vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

روز: 15 شهریور 1401

جی دی سلینجر بنر موبایل

جی دی سلینجر، نویسنده منزوی اما تاثیرگذار

جروم دیوید سلینجر، نویسنده پرکاری نبود. مهم‌ترین اثرش «ناطور دشت» را سال ۱۹۵۱ منتشر کرد و آخرین داستان کوتاهش «هپ‌ورث…» را در ۱۹۶۵ و بعد از آن تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۰ نزدیک به نیم قرن چیزی ننوشت. اما با همین آثار، با خلق کاراکترهایی مثل هولدن کالفیلد و خانواده گلس، جاودانی شد. راز محبوبیت این نویسنده‌ی مرموز و منزوی و گزیده‌کار در چه بود؟

ادامه»
هولدن کالفیلد

هولدن کالفیلد، پادشه غم زمانه خویش

هولدن کالفیلد، قهرمان ناطوردشت، را همه به عنوان نمادی از نوجوان یاغی می‌شناسند. پسر 16 ساله‌ای که از مدرسه‌‌اش اخراج شده و قبل از رفتن به خانه، سه روز در نیویورک پرسه می‌زند. جروم دیوید سلینجر، در ناطوردشت داستان بزرگی در مورد از دست دادن تعریف کرده است. قهرمان او در یک لایه برای مرگ برادرش سوگوار است و در لایه‌ای دیگر در تلاش است تا ته‌مانده‌ی معصومیت کودکی را حفظ کند. هولدن خودش را در ورطه‌ی سقوط به بزرگسالی می‌بیند و متوجه است که کسی نیست او را نجات دهد. او تصمیم می‌گیرد ناطوردشت بچه‌ها باشد تا بتواند از معصومیت آنها محافظت کند.

ادامه»
سالینجر ، سلینجر ، ناطور دشت ، ناتور دشت

چرا ایرانیها سالینجر را دوست دارند؟

برای ما درست مثل سالینجر مهم است که بچه‌ها وقتی به دره نزدیک می‌شوند چه بر سرشان می‌آید؟ اردک‌هایی که در حوض‌ پارک‌ شهرند، فصل زمستان چه بلایی سرشان می‌آید یا دختری که مهره‌های شطرنجش را جور خاصی می‌چیند، چه می‌شود؟ ولی باز جای شکرش باقی است که «فیبی»هایی وجود دارند که نجاتمان بدهند یا خانم چاقه‌ای آن سر کشور وجود دارد که به خاطرش زندگی کنیم. همه‌اش به خاطر آقای سالینجر است که نمی‌خواهد از همه چیز ناامید باشد و به خاطر مایی که دلمان نمی‌آید ناامید ناامید باشیم. بالاخره چیزی سر جایمان قرارمان می‌دهد. مگر اینکه نبوغ سیمور گلس را داشته باشیم که در روزی خوش با کودکی دیدار کنیم و گرم و زنده زندگی را بدرود گوییم.

ادامه»
جی دی سلینجر بنر موبایل

جی دی سلینجر، نویسنده منزوی اما تاثیرگذار

جروم دیوید سلینجر، نویسنده پرکاری نبود. مهم‌ترین اثرش «ناطور دشت» را سال ۱۹۵۱ منتشر کرد و آخرین داستان کوتاهش «هپ‌ورث…» را در ۱۹۶۵ و بعد از آن تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۰ نزدیک به نیم قرن چیزی ننوشت. اما با همین آثار، با خلق کاراکترهایی مثل هولدن کالفیلد و خانواده گلس، جاودانی شد. راز محبوبیت این نویسنده‌ی مرموز و منزوی و گزیده‌کار در چه بود؟

ادامه»
هولدن کالفیلد

هولدن کالفیلد، پادشه غم زمانه خویش

هولدن کالفیلد، قهرمان ناطوردشت، را همه به عنوان نمادی از نوجوان یاغی می‌شناسند. پسر 16 ساله‌ای که از مدرسه‌‌اش اخراج شده و قبل از رفتن به خانه، سه روز در نیویورک پرسه می‌زند. جروم دیوید سلینجر، در ناطوردشت داستان بزرگی در مورد از دست دادن تعریف کرده است. قهرمان او در یک لایه برای مرگ برادرش سوگوار است و در لایه‌ای دیگر در تلاش است تا ته‌مانده‌ی معصومیت کودکی را حفظ کند. هولدن خودش را در ورطه‌ی سقوط به بزرگسالی می‌بیند و متوجه است که کسی نیست او را نجات دهد. او تصمیم می‌گیرد ناطوردشت بچه‌ها باشد تا بتواند از معصومیت آنها محافظت کند.

ادامه»
سالینجر ، سلینجر ، ناطور دشت ، ناتور دشت

چرا ایرانیها سالینجر را دوست دارند؟

برای ما درست مثل سالینجر مهم است که بچه‌ها وقتی به دره نزدیک می‌شوند چه بر سرشان می‌آید؟ اردک‌هایی که در حوض‌ پارک‌ شهرند، فصل زمستان چه بلایی سرشان می‌آید یا دختری که مهره‌های شطرنجش را جور خاصی می‌چیند، چه می‌شود؟ ولی باز جای شکرش باقی است که «فیبی»هایی وجود دارند که نجاتمان بدهند یا خانم چاقه‌ای آن سر کشور وجود دارد که به خاطرش زندگی کنیم. همه‌اش به خاطر آقای سالینجر است که نمی‌خواهد از همه چیز ناامید باشد و به خاطر مایی که دلمان نمی‌آید ناامید ناامید باشیم. بالاخره چیزی سر جایمان قرارمان می‌دهد. مگر اینکه نبوغ سیمور گلس را داشته باشیم که در روزی خوش با کودکی دیدار کنیم و گرم و زنده زندگی را بدرود گوییم.

ادامه»