برچسب: کودک و نوجوان

من مرگ هستم

بخشی از زندگی ، تکه‌ای از تو

«من و زندگی در هر آنچه آغاز و پایانی دارد، وجود داریم. هر دری را که بگشایی، پشت آن در من و زندگی دوشادوش هم ایستاده‌ایم. اگر از من یا از زندگی وحشتی در دل داری، بگذار تا چیزی را در گوشت زمزمه کنم. عشق! عشق می‌تواند دشمنی و غم را دگرگون کند. عشق می‌تواند هرروز و هرروز به دیدارت بشتابد. عشق نمی‌میرد، هرگز نمی‌میرد، حتی در دیدار با من.»

فیل ماکارون

انقلابِ فیلی

قصه‌ها و داستان‌ها هزار و یک کارکرد دارند که یکی از آن هزار، نمایش ارزش‌ها و نگرش‌ها است. از اولین داستان‌های تصویری که روی دیواره‌ی غارها خلق شد تا افسانه‌هایی که دهان‌به‌دهان نقل و ماندگار شده‌اند، همگی بن‌مایه‌ی آگاهی و آزادی داشته‌اند و ابزاری بوده‌اند برای ارتباط برقرار کردن، گفت‌وگو کردن، مرور کردن و نتیجه گرفتن. فیل‌ ماکارون نیز داستانی است درباره‌ی آگاهی و آزادی و معجزه‌ی تفکر انتقادی را نشان می‌دهد؛ اینکه فکر کردن و سؤال کردن مقدمه‌ی هر تغییری است.

دختری از بصره آمد

بافته‌ی زرد طلایی

کتاب، قصه‌ی سه ‌پسر نوجوان است که در یک روز کاملا عادی، دختری پا به محله‌شان می‌گذارد. قصه، قصه‌ی عشق است و این  چالش بزرگی برای نویسنده بوده.

کله تخم مرغی

بهترین مربی شنای قورباغه

کله‌تخم‌مرغی و دوست زبان‌درازش ماجرای دوستی یک دختربچه‌ی نه ساله با یک قورباغه است. تارا که یکی از پاهایش از آن یکی پنج سانتیمتر کوتاه‌تر است و در دنیای واقعی دوستان زیادی ندارد، به طور اتفاقی در یک روز هیجان‌انگیز با قوری قارقوری دوست می‌شود. قورباغه‌ای که می‌خواهد به او شنا یاد بدهد تا در مسابقه‌ی شنای منطقه برنده شود. اما مشکل اینجاست که مایو ندارد و توی استخر آدم‌ها هم راهش نمی‌دهند!

نبرد نوروزی

جان ما فدای نوروز!

ممکن است عید نوروز از راه برسد و بچه‌ای عیدی نگیرد؟ یا لحظه‌ی سال تحویل فرا برسد و سفره‌ی هفت‌سین چیده نشده باشد؟ این آرزوی قدیمی شبح‌های جشن‌خراب‌کن‌ است! آن‌ها بعد از سال‌های سال موفق شده‌اند جشن نوروز را به خطر بیندازند. اما تا وقتی مانی و شبح‌های جشن‌جور‌کن هستند، هیچ‌وقت هیچ جشنی به خطر نمی‌افتد.

الا گری

نغمه‌ای حیات‌بخش از سرزمین مردگان

نغمه ای برای الاگری بر ریل افسانه همچون یک قطار حرکت می‌کند. خیلی از افسانه‌ها در ذهن مردم ماندگار می‌شوند و نام‌شان هیچ وقت از روایت و نقل نمی‌افتد. اما در کنار این‌ها، افسانه‌های دیگری هم هستند که از یاد می‌روند و دیگر هیچ مادربزرگی را پیدا نمی‌کنند تا رویاهای مکتوب یا شفاهی یک ملت را از دل تاریخ بیرون بکشند و به گوش مردم برسانند.

اینجاست که نویسنده هایی مثل دیوید آلموند دست‌به‌کار می‌شوند و با قلمشان مثل نوش‌دارو‌ها اما به موقع، بالای سر سهراب‌های ادبیات می‌رسند و نمی‌گذارند هیچ روایتی بدون خواننده و شنونده باقی بماند.

بارلی بادکنک‌فروش و ژنرال‌های کوتوله

این سمت پل، آن سمت پل

بارلی بادکنک‌فروش و ژنرال‌های کوتوله به شکل غیرمستقیم سطحی بودن و موقتی بودن خواسته‌های انسان‌ها را نشان می‌دهد، یک بادکنک و یا هر موردی که بر سر آن اختلاف وجود دارد ماندگار نیست اما رفتار و برخورد انسان‌ها بر اساس آن‌چه می‌خواهند به ناحق داشته باشند، تاثیرات مخربی در جهان انسانی دارد.

کیو کیو کشتمت

خیلی دور، خیلی نزدیک

کیو کیو کشتمت داستان زندگی دو پسر را در دو گوشه دنیا به تصویر می‌کشد. مانو و اونام که رویاهایی بزرگ دارند، هم‌سن هستند، خانواده‌شان سالم است و حتی اگر خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم که اسمشان هم تقریبا یکی است اما وارونگی زندگی یک نفرشان در جنگ، باعث شده است که حروف نامشان به‌صورت عکس و از آخر شبیه هم باشد. نویسنده سعی داشته است که به‌صورت هوشمندانه با بازی کردن اسامی این دو کودک، زندگی هرکدام را به صورت معکوس نشان دهد.

من مرگ هستم

بخشی از زندگی ، تکه‌ای از تو

«من و زندگی در هر آنچه آغاز و پایانی دارد، وجود داریم. هر دری را که بگشایی، پشت آن در من و زندگی دوشادوش هم ایستاده‌ایم. اگر از من یا از زندگی وحشتی در دل داری، بگذار تا چیزی را در گوشت زمزمه کنم. عشق! عشق می‌تواند دشمنی و غم را دگرگون کند. عشق می‌تواند هرروز و هرروز به دیدارت بشتابد. عشق نمی‌میرد، هرگز نمی‌میرد، حتی در دیدار با من.»

فیل ماکارون

انقلابِ فیلی

قصه‌ها و داستان‌ها هزار و یک کارکرد دارند که یکی از آن هزار، نمایش ارزش‌ها و نگرش‌ها است. از اولین داستان‌های تصویری که روی دیواره‌ی غارها خلق شد تا افسانه‌هایی که دهان‌به‌دهان نقل و ماندگار شده‌اند، همگی بن‌مایه‌ی آگاهی و آزادی داشته‌اند و ابزاری بوده‌اند برای ارتباط برقرار کردن، گفت‌وگو کردن، مرور کردن و نتیجه گرفتن. فیل‌ ماکارون نیز داستانی است درباره‌ی آگاهی و آزادی و معجزه‌ی تفکر انتقادی را نشان می‌دهد؛ اینکه فکر کردن و سؤال کردن مقدمه‌ی هر تغییری است.

دختری از بصره آمد

بافته‌ی زرد طلایی

کتاب، قصه‌ی سه ‌پسر نوجوان است که در یک روز کاملا عادی، دختری پا به محله‌شان می‌گذارد. قصه، قصه‌ی عشق است و این  چالش بزرگی برای نویسنده بوده.

کله تخم مرغی

بهترین مربی شنای قورباغه

کله‌تخم‌مرغی و دوست زبان‌درازش ماجرای دوستی یک دختربچه‌ی نه ساله با یک قورباغه است. تارا که یکی از پاهایش از آن یکی پنج سانتیمتر کوتاه‌تر است و در دنیای واقعی دوستان زیادی ندارد، به طور اتفاقی در یک روز هیجان‌انگیز با قوری قارقوری دوست می‌شود. قورباغه‌ای که می‌خواهد به او شنا یاد بدهد تا در مسابقه‌ی شنای منطقه برنده شود. اما مشکل اینجاست که مایو ندارد و توی استخر آدم‌ها هم راهش نمی‌دهند!

نبرد نوروزی

جان ما فدای نوروز!

ممکن است عید نوروز از راه برسد و بچه‌ای عیدی نگیرد؟ یا لحظه‌ی سال تحویل فرا برسد و سفره‌ی هفت‌سین چیده نشده باشد؟ این آرزوی قدیمی شبح‌های جشن‌خراب‌کن‌ است! آن‌ها بعد از سال‌های سال موفق شده‌اند جشن نوروز را به خطر بیندازند. اما تا وقتی مانی و شبح‌های جشن‌جور‌کن هستند، هیچ‌وقت هیچ جشنی به خطر نمی‌افتد.

الا گری

نغمه‌ای حیات‌بخش از سرزمین مردگان

نغمه ای برای الاگری بر ریل افسانه همچون یک قطار حرکت می‌کند. خیلی از افسانه‌ها در ذهن مردم ماندگار می‌شوند و نام‌شان هیچ وقت از روایت و نقل نمی‌افتد. اما در کنار این‌ها، افسانه‌های دیگری هم هستند که از یاد می‌روند و دیگر هیچ مادربزرگی را پیدا نمی‌کنند تا رویاهای مکتوب یا شفاهی یک ملت را از دل تاریخ بیرون بکشند و به گوش مردم برسانند.

اینجاست که نویسنده هایی مثل دیوید آلموند دست‌به‌کار می‌شوند و با قلمشان مثل نوش‌دارو‌ها اما به موقع، بالای سر سهراب‌های ادبیات می‌رسند و نمی‌گذارند هیچ روایتی بدون خواننده و شنونده باقی بماند.

بارلی بادکنک‌فروش و ژنرال‌های کوتوله

این سمت پل، آن سمت پل

بارلی بادکنک‌فروش و ژنرال‌های کوتوله به شکل غیرمستقیم سطحی بودن و موقتی بودن خواسته‌های انسان‌ها را نشان می‌دهد، یک بادکنک و یا هر موردی که بر سر آن اختلاف وجود دارد ماندگار نیست اما رفتار و برخورد انسان‌ها بر اساس آن‌چه می‌خواهند به ناحق داشته باشند، تاثیرات مخربی در جهان انسانی دارد.

کیو کیو کشتمت

خیلی دور، خیلی نزدیک

کیو کیو کشتمت داستان زندگی دو پسر را در دو گوشه دنیا به تصویر می‌کشد. مانو و اونام که رویاهایی بزرگ دارند، هم‌سن هستند، خانواده‌شان سالم است و حتی اگر خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم که اسمشان هم تقریبا یکی است اما وارونگی زندگی یک نفرشان در جنگ، باعث شده است که حروف نامشان به‌صورت عکس و از آخر شبیه هم باشد. نویسنده سعی داشته است که به‌صورت هوشمندانه با بازی کردن اسامی این دو کودک، زندگی هرکدام را به صورت معکوس نشان دهد.