vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

پدران و پسران

نویسنده: ایوان تورگنیف

مترجم: فرزانه طاهری

ناشر: مرکز

نوبت چاپ: ۶

سال چاپ: ۱۴۰۴

تعداد صفحات: ۲۹۶

شابک: ۹۷۸-۹۶۴۲۱۳۵۴۸۶

  این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

 

تهیه این کتاب

پدران و پسران

 

نوشتن از کلاسیک‌ها کار هر کسی نیست و جرئت می‌خواهد، به‌خصوص برای منِ کمترین، اما به پیشنهاد آنی خاچیکیان پدران و پسران را خواندم و تصمیم گرفتم چند خطی درباره آن بنویسم؛ شاهکار ادبیات کلاسیک روسیه به قلم ایوان تورگنیف، یکی از بهترین‌ها و محبوب‌ترین‌های ادبیات روس.

نخستین اثری بود که از تورگنیف می‌خواندم و زبان، سبک نگارش و مدرن بودن آن مرا متعجب کرد. رمانی که به اعتقاد بسیاری نخستین رمان روسی است که شهرت جهانی پیدا کرده، اثری که غول‌های ادبیات روسیه، داستایوفسکی و تولستوی از آن تأثیر گرفته‌اند.


ایوان تورگنیف، نویسنده، شاعر و اشراف‌زاده‌ی روسی در 9 نوامبر 1818 در روسیه به دنیا آمد. در دانشگاه مسکو و برلین تحصیل کرد و در طی دوران تحصیل و اقامتش در کشورهای مختلف مانند بسیاری از افراد تحصیل‌کرده و روشن‌فکر هم‌دوره خودش تحت تأثیر ایده‌های عصر روشنگری بود و اعتقاد داشت که روسیه می‌تواند برای پیشرفت و اصلاح خودش این ایده‌ها را به کار بندد.


خانم فرزانه طاهری مترجم کتاب پدران و پسران در مقدمه‌ آورده: «در اواخر عمرش شهرتش تحت‌الشعاع نویسندگان هم‌وطنش، تولستوی و داستایفسکی قرار گرفت، اما اولین نویسنده روس بود که در اروپا و آمریکا شناخته شد.» او سرانجام در 3 سپتامبر 1883 در خانه‌اش در نزدیکی پاریس درگذشت. پس از مرگ طبق خواسته‌اش پیکرش را به روسیه منتقل کردند و در سن‌پترزبورگ به خاک سپرده شد.

 

پدران و پسران
پدران و پسران

 


آیا حالا وقتش نیست که درباره بازاروف صحبت کنیم؟ این شخصیت محبوب و بااستعداد و تندخوی ادبیات روسیه؟ جوانی خودشیفته و متکبر که باعث شده دو جناح سیاسی آن دوران به نویسنده بتازند: محافظه‌کاران تندرو که معتقدند با خلق بازاروف و طرح دیدگاه‌های رادیکال و نیهیلیستی، جانب آن‌ها را گرفته و لیبرال‌ها که باور داشتند که بیان دیدگاه‌هایشان از زبان فردی گستاخ مانند بازاروف، ناخوشایند و مسخره است. و به‌خاطر همین موضوع کتاب در زمان انتشار به مذاق هیچ‌کس خوش نیامد و باب میل هیچ‌کس نبود.
اما بازاروف که فرزند والدینی بسیار مهربان و دلسوز است دوست دارد هنجارهای اجتماعی زمانه خود را بشکند و دنیای بهتری بسازد و با رد کردن آن‌ها مشاجرات و سوتفاهم‌های زیادی ایجاد می‌کند. (حتماً شما هم آدم‌هایی شبیه به او را دور و برتان دارید!) او حتی در عشق نیز چیزی جز استیصال آدم‌های تنها نمی‌بیند و از آن‌ها فاصله می‌گیرد، اما زمانی که عاشق می‌شود جهان‌بینی‌اش فرومی‌ریزد و درنهایت تسلیم عشق، طبیعت و احساسات انسانی می‌شود.

و شخصیت دیگر، آرکادی، دوست جوان‌ترش که روحیه‌ای لطیف دارد و نسبت به مردم و دنیای پیرامونش پرشورتر است. این دو دوست دانشگاهی تصمیم می‌گیرند بعد از فارغ‌التحصیلی راهی خانه‌ی آرکادی شوند و مشکلات از آنجا شروع می‌شود که دو جوان می‌خواهند دنیایی جدید را بر ویرانه‌های تاریخ و تابوهایی بسازند که پدرانشان و بخش زیادی از جامعه هنوز به آن‌ها وفادارند.


داستان پدران و پسران به نظر من بسیار ساده است، اما همین روایت ساده است که یکی از مشهورترین رمان‌های اجتماعی روسیه را ساخته؛ رمانی که فضای حساس و شرایط خاص این کشور و شکاف‌های اجتماعیِ اواسط قرن 19 را بسیار زنده و ملموس به تصویر می‌کشد. تعداد شخصیت‌ها کم است: دو پسر، دو پدر، یک عمو، چهار زن، یک خاله از کارافتاده و چند شخصیت در حاشیه.

من ترجمه‌ی خانم فرزانه طاهری را خواندم که توسط نشر مرکز منتشر شده، اما قبل‌تر خانم مهری آهی پدران و پسران را ترجمه کرده بود. سؤالی که بعد از آشنایی با شخصیت نامتعارف بازاروف و دنیای تورگنیف به ذهنم رسید این بود که ما باید چه زمانی کلاسیک‌ها را بخوانیم تا بتوانیم آن حظ وافری را تجربه کنیم که پیشینیان بعد از خواندن این کتاب حس کردند؟ آیا کلاسیک‌ها تاریخ انقضا ندارند؟


حالا که این سطرها را می‌خوانید، سالروز درگذشت ایوان تورگنیف است. به تاریخ شمسی یعنی 12 شهریور 1262. بیش از یک قرن از مرگ او می‌گذرد، اما بازاروفِ او هنوز زنده است، پسر پزشکی شهرستانی که حتی امروز هم آدم‌ها گفته‌هایش را از بر هستند و هنوز این کتاب در مدرسه‌های روسیه تدریس می‌شود. شاید همین یکی از نشانه‎‌های بی‌تاریخ‌مصرف بودن کلاسیک‌ها باشد. اینکه هنوز آدم‌هایی هستند که به سنت‌ها دهن‌کجی می‌کنند.

 

بخشی از کتاب

آریستوکراتیزم، لیبرالیزم، پروگرس، پرنسیپ، فقط فکرش را بکنید! انبوهی کلمات خارجی… و به‌دردنخور! این‌ها ذره‌ای به درد روس‌ها نمی‌خورند!… معیار ما در عملمان هر آن چیزی است که به نظرمان سودمند باشد. در حال حاضر نفی کردن سودمندتر از هر کار دیگری است، پس ما نفی می‌کنیم…

نویسنده معرفی: هدیه انصاری

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *