ای بی شرف بکوش تا صاحب شرف شوی
درآمدی بر شرفشناسی، راهکارهای عملی نهادینهسازی شرافت در سازمانها و جوامع عنوان عجیبی است برای کتابی که در قرن بیستویکم نوشته شود. تقریبا بعد از ماکیاولی چیزی که بیشتر مورد توجه بوده ارکان قدرت و چگونگی تقویت آن، آنهم بیشتر با روشهایی که اعمال قدرت را ممکن و تشدید میکند، بوده است.
چرا دوستان ما آقایان سهیل فاضلی و الیاس مبرهن به این نتیجه رسیدهاند نیازی به نام «شرافت» و تقویت حضور آن در سازمان یا شاید در جامعه وجود دارد و لازم است به آن پرداخته شود؟ چرا لازم است شرف به عنوان فضیلت شناخته شود؟ در هر تمدن شرافت چگونه تعریف میشده است و شرافت در زندگی انسان مدرن قرن بیستویکمی چه جایگاهی دارد؟ آیا این جایگاه در مرکز ارزشها واقع است؟ آیا در تاریخ بشر زمانی «شرف» در مرکز فضیلتها جای داشته است؟
بیایید از پایه به بررسی مسئله بپردازیم؛ «شرف و شرافت» اصلا چیست؟ به چه دلیل انسان این تعریف را خلق کرد؟ نسبت انسان ایرانی در طول تاریخ با این مفهوم چه بوده است و در زمستان 1404 که این کتاب چاپ شده است این نسبت چگونه ارزیابی میشود؟
اگر به شما بگویند پنج مشخصه دورانی که ما در آن زیستهایم مثلا از 1304 تا 1404 را بیان کنید، چه چیزی در نظر شما بارزتر است و چه چیزی کمیابتر؟ آیا مشخصاتی که بر شمردید از فضایل هستند؟ آیا نبود فضایل اثری مثبت یا منفی در کیفیت زندگی ما داشته است؟ چرا برخی از این فضایل در جامعه به تدریج کم رنگ شدند و آیا لازم است با ساز و کاری مشابه ساز و کارهای استقرار فرآیندهای استاندارد در سازمان به بازگرداندن آنها به جامعه خود بیندیشیم؟
نویسندگان کتاب حاضر سعی کردهاند به پرسشهای بالا پاسخ بدهند. در این میان «شرف و شرافت» را نیازی برای کامیابی جامعه تشخیص دادهاند و با مراجعه به منابع خارجی و مفاهیم کهن ایرانی تلاش کردهاند جامهای نو بر تن این مفهوم کهن کنند و مجددا آن را برای سازمانهای ایرانی یا شاید حتی جهانی عرضه کنند.
شاید پرسش بنیادین در این میان این باشد که آیا تقاضایی هم برای این استاندارد وجود دارد؟ متقاضی اصلی یا به زبان ساده خریدار ساختار ارائه شده در کتاب، یا این استاندارد جدید کیست؟ چرا باید آن را بخرد و این خرید چه مشکلی از مشکلاتش را حل خواهد کرد و چقدر هزینه برای خریدار خواهد داشت؟
با کمی تدقیق در ساختارهای مشابه متوجه میشویم این ساختار از بالا به پایین است و لذا خریدار آن مدیران ارشد سازمانهای سلسلهمراتبی هستند که در فکر ارتقا سازمان خود هستند. البته این نظر نگارنده است، نظر شما چیست؟
چارچوب استقرار استانداردی که در کتاب معرفی شده است بسیار نزدیک به چارچوبهای ایزو انتخاب شده است. چرخه دمینگ (plan-do-check-act) در آن طراحی شده است. مفاهیمی همچون شاخص و فرایند همچنین انگیزه، شناخت، طراحی، استقرار، نظارت، ارزیابی، بهبود، اندازهگیری، مدیریت و راهبری در آن معرفی شده. کمیتههای کاری و وظایف آن تعریف شده و … خلاصه چارچوبی بسیار امروزی و عملی ارائه شده است تا به عنوان فرعی خود راهکارهای عملی نهادینهسازی شرافت وفادار بماند.
لازم به توضیح است هدف کتاب بالا بردن «شرف» در سطح نهاد است و نویسندگان تلاش کردهاند کلمه «شرف» را برای احتراز از ایجاد تشتت تنها برای کیفیتهای اخلاقی نهادی بکار ببرند و برای کیفیتهای مشابه در سطح فردی از کلمات دیگری استفاده کردهاند. از نقاط قوت کتاب هم میتوان به این وضوح و استواری علمی زبان اشاره کرد. سپس کاربرد و اثر گذاری این مفهوم در نهادهای گوناگون را مورد بررسی قرار داده اند.
به زعم نویسندگان کتاب اثر «شرافت» در آموزش و پرورش، کسبوکارها، ازدواج، خانواده، انجمنها و سازمانها قابل توجه است و لازم است در ارتقا آن در نهادها کوشش شود. و برای این ارتقا نقشه راه ارائه داده است. در میان داستانها و اسطورههای ایرانی، ما قهرمانهایی اخلاقی داشتهایم که با اقدامات مبتی بر شرافتشان در زبان و حافظه مردم ماندگار شدند. آیا با خواندن این پاراگراف یاد روایتی افتادید؟ نام داستان را در دیدگاهها زیر مقاله بنویسید.
کتاب سه بخش و چهار فصل دارد:
بخش نخست: آشنایی با مفهوم شرف
فصل نخست: شرف چیست و چرا آن را مهم میپنداریم؟
فصل دوم: شرف چه تفاوتی با مفاهیم مشابه دارد؟
بخش دوم: تلاش دائمی برای فضیلتشناسی و استدلال اخلاقی
فصل سوم: درآمدی بر فضیلتشناسی و استدلال اخلاقی
بخش سوم: چگونه با شرف بشویم؟ استقرار کمیته شرف در یک جمع
فصل چهارم: برنامه اجرایی دستور شرف؛ از تشکیل کمیتهها شرف تا ارتقا مستمر آنها
به عنوان نمونه در ایران باستان قهرمانهای مهری بسیاری بودند که در نهادهای مهری پرورش یافتند (مثلا زورخانه یا خانقاه) و در تاریخ ایران نقش این نهادها تا اکنون نیز قابل رویت است. نهادی که توانست رستم را پرورش دهد یا ساختاری که توانست ایران را در زمان هخامنشیان به ایران بزرگ بدل کند نظام ارزشی و ساختاری نهادی بوده است که از میراث ما بهشمار میرود.
چگونه بوده است که تا 60 یا 70 سال پیش یک تار سبیل مردی آنقدر اعتبار داشته که معاملات به پشتوانه آن جوش میخورد و آیا این مفهوم میتواند در چارچوبهای زندگی کنونی ما نیز جاری شود؟ چه تحولاتی لازم است در آن ایجاد شود و چگونه روح آن میتواند برای کارسازی در دنیای امروز ما راه یابد؟ آیا در دنیای امروز ما این مفاهیم غایب هستند؟
به نظر میرسد که این ارواح و مفاهیم همچون اسطورههایی به ما به یادگار رسیدهاند و نکته جالب اینکه منشا عمل هم هستند اما نه چندان آگاهانه، آنها بیشتر به صورت ضمنی حضور دارند. تلاش سهیل فاضلی و الیاس مبرهن به تبدیل این ارواح و حضور ضمنی به مفاهیم و ساختارهای قابل مدیریت و اندازهگیری امروزی وعده دهند آیندهای روشن است.
کتاب خوانا و سبک است، نثری آسان دارد که برای کتابهای کسب و کار و مدیریت مزیت به حساب میآید. جلد کتاب پیش پا افتاده است که البته با توجه به مفهوم انتزاعی آن طراحی جلدی زیبا برای کتاب کاری ساده نیست. تمامی حقوق و عواید کتاب نیز صرف تاسیس و گسترش «انجمنهای ترویج دستور شرف» است تا به این وسیله مبلغ مفهوم «شرافت» در نهادها شود.
راستی شرف و شرافت یعنی چه؟ در زیر بخشی از کتاب را آوردهایم تا پاسخ کتاب به این پرسش را ببینید:
یکی از تعاریف ساده شرف میتواند بهصورت ذیل باشد:
«مجموعه ارزشها، فضیلتهای اخلاقی (مورد توافق یک جامعه) و قواعد حاکم بر رفتار افراد که اولا بر مفهوم مسئولیتپذیری اخلاقی بنا شده باشد و ثانیا مکتوب و مشخص باشد، شرف نام دارد.»
ز ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخنها به کردار بازی بود
همه گنجها زیر دامان نهند
بکوشند و کوشش به دشمن دهند
به گیتی کسی را نماند وفا
روان و زبانها شود پروفا
فردوسی/ نامه رستم فرخزاد به برادرش
به نظر میرسد فردوسی شاعر بزرگ ایرانزمین در این شعر نسبت به موضاعات اخلاقی مبرم نگرانی خود را ابراز میدارد.




