم» بدهد. این که ما بعضی از کتابها را با گوشت و پوست و استخوانمان درک میکنیم، ربطی به قدرت قلم نویسنده و بصیرت خواننده ندارد. Tea Obreth که در یوگسلاوی بزرگ شده و با زندگی دوگانه در کشوری با حکومت ایدئولوژیک آشناست از توتالیتهپروری نسل بشر و تشابه عمیق زندگی ما با مزرعه حیوانات میگوید. او معتقد است که باید یاد بگیریم خوانش صحیح «مزرعه حیوانات» در دوران کنونی چگونه است.

از موتهاری تا آکسفوردشر؛ راه طولانی جورج اورول
جورج اورول با نام اریک بلر به دنیا آمد. عضوی از یک خانوادهی متعلق به طبقهی متوسط بود. از هشت سالگی در مدارس شبانهروزی خصوصی درس خواند و در همین مدارس بود که از سیستم آموزشی مبتنی بر خشونت، ارعاب و امتیازات طبقاتی متنفر شد. او باقی عمرش را چه در قالب نویسنده و چه تحت عنوان یک روزنامهنگار، با امتیازات طبقاتی جنگید. اورول را به خاطر صراحت، صداقت و پیشبینیهای دقیقش میستایند. در قسمت دوم مقالهی همهی انقلابهای جورج اورول، نویسنده، به مسیر جورج اورول شدنِ اریک بلر، نگاهی از نزدیک انداخته است.

همهی انقلابهای جورج اورول
جورج اورول، شهرتش را مدیون رمانهای ضدتوتالیتریسمی مثل «1984» و «مزرعه حیوانات» است. اما او از یک اقتصاد دستوری برای بریتانیا هواداری میکرد و تا لحظه مرگش در 1950 میلادی یک انقلابی باقی ماند. جایی در «شیر و تک شاخ» نوشته «برای روحیهی جمعی ما، بانویی که در رولزرویس نشسته است، به مراتب مخربتر از بمباران جنگندههای گورینگ است». او همیشه از فقر و تهیدستی مردم اظهار تاسف میکرد. درست به همان اندازه هم از حقوق ویژه و امتیازات خاص بیزار بود. میتوان او را یک پیوریتن رادیکال نامید. در این مقاله که به قلم جیمز وود نوشته شده و در نشریهی نیویورکر به چاپ رسیده است، مروری شده است بر انقلابهایی که جورج اورول برپا کرد.

کتاب یا سیگار، راست یا چپ و دیگر دوگانههای اورول
کتاب یا سیگار از هفت مقاله تشکیل شدهاست. سهتای نخستین کاملاً مرتبط به مقولهی کتاب، سهمقالهی بعد بیشتر مرتبط با سیاست و در مقالهی آخر که بسیار بلند است، به مرور سرگذشت خودِ اورول در مدرسه پرداخته میشود. آنچه این مقالات را یکدست میکند، در درجهی اول صراحت بیان اورول است. او در نوشتههایش با طبقات مختلف اجتماع و با آنهایی که بهشان نقد دارد، روراست است. بیرحم نیست؛ اما بیمراعات است. الگوی مشترکِ دیگر در مقالات، ترسیم دوگانههای اخلاقی، فکری یا ارزشی است. اورول با این مقدمه راه را برای توسعهی محتوایی ایدهها و آراء خودش در نوشته باز میکند.


سال غریب 1989
تابوها شکستند، تبلیغات پوچ و وحشت آفرین بیاثر شد، شهروندان وحشتزده و منفعل به ناراضیان انقلابی بدل شدند، مشروعیت سیاسی سران حزب از میان رفت، باور قطعی خطاناپذیر بودن حزب از هم پاشید و سرانجام دیکتاتوریهای کمونیستی برچیده شدند. و همه اینها در یک سال اتفاق افتاد. در سال غریب 1989. انقلابهای 1989 بیان داستانگونهی حوادث مهم و هیجانانگیز فروپاشی نظامهای توتالیتر چپ است که شاید خود گمان میکردند حکومتشان ابدی خواهد بود اما نبود.

مزرعه کمونیست
داستان قلعهی حیوانات روایتی از حیوانات مزرعه ای در انگلستان است که به رهبری خوکها انقلاب میکنند و کنترل مزرعه را به دست میگیرند، دوران باشکوه برابری حیوانات با یکدیگر و استفاده از محصولات کشت شده را پس از چندی پشت سر میگذارند و سرانجام به دست خوک دیکتاتوری میافتند که از آن ها بیگاری میکشد و مخالفانش را سرکوب میکند.

قلعهی حیوانات
قلعهی حیوانات شاید این مطالب را هم دوست بدارید: مزرعه حیوانات جرج اورول دو نگرانی عمده از بابت آینده بریتانیا و غرب داشت. آنچه در شوروی میگذشت و روشنفکران زمانهی اورول اهمیتی به آن نمیدادند («مزرعه حیوانات» را به همین

شغل اولِ نویسندگان بزرگ جهان
قبل از نویسنده شدن چه کاره بودند؟ بسیاری از بزرگان ادبیات، داستاننویسان و شاعران، پیش از نویسنده شدن (و بعضا حین و پس از نویسنده شدن) مشاغلی داشتند که در ظاهر فاصله بسیاری با کار نویسندگی دارد. از کار به عنوان دستیار داروساز (آگاتا کریستی) گرفته تا کار روی قایق و کشتی تفریحی و کار در کافیشاپ و راهنمای تور و مطالعه روی پروانهها… احتمالا بیشتر این مشاغل تنها برای گذران زندگی بودند اما گاه در زندگی ادبی آینده این نویسندگان نقشی انکارناپذیر گذاشتند. این مشاغل تجربیاتی به این نویسندگان دادند که یک نویسندهای که همواره در کتابخانه نشسته باشد هرگز به آنها دست پیدا نمیکرد.