گفتگو با سعید سیمرغ، مترجم کتابهای علمیتخیلی
چه وجهی از ادبیات علمیتخیلی مورد علاقهی شماست؟
یکی از جالبتوجهترین جنبههای ادبیات علمیتخیلی پرداختن این نوع از ادبیات به مقولهی «تغییر» است. بهطورکلی تمام تغییراتی که در زندگی انسانها رخ میدهد محصول پیشرفتهای علمی است. در گذشتههای دور، از آنجایی که پیشرفت علم کند بود، تغییرات زیادی در زندگی اجتماعی انسانها دیده نمیشد و بسیاری از مردم همانطور زندگی میکردند که نیاکان و نوادگانشان.
ولی به مرور زمان و سرعت گرفتن پیشرفت علم، این تغییر ملموستر شده و شرایط زندگی نهتنها در طول نسلها، بلکه در طول زندگی یک فرد هم کاملاً محسوس است. یکی از رسالتهای ادبیات علمیتخیلی این است که تلاش کند انواع تغییر و دگرگونی در زندگی انسانها را در بستر علم برونیابی کند و روشی برای حل مسائلی که ممکن است در آینده رخ دهند ارائه کند.
در انتخاب کتاب از این ژانر برای ترجمه چه مواردی را در نظر میگیرید؟
من شخصاً به ادبیات علمیتخیلی کلاسیک عشق میورزم، هرچند از انواع جدید رویگردان نیستم. یکی از مهمترین معیارهای من برای انتخاب یک اثر علمیتخیلی جهت ترجمه، بکر بودن شیوهی نویسنده برای پرداختن به یک موضوع است. جان کمبل، سردبیر افسانهای مجلهی استاوندینگ ساینس فیکشن ادعا میکرد که میتوان یک طرح را به ده نویسنده داد و ده داستان تحویل گرفت. با این حال میتوان منطقاً اینطور فرض کرد که برخی از نویسندگان خلاقانهتر به موضوع طرح میپردازند.
از دیگر معیارهای من برای انتخاب یک اثر علمیتخیلی این است که نویسنده داستانگویی را به علم ترجیح دهد. البته داستان تهی از علم را نمیتوان علمیتخیلی دانست، ولی برخی نویسندگان دچار افراط میشوند و به جای آنکه علم پایهای برای داستاننویسی باشد، از داستاننویسی به عنوان وسیلهای برای فضلفروشی و به رخ کشیدن اطلاعات علمی خود استفاده میکنند.
خوانندگان معمولاً علاقهای به دانستن جزئیات فنی و مهندسی و علمی تخیلات نویسنده علاقه ندارند. کسانی هم که دنبال چنین اطلاعاتی هستند، به کتابهای علمی و فنی و مهندسی مراجعه میکنند. این شیوه صرفاً باعث پیچیده شدن داستان میشود و چندان مورد علاقهی خوانندگان نیست.
گونهای از کتابهای علمی-تخیلی به موضوع زندگی در سیارات دیگر یا موجودات فضایی میپردازند. چه مسائلی در این داستانها مطرح میشود که میتواند برای مخاطب عام جذاب باشد؟
موجودات بیگانه در داستانهای علمیتخیلی میتوانند بازتابی از رفتارهای انسانی باشند. مریخیهایی که به زمین حمله میکنند درواقع میتوانند نقدی بر امپریالیسم و استعمار سرزمینها توسط حکومتها باشند. بیگانههای بیگناهی که در سیارههای دیگر نابود میشوند میتوانند بازتابی از تکبر و بیتوجهی انسان به دنیایی باشد که در آن زندگی میکند.
برخی دیگر از موجودات بیگانه درواقع آزمونی هستند برای قدرت خلاقهی نویسنده و نشان میدهند که نویسنده چقدر توانسته تخیلاتش را با توجیحات علمی ارائه کند.
و صدالبته گروه دیگری از بیگانهها صرفاً نمک داستان هستند و به جنبههای هیجانانگیز داستان میافزایند.
باتوجه به اینکه متون این ژانر گاهی با اصطلاحات و مضامین علمی و تکنولوژیک همراه هستند، آیا در ترجمه به مشکل خاصی برخورد کردهاید؟
حقیقتاً بدون داشتن اطلاعات علمی، ترجمهی داستانهای علمیتخیلی دشوار است. هر چه داستان علمیتخیلی سختتر، نیاز مترجم به اطلاعات علمی بیشتر. خوشبختانه من شخصاً در دوران نوجوانی به کتابهای علم برای عموم علاقهی زیادی داشتم و بسیاری از نکاتی که نویسندگان علمیتخیلی در داستانهایشان به کار میبرند برای من موضوعات آشنایی هستند. طوری که تابهحال به مشکل خاصی برنخوردهام. هرچند همانطور که قبلاً هم گفتم، سعی میکنم به سراغ داستانهایی که اطلاعات علمی آنها بر جنبههای داستانگوییشان میچربد نروم.

استقبال مخاطب ایرانی از این گونه کتابها چطور است؟ آیا گروه خاصی بیشتر استقبال میکنند؟
استقبال از ادبیات علمیتخیلی شاید به اندازهی برخی از کتابهایی که پرفروش میشوند نباشد ولی از زمانی که این نوع از ادبیات با جدیت در کشور ما ارائه شده، این علاقه همواره وجود داشته است. در دههی 1380 ترجمهی آثار علمیتخیلی دچار افول شد، ولی در دههی بعد، وقتی این ژانر بار دیگر جان گرفت، معلوم شد مخاطبان پرشوری دارد و نسل جدید هم به این مخاطبان پیوستهاند. با همهی اینها نوجوانان علاقهی بیشتری به ادبیات علمیتخیلی نشان میدهند.
تا مدتها این گونه کتابها در کشور ما بیشتر در دسته کتابهای نوجوان قرار میگرفت. چرا؟ و آیا هنوز هم چنین نگاهی وجود دارد؟
من نمیدانم چه کسی اولین بار عنوان «علمیتخیلی» را به عنوان معادلی برای عبارت Science Fiction در فارسی به کار برد، ولی بخش «تخیلی» در این نام کار دستش داد. در جامعهی ما «تخیل» معادل با «خواب» و «خیال» و «اوهام» و «چیزهای غیرواقعی» به کار میرود و نوجوانان هم که بیشتر با تخیل سر و کار دارند، انسانهای جدیای دانسته نمیشوند. مخصوصاً وقتی یکی از مهمترین معیارهای ارزش در جامعهی امروز پول باشد. کسی که اهل تخیل و ادبیات علمیتخیلی است، از پرداختن به این مهمترین معیارها دور میماند و شایستهی توجه نخواهد بود. چنین دیدگاهی متأسفانه هنوز هم رواج دارد.
در سالهای اخیر نویسندگان ایرانی هم به نوشتن در این ژانر روی آوردهاند. به نظر شما این تلاشها چطور بوده است؟
در این زمینه البته تلاشهایی صورت گرفته ولی باید این را نیز در نظر گرفت که هر نویسنده فرزند زمان و مکانی است که در آن زندگی میکند. نویسندههایی که در غرب زندگی میکنند، با توجه به دیدگاههای توسعهگرایانهی جامعهشان داستانهای علمیتخیلیای مینویسند که به توسعهی فناوری انسان و توسعهی جامعهی انسان به سیارات دیگر و این قبیل موضوعات میپردازد. نویسندگان جامعهی ما، با توجه به شرایط موجود بیشتر به زیرژانر داستانهای پادآرمانشهری علاقه دارند، که متأسفانه مورد علاقهی من نیست.
یکی دیگر از موانع بر سر راه پیشرفت ادبیات علمیتخیلی در کشور ما ناآشنایی دانشمندان ما با ادبیات و ناآشنایی نویسندگان ما با علم است. داستان علمیتخیلی سعی میکند علم و ادبیات را به هم پیوند بزند و تا زمانی که دانشمند و ادبیات، یا نویسنده و علم ارتباطی با هم نداشته باشند، این مهم امکانپذیر نیست.
ادبیات علمی-تخیلی دارای زیرشاخههای متنوع و متعددی است. آیا زیرشاخهای هست که ترجمه نشده و هنوز برای مخاطب ایرانی آشنا نباشد؟
صفحهی ویکیپدیای «سبکهای علمیتخیلی» به 41 زیرسبک لینک دارد. من حتی نمیتوانم به نام 41 نویسندهی علمیتخیلی اشاره کنم که آثارشان در ایران منتشر شده باشد. پس طبیعی به نظر میرسد که زیر ژانرهای متعددی همچنان به فارسی ترجمه نشده باشند.
از بین نویسندگان این ژانر چه کسانی را خودتان بیشتر دوست دارید؟
نویسندهی شمارهی 1 و همیشگی من آیزاک آسیموف است. من از کودکی از آثار ایزاک آسیموف لذت میبردم و هنوز هم این علاقه حتی ذرهای کمرنگ نشده است.
ترجمه کدام کتاب از این ژانر برای خودتان چالشبرانگیز و جذاب بود؟ چرا؟
یکی از چالشبرانگیزترین کتابهای علمیتخیلی که ترجمه کردم رمان «تماس» نوشتهی کارل سیگن، دانشمند آمریکایی بود. سیگن بیش از آنکه ادیب باشد دانشمند است و رمان تماس پر بود از نکات علمیای که باید برای درک آنها بارها و بارها به مراجع مختلف سر میزدم و اطلاعات میگرفتم. (این کتاب توسط نشر جهان کتاب به چاپ رسیده است.)
پیشنهاد مطالعه: ژول ورن، قدیس محافظ داستانهای علمی تخیلی








