سگها و آدمها
در چند دههی اخیر سگها تبدیل به عضو جدانشدنی بسیاری از خانهها و خانوادههای ایرانی شدهاند. اتفاقی که در سالهای دورتر تقریبا بعید به نظر میرسید، به هزار و یک دلیل؛ از باور به نجاست و پلیدی سگ گرفته تا تقلیلشان به نیروی کار نگهبان و محدودیتهای قانونی و اجتماعی که البته همچنان پابرجاست.
کافی است نگاهی به اشعار شاعران کلاسیک ایران بیاندازید. در بیشتر این آثار سگها موجوداتی دون، مطیع، بردهی حلقهبهگوش، درندهخو و ناپاک تصویر شدهاند و در بهترین حالت به خاطر وفاداری و حقشناسیشان در مقابل نمکنشناسی آدمهایی که «کمتر از سگ» نام گرفتهاند، ستایش شدهاند. مثلا در شعر سعدی میخوانیم:
«به اخلاق نرمی مکن با درشت/ که سگ را نمالند چون گربه پشت
گر انصاف خواهی سگ حقشناس/ به سیرت به از مردم ناسپاس»
«سگ هم از کوچکی پلید بود/ اصل ناپاک از او پدید بود»
«من گر سگکی زان تو باشم چه شود/ خاری ز گلستان تو باشم چه شود
شیران جهان روبه درگاه تواَند/ گر من سگ دربان تو باشم چه شود»
خوشبختانه تغییر و تحولات دنیای جدید بهویژه در شهرها شامل حال سگها هم شده و ارتباط مردم با این موجودات صمیمی به حد رابطهی خانوادگی و دوستیهای عمیق ارتقا یافته. بااینکه فضا هنوز برای حضور گندهترهایشان مهیا نیست اما این روزها کوچکترهایشان را میتوانید با قلادهای بامزه در اماکن شهری عمومی هم ببینید، درحالیکه شاد و شنگول سر از پنجرهی اتومبیل بیرون آوردهاند، در بازارها و خیابانهای شلوغ میچرخند و با ظاهر ملوس و اشرافی خود واقواقکنان به دنبال گربههای گرسنه و بینوا میدوند.

چه سگها را دوست داشته باشید یا نه، و چه با آنها زیر یک سقف بروید یا با دیدنشان سراسیمه پا به دو بگذارید، سگها بهترین دوست انسانها هستند. این چیزی است که بسیاری از مردم جهان از قطب شمال تا جنوب، و شرق تا غرب کرهی زمین، به آن باور دارند. ریشهی این باور به 15000 سال پیش برمیگردد، زمانی که انسانها دریافتند میتوانند این موجودات باهوش را اهلی کنند و کنارشان زندگی راحت و مسالمتآمیزی داشته باشند.
انسانها در طول سالیان دراز نژادهای مختلفی از سگها را در نواحی مختلف جهان و در شرایط جغرافیایی با آب و هوای متفاوت پرورش دادهاند. این دو در کنار هم به شکار رفتهاند، بار کشیدهاند، از قبیله و اهالی آن محافظت کردهاند، راهنمای گلهها بودهاند و با یکدیگر انس گرفتهاند.

با این وجود هنوز هم این همنشینی عجیب و غریب و غیرمنتظره به نظر میرسد. اینکه چطور این موجودات وحشی از اتاق خواب آدمها سردرآوردهاند و پابهپای آنها راهی سفرهای سخت و ناهموار شدهاند؟ چرا این نوع ارتباط با حیوانات دیگری مثل شامپانزهها شکل نگرفته؟ یا چرا باقی حیوانات اهلی از گربه و گاو و گوسفند به چنین درجهای مفتخر نشدهاند؟
عدهای پاسخ را در هماهنگی سگها با ارزشهای اخلاقی انسانی یافتهاند. سگها بیش از سایر جانوران اهل تعامل و ارتباطات اجتماعیاند، آن هم نه فقط با یک نفر بلکه با گروهی از انسانها و جانورانی که در اطرافشان حضور دارند. آنها به فرد و قبیله وفادارند و میتوانند آداب اجتماعی را بیاموزند و حد و حدود خود را نسبت به دیگران بشناسند، و مهمتر از همه قادرند عطوفت و احساسات خود را ابراز کنند و به انسانها انتقال دهند.
شاید همین ویژگیهای شبه انسانی زمینهساز حضور سگها در دنیای ادبیات و داستانها شده باشد. از قدیمیترین افسانهها تا داستانهای امروزی سگها توانستهاند نقشی محوری در ادبیات ایفا کنند و گاه به اندازهی یک شخصیت مستقل حضور داشته باشند. چه بسا در دنیای جدید سگها تبدیل به قهرمان و شخصیت اصلی داستانهای بزرگسال هم شدهاند و این همه حکایت از تاثیری است که این موجودات دوستداشتنی در روند زندگی انسانها و تحول و تکامل روحی آنها داشتهاند.

در این پرونده به مناسبت روز جهان سگ که برابر است با 26 آگوست به سراغ این گروه از دوستان قدیمی انسانها رفتهایم و جستجویی کردهایم در آرشیو مقالات وینش تا ببینیم چه در چنته داریم. متاسفانه در این فهرست جای نقد و معرفی کتابهای شاخصی چون «سپید دندان» و «آوای وحش»، هر دو نوشتهی جک لندن نویسندهی آمریکایی خالی است. امیدواریم در فرصتهای دیگر نقد و معرفی چنین کتابهایی با محوریت سگها به آرشیو مطالبمان اضافه شود.
«دل سگ» یا «قلب سگی» رمانی است از میخائیل بولگاگف، نویسندهی روسی. بولگاگف این کتاب را چند ماه پس از مرگ لنین نوشت. سگ در این داستان نماد مردم روسیه است که سالها تحت ظلم و ستم بودهاند. رضا کلیوندی مروری کوتاه داشته بر این کتاب.
![]() |
قلب سگی |
«پژوهشهای یک سگ» داستانی است از فراتس کافکا که از زبان یک سگ روایت میشود. این سگ شباهت بسیاری به یک انسان دارد و از این جهت او را میتوان نماد و تمثیلی از مردمان سرخورده و منزوی دانست. روبرت صافاریان نگاهی تحلیلی داشته به این کتاب.
![]() |
پژوهشهای یک سگ: فلسفه یا ادبیات؟ |
«قدرت سگ» نام رمانی است از توماس ساویج که در سال 1967 منتشر شد. در سال 2021 جین کمپیون اقتباسی سینمایی از این اثر ساخت که مقالهی زیر به همین بهانه نوشته شده و نگارندهی آن نگاهی داشته به زندگی و آثار نویسندهی رمان. این رمان دربارهی سگها نیست، بلکه گفته میشود عنوان کتاب کنایهای است از قدرت بدکاران و بدسرشتان. آشنایی با این کتاب و نویسندهی آن خالی از لطف نیست. رحیم نعمانی این مقاله را به فارسی برگردانده.
![]() |
نویسندهی قدرت سگ، کیست؟ |
حضور سگها در داستانها و رمانهای پلیسی همیشه جذاب و خواندنی است؛ آنطور که آدم بدهای داستان را تعقیب میکنند، با هوش و شامهی مثالزدنیشان سرنخهای تازهای مییابند و در بزنگاههای داستان به نجات قهرمان داستان میآیند. کتاب «سربازرس مگره و سگ زرد» یک رمان کلاسیک و خوشساخت است که پرده از رازهای جنایی و پلیسی برمیدارد. فاطمه بقائیان نگاهی داشته به این کتاب.
![]() |
وقتی معما دیگر شگفتزدهات نمیکند |
«سه نفر در قایق» نیز یک کتاب کلاسیک است که در سال 1889 توسط نویسندهی انگلیسی جروم کی جروم نوشته شده و داستان سه دوست جوان کارمند است که به همراه سگشان برای ماجراجویی به قایقسواری میروند. فاطمه بقائیان دربارهی این کتاب نوشته.
![]() |
سه مرد در قایق همراه سگشان |
«کاش بوی سگ مرده میداد» مجموعه داستانی است نوشتهی دلارام دلنواز. حال و هوای داستانهای این مجموعه از موضوعات جامعهی معاصر گرفته شده و هریک به مسائل اجتماعی میپردازند. مروری کوتاه بخوانید بر این کتاب.
![]() |
کاش بوی سگ مرده میداد |
مجموعه داستان «چشم سگ» را عالیه عطایی نویسندهی افغانستانی-ایرانی نوشته و شامل هفت داستان کوتاه است راجع به مهاجران افغان. داستانهای این مجموعه با نخ مرئی «تهران» و نخ نامرئی «دیگری بودن» به هم پیوند یافتهاند. پیمان حقیقتطلب دربارهای این مجموعه نوشته است.
دیگری بودن به روایت عالیه میرعطایی |
در پایان این پرونده خوب است نگاهی بیاندازید به آثار نقاشانی که سگها را به عنوان بخشی از جهان عاطفی انسانها به تصویر کشیدهاند.
![]() |
تصویر سگها در دنیای پراحساس نقاشان |
#سگ
















