فهرست نهایی برگزیدگان 2026 جایزهی ادبیات زنان در بخش ناداستان
جایزهی ادبیات زنان در بخش ناداستان تجلیلی است از تبحر، خلاقیت و جهانشمولیت آثار روایی غیرداستانیای که به قلم زنان درآمدهاند.
کتابهای حاضر در فهرست نهایی ۲۰۲۶ جایزهی ادبیات زنان در بخش ناداستان، موضوعات بسیار متفاوتی را از دریچهای بسیار شخصی میکاوند و گواهی هستند بر اینکه چقدر نوشتههای زنان به درکمان از جهان و تصورمان از فردا کمک میکنند.
در مراسم امسال تانگام دبونایر، مدیرعامل انجمن اپرای بریتانیا، استراتژیست فرهنگی و سیاستمدار به عنوان رئیس هیئت داوران، به همراه روما آگراوال، مهندس، نویسنده و گوینده، نیکولا الیوت، بنیانگذار نیام ولبینگ (Neim Wellbeing؛ یک شرکت سلامت و زیبایی طبیعی بریتانیایی)، نینا استیب، رماننویس و خاطرهنویس، و نیکولا ویلیامز، قاضی دادگاه سلطنتی و نویسنده ژانر هیجانی و دلهرهآور، حضور دارند.

برنده ۲۰۲۶ جایزه ادبیات زنان در بخش ناداستان، روز پنجشنبه ۱۱ ژوئن در مهمانی تابستانی بنیاد جایزهی زنان (به همراه برندهی جایزه ادبیات زنان در بخش داستانی) معرفی خواهد شد.
در این مراسم که با حمایت مالی فایندمایپَست (Findmypast؛ یک سرویس تبارشناسی آنلاین در بریتانیا) برگزار میشود، برنده، مبلغ 30هزار پوند و یک اثر هنری به نام «شارلوت» که توسط آن کریستوفر، عضو آکادمی سلطنتی نویسندگان بریتانیا ساخته و توسط بنیاد شارلوت آیتکن اهدا شده است، دریافت خواهد کرد.

فهرست نهایی برگزیدگان جایزهی ادبیات زنان در بخش ناداستان از این قرار است:
«مادر مری به سراغم میآید»، نوشتهی آرونداتی روی
نخستین خاطرهنگاری (مموآرنویسی) بینظیر از آرونداتی روی، چهرهی پیشروی برندگان جایزهی بوکر و نویسندهی کتاب «خدای چیزهای کوچک».

این کتاب که نخستین اثر خاطرهنگاری آرونداتی روی محسوب میشود، روایتی است بسیار صمیمی و الهامبخش، از چگونگی تبدیل شدن راوی به شخصیت و نویسندهای که اکنون هست. شخصیتی که تحت تأثیر شرایط، و مهمتر از همه، در ارتباط با مادر عجیب و استثناییاش «مری» که از او با عنوان «جانپناه من، طوفان من» یاد کرده، شکل گرفته است.
آرونداتی، پریشانخاطر و حتی «کمی شرمنده» از مرگ مادری که در هجده سالگی از دستش فرار کرده بود، دست به نوشتن «مادر مری به سراغم میآید» زد. ماحصل کار او این رویدادنامهی حیرتانگیز، دلهرهآور و بهطور غیرمنتظرهای خندهدار، کمنظیر و درعینحال فراگیر راجع به زندگی نویسنده، از زمان کودکی تا به امروز، از کرالا تا دهلی است.
کتاب «مادر مری به سراغم میآید» ضمن داشتن معیارها، دامنه و عمق رمانهای آرونداتی روی، و نیز حرارت، صراحت سیاسی و صمیمیت جستارهای او، سرودهای است برای آزادی و پاسداشت عشقی دشوار. این کتاب یک خاطرهنگاری بیمانند است.
«هتل تبعید: پاریس در سایهی جنگ»، نوشتهی جین روگویسکا
جایی برای دیدار هنرمندان کولیمآب (بوهمی) اروپا، مقری تحت اشغال نازیها و پناهگاهی برای نجاتیافتگان اردوگاههای کار اجباری.

این کتاب داستان واقعی شرحِ ماندگاریِ یک هتل پاریسی در طول یک قرن است.
«هتل لوتتیا» یک نهاد پاریسی است، تنها هتل «مجلل» در کرانهی چپ محلهی هنرمندان کولیمآب شهر. این هتل از زمان افتتاح، مکانی برای دیدار هنرمندان، موسیقیدانان و سیاستمداران بوده است. آندره ژید ناهارش را اینجا صرف میکرد، جیمز جویس در یکی از اتاقهای آن ساکن بود، پیکاسو و ماتیس مهمانان دائمیاش بودند. این هتل گذشتهی تاریکتری نیز دارد؛ برای مدتی کوتاه تبدیل شده بود به مرکز برخی از تکاندهندهترین و وحشتناکترین رویدادهای تاریخ اخیر.
در دهه 1930، هتل لوتتیا مکانی بود برای فعالان سیاسی و روشنفکرانی که با به قدرت رسیدن هیتلر مجبور به فرار از خانههای خود شده بودند و به امید تشکیل یک دولت جایگزین در اینجا گرد هم میآمدند. اما با شروع جنگ، پاریس اشغال شد و هتل به ستاد سرویس اطلاعات نظامی آلمان و مرکز عملیات پاکسازی دشمنان امپراتوری رایش، تبدیل شد. در سال ۱۹۴۵، بار دیگر لوتتیا به مصادره درآمد و این بار به مرکز پذیرش تبعیدیانی که از اردوگاههای کار اجباری بازمیگشتند، بدل گشت.
«هتل تبعید» درباره اتفاقاتی است که در حاشیه جنگ رخ میدهد. در قلب آن سه گروه از مردم حضور دارند که به یک مکان، به یکدیگر و به ایدئولوژی تاریکی که مسیر زندگیشان را تعیین میکند، مرتبط هستند. کتاب جدید و غیرمنتظرهی جین روگویسکا، شاهکاری همدلانه و موجز است، و انسانهای بیمانندی را به تصویر میکشد که نومیدانه در تلاشند تا راهی برای عبور از برخی از ویرانگرترین رویدادهای قرن بیستم پیدا کنند.
«کشور غریبهها: بازسازی وطن در قرن بیست و یکم»، نوشتهی اجه تمیلکوران
غریبهی عزیز، آیا اینجا موطن توست؟ حس میکنی در وطنت هستی؟ تا به کی؟

تعداد پناهندگان و تبعیدیان، محرومان و آوارگان، بیخانمانهای سیاسی و محرومان اقتصادی در سراسر جهان رو به فزونی است. اجه تمیلکوران در دههای که وطنش را ترک کرد، همچون یک پیشگوی سیاسی بود و به کسانی که مطمئن بودند فاشیسم در کشورشان اتفاق نخواهد افتاد، هشدار داده بود.
اکنون، همراه با گسترش ظلم و تبعیض و افزایش دما، در زمانی که ما با بحرانهای متعارضی روبرو هستیم و بارها و بارها درمییابیم که هیچ نهادی آنقدر محکم نیست که با خاک یکسان نشود و هیچ خانهای آنقدر محکم نیست که ویران نگردد، او «ملت غریبهها» را نوشته است: مجموعهنامههای یک غریبه به غریبهای دیگر.
این مکاتبات استثنایی و دلگرمکننده که هم منطبق با شرایط سیاسیاند و هم عمیقاً شخصی، گوهر گرانبهایی در زمانهی ناآرام و بیثبات هستند. این کتاب، همانقدر که شاعرانه است، عینی و دقیق نیز هست و مناسب هر کسی است که از دنیایی بیش از اندازه هولناک و دهشتناک کناره گرفته. این کتاب نشان میدهد همانطور که همهی ما تبدیل به غریبههایی میشویم، وطن ما برپایهی قدرتی که در کنار هم به دست میآوریم، شکل میگیرد.
«بهترین هتل کابل: سرگذشت مردم افغانستان»، نوشتهی لیز دوسِت

در سال ۱۹۶۹، هتل لوکس اینترکانتیننتال کابل درهای خود را گشود: محفظهای سفید و درخشان، بر فراز تپهای که امیدهای افغانستان برای تبدیل شدن به کشوری مدرن و مرتبط با جهان را به نمایش میگذاشت.
لیز دوسِت نخستینبار، شب کریسمس ۱۹۸۸ وارد هتل اینترکانتیننتال شد. در دهههای پس از آن، او از میان دیوارهای روبه فرسودگی هتل، شاهد خروج نیروهای شوروی، یک جنگ داخلی مرگبار، حمله ایالات متحده و ظهور، سقوط و ظهور دوبارهی طالبان بوده است. اینترکان در طول این سالها هرگز درهای خود را نبست.
اکنون او داستانها و تجربههای افغانهایی که هتل را سرپا نگه داشتهاند را درهم آمیخته تا تاریخچهای غنی و فراگیر از کشورشان خلق کند. این کتاب، داستان «حضرت» خدمتکار هفتاد سالهای است که هنوز به آموزههایش از روزهای باشکوه هتل اینترکانتیننتال در دهه ۱۹۷۰ پایبند است -دوران غذاهای مجلل و مد روز، زمانی که در افغانستان حکومت پادشاهی سر کار بود و کابل به عنوان «پاریس آسیای میانه» شناخته میشد.
شخصیت دیگر «عابده» است که پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ به اولین سرآشپز زن تبدیل شد. «ملالی» و «صادق»، جوانان بیست و چند ساله که از هر فرصتی که دو دهه دموکراسی شکننده به آنها میداد، استفاده کردند، تنها برای اینکه شاهد بازگشت ظفرمندانهی طالبان در سال ۲۰۲۱ باشند.
از خلال این تصاویر صمیمی از زندگی افغانها، داستان یک هتل تبدیل به داستان یک ملت میشود.
«یک خواهر و برادر، دو هنرمند، دو انسان بلندپرواز: زندگی و عشقهای گوئن و آگوستوس جان»، نوشتهی جودیت مککرل

جودیت مککرل، زندگینامهنویس تحسینشده، در کتاب «یک خواهر و برادر، دو هنرمند، دو انسان بلندپرواز»، به زندگی گوئن و آگوستوس جان، برادر و خواهری بریتانیایی، میپردازد.
این دو از بسیاری جهات نقطهی مقابل یکدیگر بودند.
آگوستوس حضور پررنگتری داشت؛ پرتکاپو بود و بیثبات و بیبندوبار. او قبلهی هنرمندان رمانتیک و کولیمآب بود و به عنوان یکی از استعدادهای بریتانیایی بزرگ نسل خود شناخته میشد.
(اما) جایگاه گوئن به عنوان یک زن، در دنیای هنر بسیار کمرنگتر بود و از شیوه کار گوشهگیرانه و طبیعت تودار او چنین برمیآمد که مدتها پس از مرگش، استعدادهای شگرف او مورد ستایش قرار خواهد گرفت. اما خلق و خوی او به اندازهی برادرش عصیانگرانه بود. او دلبستگیهای عاطفی پرشوری به مردان و زنان پیدا کرد، از جمله رابطهای طولانی با یک هنرمند مجسمهساز به نام رودین داشت.
و همانطور که مککرل به وضوح نشان میدهد، آگوستوس و گوئن جان از جهات دیگری نیز فوقالعاده به هم شبیه بودند. نتیجهی کار، تصویری قدرتمند از دو هنرمند به غایت مستعد و بلندپرواز است که تجربههایشان با فرم و رنگ، برخی از ماندگارترین آثار اوایل قرن بیست را خلق کرد.
«شفای هنری: علم چگونگی بهبود سلامت ما از طریق هنر»، نوشتهی دیزی فنکورت
رژیم غذایی. خواب. ورزش. طبیعت. هنر؟

بسیاری از ما خلق و مصرف هنر را سرگرمی یا حتی کاری تجملی میدانیم. اما اگر بهراستی پرداختن به هنر – از موسیقی کلاسیک گرفته تا سالسا، از شعر تا کنسرتهای عامهپسند پاپ، و ازگالریها گرفته تا گرافیتیها- یکی از قدرتمندترین ابزارهای ما برای دستیابی به سلامتی و شادی بود، چه؟
چه میشد اگر هنر میتوانست به شما کمک کند عمر طولانیتری داشته باشید و حتی زندگیتان را نجات دهید؟
در کتاب «شفای هنری»، پروفسور دیزی فنکورت، متخصص برجسته جهان و دانشمند برندهی جوایز متعدد، قدرت سرنوشتساز هنرها را نشان میدهد، مثلا اینکه چگونه:
آهنگها به رشد ساختار مغز کودکان کمک میکنند.
سرگرمیهای خلاقانه به مغز ما کمک میکنند تا در برابر زوال عقل مقاوم بماند.
هنرهای تجسمی و موسیقی درست مثل داروها، افسردگی، اضطراب و درد را کاهش میدهند.
رقص مسیرهای عصبی جدیدی را برای افراد مبتلا به آسیبهای مغزی ایجاد میکند.
رفتن به رویدادهای موسیقی زنده، موزهها، نمایشگاهها و تئاتر، خطر تنهایی و ضعف پیری در آینده را کاهش میدهد.
پرداختن به هنر، عملکرد هر یک از سیستمهای اصلی بدن را بهبود میبخشد.
و شاید مهمتر از همه، این است که چگونه هنر نه تنها به زنده ماندنمان بلکه به رشد و شکوفاییمان نیز کمک میکند.
فنکورت با تکیه بر تحقیقات نوآورنه در علوم اعصاب، روانشناسی، ایمنیشناسی، فیزیولوژی، علوم رفتاری و اپیدمیولوژی، و همچنین داستانهای واقعی و الهامبخش کسانی که تغییراتی اساسی در سلامتشان را تجربه کردهاند، به خوانندگان این قدرت را میدهد تا سلامتشان را از طریق هنر بهبود بخشند.
کتاب «شفای هنری» با بهرهگیری از نتایج دههها مطالعات علمی، راهنمایی الهامبخش و خواندنی برای بهبود سلامت شماست و مهارتهایی را در اختیارتان قرار میدهد تا «نسخه هنری» خود را بپیچید!





یک دیدگاه در “فهرست نهایی برگزیدگان 2026 جایزهی ادبیات زنان در بخش ناداستان”
لطفا ازین گونه مطالب به روز بیشتر داشته باشین مرسی