زندگی و شخصیت سلیمان حییم در یک نگاه

زندگی و شخصیت سلیمان حییم در یک نگاه

آن‌چه در پی می‌آید خلاصه‌ای است از زندگی مردی که با تالیف نخستین فرهنگ لغت دوزبانه‌ی انگلیسی و فارسی خدمت بزرگی به زبان فارسی کرد و تاکنون نیز فرهنگ‌های تالیفی‌اش مورد استفاده‌ی فرهنگ‌نویسان و زبان‌آموزان قرار می‌گیرد. اطلاعات یاد شده از چند منبع اینترنتی گرفته شده که نشانی‌شان در مقدمه‌ی همین پرونده آمده است. همین مختصر تصویر نسبتاً کاملی می‌دهد از وجوه مختلف شخصیت اخلاقی، اجتماعی، علمی و سیاسی سلیمان حییم، مردی که نامش با «دیکشنری حییم» عجین شده است.

آن‌چه در پی می‌آید خلاصه‌ای است از زندگی مردی که با تالیف نخستین فرهنگ لغت دوزبانه‌ی انگلیسی و فارسی خدمت بزرگی به زبان فارسی کرد و تاکنون نیز فرهنگ‌های تالیفی‌اش مورد استفاده‌ی فرهنگ‌نویسان و زبان‌آموزان قرار می‌گیرد. اطلاعات یاد شده از چند منبع اینترنتی گرفته شده که نشانی‌شان در مقدمه‌ی همین پرونده آمده است. همین مختصر تصویر نسبتاً کاملی می‌دهد از وجوه مختلف شخصیت اخلاقی، اجتماعی، علمی و سیاسی سلیمان حییم، مردی که نامش با «دیکشنری حییم» عجین شده است.

سلیمان حییم در سال ۱۲۶۶ در تهران در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدرش اسحاق و مادرش خانم هردو از یهودیان شیراز بودند.

تحصیلات ابتدای خود را ابتدا در یک مکتب سنتی و سپس در موسسه‌ای متعلق به مبلغان مسیحی به نام «موسسه‌ی آموزشی نور» گذراند.

در سال ۱۲۸۵ در نوزده‌سالگی وارد کالج آمریکایی تهران شد (دبیرستان البرز کنونی) و بعد از فارغ‌التحصیلی در همان جا به تدریس زبان انگلیسی مشغول شد.

در سال ۱۳۰۱ به عنوان مترجم در وزارت مالیه استخدام شد.

در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرد و در طول زندگی خود صاحب چهار دختر و دو پسر شد.

در سال ۱۳۱۰ به استخدام شرکت نفت در آمد و رئیس بخش ترجمه‌ی شرکت شد.

از اواسط دهه‌ی ۱۳۳۰ به عنوان رئیس بخش خرید شرکت نفت کار کرد. اما به خاطر سخت‌گیری در نظارت بر مناقصه‌ها و سایر مراودات مالی، در این سمت نتوانست دوام بیاور و ناچار استعفا داد.

نخستین فرهنگ خود (فرهنگ جامع انگلیسی- فارسی) را در سال ۱۳۰۸ منتشر کرد.

فرهنگ فارسی به عبری او در زمان حیاتش منتشر نشد و در اوائل دهه‌ی ۱۳۹۰ برای نخستین بار انتشار یافت.

سلیمان حییم در طول زندگی خود به انتشار فرهنگ‌های انگلیسی-فارسی و فارسی-انگلیسی در سه اندازه‌ی بزرگ (دوجلدی)، یک‌جلدی و کوچک اقدام کرد. علاوه بر این فرهنگ فرانسه-فارسی، عبری-فارسی و فرهنگ صرب‌المثل‌های فارسی به انگلیسی را نیز تدوین و منتشر کرد.

ناشر کتاب‌های او «کتاب‏فروشى یهودا بروخیم و پسران» بود که این فرهنگ‌ و دیگر فرهنگ‌های او را از نظر حروفچینی و صحافی با بهترین نحو منتشر می‌کرد.  

سلیمان حییم علاوه بر تدوین فرهنگ لغت، نمایشنامه‌ای به نام آخرین معشوق سلطان عبدالحمید را هم ترجمه کرده و خود چند نمایشنامه با موضوعات تاریخی نوشته است: یوسف و زلیخا، اِستَر و مردخاى، روت و نَعومى، خشایارشا. برخی از این نمایشنامه‌ها را خود روی صحنه آورد و در بعضی از آن‌ها نقش‌هایی ایفا کرد.

در بهمن ۱۳۴۸ با زندگی وداع گفت و در آرامگاه یهودیان تهران به خاک سپرده شد.

انتشارات «فرهنگ معاصر» اکنون فرهنگ‌های حییم را بارها تجدید چاپ می‌کند. برخی از فرهنگ‌ها توسط کریم امامی ویراستاری و به‌روز شده است.

سلیمان حییم به ادبیات فارسی عشق می‌ورزید و خود در سبک‌های مختلف به زبان‌های فارسی، انگلیسی و عبری شعر می‌‌گفت. بخصوص به سرودن شعرهای مناسبتی علاقه داشت.

هرگاه از کار لغت و فرهنگ‌نویسی فراغت می‌یافت تار می‌نواخت و بدین ‌وسیله رفع خستگی می‌کرد. اصول موسیقی ایرانی را می‌شناخت و آن چه را خارج از اصول موسیقی بود «موسیخی» می‌خواند. با آشنایی کامل به ردیف‌های ایرانی آنها را با تار و کمانچه می‌نواخت و گاه نیز با صدای لطیف خود همراهی می‌کرد.

در جوانی از هواداران مسیو شموئیل حییم (۱۲۷۰-۱۳۱۰، از فعالان سیاسی جامعه‌ی یهودیان ایران و نماینده کلیمیان در مجلس شورا که در سال ۱۳۱۰ در دوره‌ی رضاشاه به جرم توطئه علیه امنیت کشور اعدام شد) بود. در زد و خوردها و مبارزات انتخاباتی مجلس شورای ملی با سرودن شعر و شب‌نامه کردن آن‌ها با وکالت مراد اَریّه ( (۱۲۷۷ـ ۱۳۷۲، سرمایه‌دار، رئیس انجمن کلیمیان و نماینده کلیمیان در مجلس شورای ملی در دوره‌های پانزدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم) مخالف می‌کرد. اما خود شخصاً هرگز نامزد وکالت مجلس نشد.

سلیمان حییم به منظور تکمیل فرهنگ عبری به فارسی و نشر آن مدت چهار سال رنج دوری از همسر و فرزندان را متحمل شد و در اورشلیم اقامت گزید تا در آن شهر با واژه‌شناسان محلی آشنا گردد و به تحقیقات خود ادامه دهد. حییم زبان عبری و متداول جدید را از طریق خودآموزی فرا گرفته بود.

در انجمن‌های خانه و مدرسه مشارکت می‌کرد. نخستین مرد یهودی بود که ثروت ناچیز خود را بین فرزندان پسر و دختر به طور مساوی تقسیم کرد. از مخالفان سرسخت مراسم ارسال خنچه و حمل جهیزیه عروس توسط باربران ویژه بود و این عمل را تظاهری ناشایست می‌دانست.

 

  این مقاله را ۱۲ نفر پسندیده اند

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *