vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

برگمان فقط سی ثانیه ناراحت می‌شود

«اگر فیلم‌هایم را دوست نداشته باشند ناراحت می‌شوم ـ ولی فقط برای سی ثانیه.» این‌ را کارگردان فقید سوئد، یکی از اسطوره‌های تاریخ سینما، یعنی اینگمار برگمان (۱۹۱۸ـ۲۰۰۷میلادی) می‌گوید؛ مردی که عشق، تنهایی، نفرت، یأس، سردی، تحقیر، درماندگی و درنهایت، قدیمی‌ترین زخمِ‌ باز و متعفن و چرکینمان را سالیان سال روی پرده می‌بَرد تا عذابمان دهد و تسلایمان. او با نوشتن «تصویرها: زندگی من در فیلم» جهان فیلم‌هایش را به دنیای کتاب‌‌ پیوند می‌زند. و جایی در مرزهای کتاب و فیلم، روایتی نو از آثار و زندگی خویش به دوستداران و خُرده‌گیرانش پیشکش می‌کند.

 

 

این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند

 


آگهی

برگمان فقط سی ثانیه ناراحت می‌شود

 

«اگر فیلم‌هایم را دوست نداشته باشند ناراحت می‌شوم ـ ولی فقط برای سی ثانیه.» این‌ را کارگردان فقید سوئد، یکی از اسطوره‌های تاریخ سینما، یعنی اینگمار برگمان (۱۹۱۸ـ۲۰۰۷میلادی) می‌گوید؛ مردی که عشق، تنهایی، نفرت، یأس، سردی، تحقیر، درماندگی و درنهایت، قدیمی‌ترین زخمِ‌ باز و متعفن و چرکینمان را سالیان سال روی پرده می‌بَرد تا عذابمان دهد و تسلایمان. او با نوشتن «تصویرها: زندگی من در فیلم» جهان فیلم‌هایش را به دنیای کتاب‌‌ پیوند می‌زند. و جایی در مرزهای کتاب و فیلم، روایتی نو از آثار و زندگی خویش به دوستداران و خُرده‌گیرانش پیشکش می‌کند.

 

غرور کودکانه اسطوره

ماجرای تولد «تصویرها: زندگی من در فیلم»، با مقدمه نسبتاً کوتاه وودی آلن، به کتابی دیگر می‌رسد. تهیه و نگارش آن کتاب که در فارسی «برگمان به روایت برگمان» نام دارد، به سال ۱۹۶۸میلادی بازمی‌گردد. و حاصل کار سه روزنامه‌نگار جوان یا گفت‌وگوی رودرروی آنان با برگمان است.

 

برگمان به روایت برگمان

 

برگمان بعدها به این نتیجه می‌رسد که کتاب «برگمان به روایت برگمان» بسیار ریاکارانه است یا چنین تصور می‌شود. او روزنامه‌نگاران یادشده را مؤدب و آگاه و دقیق می‌خواند، اما باور دارد که تلاش داشتند از او یک «دایناسور» بسازند!

البته این کارگردانِ سینمای اسکاندیناوی که شهرت جهانی می‌یابد، به خود نیز نگاهی منتقدانه دارد. او در «تصویرها: زندگی من در فیلم» با اشاره به غرور کودکانه‌اش در آن برهه، شکست کتاب را صرفاً به گردن مصاحبه‌کنندگان نمی‌اندازد. به هر روی، برگمان ۲۲ سال بعد، در ۱۹۹۰میلادی به‌دلیل نارضایتی از کتاب «برگمان به روایت برگمان»، انگیزه‌ می‌یابد تا کتابی تازه را جلوی دوربین که نه این‌بار به قلم آورد.

 

سطرهایی برای مخالفان

برگمان موقع فراهم‌آوردن این کتابِ تازه با عنوان «تصویرها: زندگی من در فیلم» ۷۲ ساله است، یعنی زمانی که او دیگر با فیلم‌سازی، دست‌کم در سینما، خداحافظی کرده. و بی‌گمان دیدی متفاوت از گذشته‌های دور به خویشتن و آثارش دارد. همین نگاه آزموده نو سبب می‌شود که خواسته یا ناخواسته، سطرهایی از اثرش دفاعیه او باشد در برابر منتقدانِ مخالفش، هرچند هدف اصلی کتاب نیست.

نمونه‌اش را در جایی که این کارگردان درباره فیلم «سونات پاییزی» صحبت و نقدش می‌کند، می‌بینیم. در فیلم، مادر و دختری هستند که نقششان را به‌ترتیب اینگرید برگمان و لیو اومان، یعنی دو بازیگر مشهور اروپایی بازی می‌کنند. برگمان در کتاب تأکید می‌کند که بیشتر انرژی‌اش را برای نقش اینگرید برگمان گذاشته بود. و اگر موقع کارگردانی به بازیِ اولمان هم بیشتر توجه می‌کرد، کارشان حرفه‌ای‌تر می‌شد و نظر منتقدان را بیشتر جلب می‌کرد.

بعدتر ادامه می‌دهد که اینگرید برگمان موقع فیلم‌بردای همین «سونات پاییزی» به او تشر می‌زند: «اگر نگویی این صحنه را چگونه اجرا کنم [،] می‌زنم توی گوشت.» ذکر این مطلب نشان می‌دهد، همان‌قدر که برگمان می‌کوشد صادقانه درباره یک عمر زندگی کاری و عادات شخصی خود صحبت یا به‌قول بعضی‌ها خودمشتمالی کند، درباره دیگر عوامل فیلم و سینما، حتی بازیگر رؤیایی «کازابلانکا» (اینگرید برگمان) هم به صراحت حرف می‌زند.

 

کتابی برای هواخواهان

«تصویرها: زندگی من در فیلم» بیش از آنکه نکته‌هایی برای مخالفان برگمان داشته باشد، لذتی کم‌نظیر نصیب طرف‌دارانش می‌کند. خصوصاً آن‌هایی که می‌خواهند به ناگفته‌های فیلم‌هایش، مثل اولین زمینه‌ها یا جرقه‌های ظهور یک اثر یا به زندگی خصوصی‌اش، مثل ازدواج‌های متعددش، هرچه بیشتر و بیشتر پی ببرند.

برای مثال، برگمان، پیرمردِ فیلمِ «توت‌فرنگی‌های وحشی» را بسیار شبیه پدرش می‌داند و ظاهراً خود کارگردان آگاهانه این هدف را دنبال می‌کرده است. با این حال، در چند گزاره بعدی می‌نویسد، آن پیرمرد عبوس و غمگینِ «توت‌فرنگی‌های وحشی» درنهایت شبیه به خودش شد تا پدرش. جایی دیگر، شخصیت‌های فیلم «در امتداد آینه سیاه» را بسیار متأثر از زندگی مشترک خود و همسرش در آن مقطع می‌داند.

 

اینگمار برگمان
اینگمار برگمان

 

نکته‌‌های این‌چنینی در کتاب فراوان است و به‌نظر می‌رسد برای علاقه‌مندان سینمای برگمان و همچنین منتقدان حرفه‌ای فیلم جذاب و پُراهمیت باشد. گفتنی است برگمان در «تصویرها: زندگی من در فیلم» که دارای شش فصل است، به‌ترتیب زمانِ ساخت آثارش به آن‌ها نگاه نمی‌کند و اغلب بر اساس موفقیت یا شهرت فیلم‌ها در کارنامه‌اش شرح حال می‌دهد. همچنین ممکن است از میانه‌های گفتن درباره فیلمی، یک‌باره به‌سوی فیلم یا فیلم‌های دیگر قدم‌ بردارد.

 

هنر یا پوست مار؟

هرچند برگمان با فیلم و سینما و به‌خصوص آثاری چون «پرسونا»، «فریادها و نجواها» و «مُهر هفتم» و ده‌ها اثر دیگرش در ذهنمان شکل گرفته است، نباید جنبه‌های دیگری از زندگی حرفه‌ای‌اش را فراموش کنیم. درواقع، این کارگردان که به پُرکاری شهرت دارد، در حوزه‌های گوناگونی فعالیت می‌کند. کارگردانی تئاتر، حتی اشتغال در سمت‌های مدیریتی فرهنگی سوئد و استادی دانشگاه از دیگر فعالیت‌های برگمان است که در کتاب حاضر می‌توان درباره‌شان داده‌ها یافت. هرچند تمرکز جدی و اصلی نویسنده بر دستاوردهای سینمایی‌اش است.

«تصویرها: زندگی من در فیلم» در کنار مطالبی که بیان شد، بازتابنده نکته‌های دیگری هم است که شاید مختصر به نظر برسند، اما بر کشش کتاب افزوده‌اند. مثلاً هنر در جهان‌بینی برگمان که خود به سینماگر هنری یا کارگردانِ مؤلف معروف است، چه تعریفی دارد؟ این یکی از آن سوژه‌های موردتوجه است که در میانه فیلم‌ها و لحظه‌لحظه‌ زندگی‌اش به آن نظر می‌کند و این‌گونه به مخاطبانش در همه روزگان توضیح می‌دهد:

«هنر آزاد است، هنر آزاد، بی‌شرم، بی‌مسئولیت و […] حرکت مدامش شدید و تب‌آلود است؛ به اعتقاد من شبیه پوست ماری پُر از مورچه است. خودِ مار مدت‌هاست که مُرده، ولی پوست همچنان حرکت می‌کند و سرشار از زندگی است.» ‌

 

مرا [محکم] بغل کنید

از دیگر خصوصیات کتاب که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت، حرکت نویسنده سال‌خورده آن بین گذشته و حال است، گویی مثل یک اثر سینمایی که غیرخطی است، به‌سوی ذهن و قلبمان گام‌ برمی‌دارد. نگاه این کارگردان سوئدی به روزهای رفته یا گذشته گاهی از حافظه است، و گاهی مواقع به دست‌نوشته‌های ایام جوانی‌اش سر می‌زند. بنابراین، به‌طور دقیق نشانمان می‌دهد که در جوانی چه احساسات و نگرشی به دنیا و خویشتن داشته است.

برای نمونه در جایی از روزمره‌های او چنین می‌خوانیم:

«آیا خواهم توانست به مرحله‌ای برسم که فلاکتم پنهان شده، که خودکشی‌ام منتظر است؟ نمی‌دانم. این تولدی واقعی است: مرا بغل کنید، کمکم کنید، با من مهربان باشید، محکم در آغوشم بگیرید، چرا هیچ‌کس برای من تره هم خُرد نمی‌کند؟ چرا هیچ‌کس سرم را در دست نمی‌گیرد؟ بیش‌ازحد بزرگ است.»

در ادامه، گزاره‌های یادشده تلخ‌تر می‌شود. و بیشتر نمک به زخم می‌پاشد تا به یادمان آورد آدم‌هایی که از دور اسطوره‌هایی پیروز و حتی شکست‌ناپذیر و افسانه‌وار به نظر می‌آیند، چقدر از نزدیک شکننده‌اند، و به بزرگی موفقیت‌های اجتماعی می‌توانند در زندگی شخصی شکست روانی بخورند:

«التماس می‌کنم. دارم یخ می‌زنم. دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم. مرا بکشید. نمی‌خواهم زنده بمانم. ممکن نیست این واقعیت داشته باشد. ببینید بازوهای من چه‌قدر بزرگ شده‌اند و همه‌جا را خلأ فراگرفته.»

 

فانوس خیال

آن نسخه از کتاب «تصویرها: زندگی من در فیلم» که من برای خواندن به دست گرفتم، سال ۱۳۹۷ با ترجمه «گلی امامی» در ۲۱۱ صفحه و به‌همت نشر «گیلگمش» انتشار یافته است. و باید گفت دومین کتابی است که برگمان در آن از زندگی شخصی خود صحبت می‌کند. به بیانی دیگر، این کتاب که تصاویر متعددی هم از پشت‌صحنه و صحنه‌های آثار برگمان دارد، به‌طور سنتی ادامه یا جلد دیگر «فانوس خیال» است. کتاب «فانوس خیال» هم قبل‌تر در سال ۱۹۸۷میلادی و به‌کوشش خود برگمان قلمی می‌شود. با این تفاوت که «تصویرها: زندگی من در فیلم» کمتر از «فانوس خیال» به سراغ جزئیات زندگی شخصی این کارگردان می‌رود.

 

فانوس خیال

 

«تصویرها: زندگی من در فیلم»، کتابی که برگمان در آن اعتراف می‌کند خودش هم گاهی معنی فیلم‌هایش را کامل درک نمی‌کرد، به ژرفنای سینمایش نیست. با این همه، کتابی برای عموم هم به‌حساب نمی‌آید. یعنی برای خواننده‌ای که آثار سینمایی برگمان را اصلاً ندیده یا فقط یکی‌دو نمونه را دیده است، این کتاب جز جهانی آشفته و پُرابهام نخواهد بود. لایه‌ها و زوایای نو از فیلم‌های برگمانی به چه‌کار چنین خواننده‌ای آید؟ به هر روی، خواندن یا نخواندنش در چنین وضعیتی تصمیمی شخصی است.

بهتر است بگوییم طرافداران و مخالفان این کارگردانِ پُرنام‌ونشانِ سوئدی مخاطبان اصلی این کتاب‌اند؛ طرفدارانی که آشوب و آرامش خود را در سینمای برگمان یافته‌اند، گویی حرف راستین دلشان را زده است، و مخالفانی که برگمان را فقط یک گُنده‌گو و زندگی واقعی آدمی را چیزی فراتر از سینمای او می‌دانند.

سرانجام آنکه موافق و مخالف، اگر از این کتاب خوششان نیاید، روح ناپیدای برگمان که شاید چون شخصیت‌های سینمایش بی‌قرار باشد، ناراحت می‌شود، هرچند فقط برای سی ثانیه!

 

 

پیشنهاد مطالعه: جیم جارموش، این فیلمساز مستقل آمریکایی

آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *