دست نیافتنی
نویسنده معرفی: سیدسهیل فاضلی
کتاب دست نیافتنی با پیشگفتاری طوفانی و جملاتی الهامبخش از علیرضا حیدری قهرمان کشتی آزاد ایران آغاز شده و بر ذهن حکاکی میشود:
«همیشه باورداشتهام که انسانها نه در مسیرهای ساده و بی دردسر، که در ناهمواریها و سختیهای زندگیشان بزرگ میشوند. بعضی از آدمها، پس از یک عمر زندگی، وقتی از دنیا میروند انگار روی هوا قدم برداشتهاند: هیچ جای پایی ازشان نمانده! اما بعضی ردی عمیق از خود بر دنیا و انسانها میگذارند.
کسانی که میخواهند جای پایشان در دنیا بماند باید زندگی کنند. زندگی یعنی همه سختیها و ناهمواریها، یعنی آسیب دیدن و ترمیم یافتن، باختن و بردن. باوردارم که برندههای دنیا بیشتر از همه شکست میخورند. کسانی که بارها و بارها و بارها به جنگ زندگی میروند تا در پس تمام شکستها، بالاخره پیروز شوند. کسانی که ریسک میکنند، مرزها را میشکافند و از چارچوب جامعه بیرون میزنند…»
«دست نیافتنی» عبارتی فوق العاده اعجاب انگیز است. واژهای که احساس مبارزه، کمال جویی، روحیهای برای تکامل و خستگی ناپذیری و بهترشدن دائمی دارد و انگار درونش اصولی احیا کننده را در برگرفته که با زمزمه و اندیشه به آن برای هرفردی میتواند الهام بخش باشد.
این عبارت برای جستجوگران موفقیت وسط سیبل ذهن مینشیند و کمتر به خطا میرود. عبارتی که ذهن مسئولیت پذیر افراد موفق را به خوبی نمایندگی میکند. مسئولیتی که حتی با فرسودگی، آسیب و خستگی نیز ادامه مییابد. از این حیث انتخاب این عبارت توسط آقای طاها صفری برای روایت فراز و نشیب، تولد، کودکی و نوجوانی و بزرگسالی و حالا بازنشستگی از ورزش قهرمان دوستداشتنی علیرضا حیدری از هوش و ذکاوت نویسنده سرآغاز گرفته و به ما نوید یک کتاب خواندنی را میدهد.
قصه از بازدید معدن علیرضا حیدری آغاز میشود و سپس از تولد و کودکی او به زبان خودش روایت شده و کم کم فاش میشود که نیروی فوقالعاده این کشتیگیر ریشه در چه مواجههای با جهان پیرامونش دارد. فردی که در خانوادهای نسبتا پر جمعیت متولد شده و در همان سالهای آغازین زندگی پدرش را از دست داده و در زندگی ناهموار و مشکلات فراوان معیشتی و محیط اجتماعی کم بهره از امکاناتی که امروزه استاندارد تلقی شده _و محل بهانه جویی برای پذیرش شکست است_ آغاز میشود.
او در محلهای بزرگ شده که به زعم خودش زورآباد بوده و درگیری و کتککاری و وضعیت ضعیف اقتصادی نهادینه شده است. کشتی و کشمکش و درگیری و برد و باختهای موقتی در تمام لحظات این روایت به چشم میخورد و گاهی لحظات شاد و گاهی لحظات تلخ را روایت میکند اما به خواننده یادآور میشود موفقیتهای بزرگ گاهی در سالها شوق، تمرین و کوتاه نیامدن ریشه دارد. مثلا علیرضا حیدری مسافتی بسیار طولانی را برای رفتن به باشگاه محل تمرین طی میکند و بسیاری اوقات در اثر نداشتن کرایه تاکسی با ارادهای مستحکم پیادهرویهای طولانی انجام میدهد.

در سراسر روایت انگار کشتی پناه علیرضا حیدری است و انگار ناخودآگاه چیزی او را بر سر تمرین میبرد. این تمرینها بالاخره با شرکت در مسابقات مختلف و انتخاب شدن در تیمها و نهایتا تیم ملی او را به رسالتش نزدیکتر میکند. نهایتا امروز مشاهده میکنیم علیرضا حیدری در میدانهای مسابقات جهانی و المپیک مدال دارد که اوج موفقیتهای یک کشتیگیر است.
بنابراین کتاب دست نیافتنی نکات قابل توجهی در روایتش برای هر جستجوگر موفقیت دارد. مثلا آنجا که انگیزهها فروکش میکند چه باید کرد؟ قهرمان ما در این کتاب چطور در اوج کشتی خود وارد افول میشود؟ چطور این دوران را پشت سر میگذارد و چطور با آسیبهای روحی و فیزیکی، حسادتها و حاشیههای ورزش حرفهای دست و پنجه نرم میکند؟ و مربی بزرگی مثل منصور برزگر چطور با جملاتی دلسوزانه بر ذهن خسته علیرضا حیدری در مصاف با کورمایر قهرمان نام آور و قدرتمند تاثیر میگذارد؟ از این حیث کتاب میتواند مناسب قهرمانان و مربیان رشتههای ورزشی بهویژه ورزش ملی ما ایرانیان یعنی کشتی باشد و نهایتا بخشی از حافظه تاریخی نسلهای مختلف از قهرمانان برجسته کشتی ایران در دهه هفتاد و هشتاد شمسی است.
در کتاب دست نیافتنی روایت میشود که علیرضا حیدری این مکتب دست نیافتنی بودن را با خود به عرصه اقتصاد و صنعت معدن کشور نیز برده و در آن جا نیز جایزه معدندار نمونه کشور را دریافت کرده است. همچنین در این روزها میدانیم که نمایش تمرینهای بدنسازی او در شبکههای مجازی کماکان الهامبخش است. انگار او سرچشمهای ایرانی برای دست نیافتنی بودن است و تمرینات خود را نه برای نگه داشتن و حتی ارتقای بدن خود در سنین میانسالی بلکه برای تحقق این واژه در عرصهها و سنین مختلف ادامه میدهد.
نوشتهها و کتابهای مرتبط








