تایتانیک های آفریقایی
نویسنده: ابوبکر حامد کهال
مترجم: محمد حزبایی زاده
ناشر: هیرمند
نوبت چاپ: ۱
سال چاپ: ۱۴۰۵
این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند
تایتانیک های آفریقایی
تایتانیکهای آفریقایی نوشته ابوبکر حامد کهال، نویسنده اریترهای، رمانی درباره مهاجرت، تبعید، بیوطنی و رؤیای رسیدن به زندگی بهتر است؛ رمانی که از دل تجربه زیسته نویسنده و مشاهده مستقیم او از جهان مهاجران آفریقایی شکل گرفته است. این اثر در سال ۲۰۰۸ از سوی دارالساقی منتشر شد و بهتدریج به یکی از آثار شناختهشده ادبیات مهاجرت در داستان عربی معاصر تبدیل شد.
کهال در این رمان به سراغ انسانهایی میرود که از کشورهای مختلف آفریقا، از جمله اریتره، اتیوپی، سودان، سومالی، غنا و لیبریا، برای گریز از فقر، ناامنی و بیآیندگی راهی سفری پرمخاطره به سوی اروپا میشوند. سفر آنان از مسیرهای دشوار زمینی و صحرایی آغاز میشود و سرانجام به مدیترانه میرسد؛ جایی که مهاجران سوار بر قایقهایی فرسوده و نامطمئن، جان خود را به دریا میسپارند.
در مرکز رمان، أبدار، راوی داستان، قرار دارد؛ مهاجری اریترهای که تجربه عبور مخفیانه از مرزها، سرگردانی در صحرا، گرفتارشدن در شبکه قاچاقچیان و تلاش برای رسیدن به اروپا را از سر میگذراند. روایت او فقط شرح یک سفر جغرافیایی نیست؛ سفری است از وطن به بیوطنی، از امید به نومیدی و از رؤیای نجات به مواجهه مداوم با مرگ.
«مالوک»، نوازنده گیتار لیبریایی و بانو «ترحاس»در کنار راوی از شخصیتهای محوری رماناند.

عنوان رمان، تایتانیکهای آفریقایی، خود استعارهای مرکزی در اثر است. قایقهایی که مهاجران را در دل مدیترانه حمل میکنند، در واقع چیزی جز تکههایی ناامن و فرسوده برای دریانوردی نیستند؛ بااینحال برای مسافرانی که همه راههای دیگر را بسته میبینند، همین قایقها به «کشتی نجات» تبدیل میشوند. طنز تلخ عنوان، همین تناقض را برجسته میکند: انسانهایی که برای یافتن زندگی بهتر سوار کشتیهایی میشوند که ممکن است پیش از رسیدن به مقصد، آنان را به کام مرگ بفرستند.
قدرت رمان فقط در تصویرکردن رنج مهاجران نیست. کهال به آنان صدا میدهد و اجازه میدهد خودشان از زندگی، گذشته، آرزوها و ترسهایشان سخن بگویند. داستانها، افسانهها، ترانهها و خاطراتی که در مسیر سفر میان شخصیتها ردوبدل میشود، روایت را از یک گزارش اجتماعی فراتر میبرد و به اثری درباره هویت و معنای انسانبودن تبدیل میکند. از همین رو، پژوهشی که درباره این رمان منتشر شده، آن را از منظر ساختار روایی، هویت و «رؤیت جهان» بررسی کرده است.
کهال خود نیز گفته است که تجربه شخصی و آنچه با چشم دیده و از دیگران شنیده، نقش مهمی در شکلگیری رمان داشته است؛ ازاینرو تایتانیکهای آفریقایی را میتوان آمیزهای از تخیل ادبی و شهادت انسانی دانست.
در نهایت، رمان کهال فقط درباره مهاجرانی نیست که میخواهند به اروپا برسند؛ درباره جهانی است که در آن، رؤیای داشتن آیندهای بهتر گاه انسان را وادار میکند جان خود را در اختیار بیرحمترین مسیرها بگذارد. تایتانیکهای آفریقایی داستان همین تناقض دردناک است: جستوجوی زندگی در سفری که در هر لحظه ممکن است به مرگ ختم شود؛ و در عین حال، پافشاری انسان بر امید، حتی هنگامی که همه نشانهها از شکست و نابودی حکایت دارند.
بخشی از کتاب
در همهچی عین هم بودیم…در قیافه…لباس…حتی تفنگامون شبیه تفنگاشون بود…همهامون زبون همدیگه رو میفهمیدیم…وقتی توی تاریکی با سلاح سرد به جان هم میافتادیم…ارتش اونا با ارتش خودشون میجنگید و ارتش ما با خودشون جنگ داشت…کشتههای خودمن رو با کشتههای اونا یه جا خاک میکردیم چون به راحتی نمیشد خودمون رو از اونا تشخیص بدیم.




