پدران و پسران
نویسنده: ایوان تورگنیف
مترجم: مهری آهی
ناشر: علمی و فرهنگی
نوبت چاپ: ۱۲
سال چاپ: ۱۴۰۱
تعداد صفحات: ۲۵۲
شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۲۱۶۹۵۴
این مقاله را ۶ نفر پسندیده اند
پدران و پسران
نویسنده معرفی: فرزانه رمضانی بویه
اگر بخواهیم از میان قفسه کتابهای ادبیات روسیه اثری نامیرا انتخاب کنیم که هم در زمان خود جنجالبرانگیخته و هم تا به امروز نیز اعتبار و آوازهاش را حفظ کرده باشد، بیشک کتاب پدران و پسران (Fathers and Sons) اثر ایوان تورگنیف (Ivan Turgenev) است؛ شاهکاری که از زمان انتشارش در سال ۱۸۶۲، پس از گذشت یکونیم قرن، همچنان خواندنی و تأثیرگذار مانده است. اثری که به شکاف میان نسلها میپردازد؛ موضوعی که همواره بحث داغ هر خانهای است: گفتوگوی پدر با فرزند، دو نسل با افکاری ناسازگار.
پدران و پسران رمانی رئالیستی است که در قالب بیستوهشت فصل و حول محور چند خانواده روس روایت میشود. داستان با ماجرایی آرام و بیحاشیه آغاز میشود: بازگشت آرکادی، جوانی از خانوادهای مرفه، همراه با بهترین دوستش بازاروف، به خانه پدری پس از پایان تحصیل. پدری مشتاق و عمویی سرد، در انتظار دیدار عضو جوان خانوادهاند. اما نقطه عطف زمانی فرا میرسد که جوانان تحصیلکرده خود را در جایگاهی میبینند که میتوانند پدران خود را به چالشهای سیاسی و انقلابی بکشند؛ آن هم با زیر سؤال بردن تدابیر گذشتگان. نبردی میان سنت و نوگرایی آغاز میشود؛ دو جوان تحصیلکرده در برابر مردان سنتگرا و محافظهکار جامعه قد علم میکنند و باورهای ریشهدار را به مبارزه میطلبند؛ گویی دوئلی بر سر جان و آینده است.
بازاروف، پزشکی جوان و متکبر، هر آنچه در اطرافش جریان دارد را زیر تیغ علم و عقل میبرد و همچون کالبدشکافی میکوشد درونیترین حقایق را بیابد. علاقهاش تنها علم است؛ هنر و مذهب برایش شوخیای بیش نیستند. همواره باور دارد جهان را فهمیده و هیچکس توانایی دیدن آنگونه که او مینگرد ندارد. بازاروف با اختیار کردن روش منفیبافی میکوشد هر چیز را نفی کند و خود را نهیلیستی واقعی بداند؛ کسی که در برابر هیچچیز سر تعظیم فرود نمیآورد. او بارها در متن به ستایش علم میپردازد و یقین دارد تنها آنچه ریشه در تجربه و مشاهده دارد، قابل اثبات است. اما آیا تمام جنبههای زندگی را میشناسد؟ در این مسیر با انسانهایی روبهرو میشود که او را وادار میکنند زندگی را از زاویههای تازهای ببیند. با این حال، سرسختیاش در برابر هر چیزی که بیرون از دایرهی باورهای اوست همچنان ادامه دارد و بارها تلاش میکند تسلیم نشود. در بخشی از کتاب پدرِ آرکادی درباره این جوان میگوید:
«نیکلای پترویچ پس از قدری تامل گفت: نیهیل، تا آنجا که من میدانم، از ریشه لاتین است که به معنی هیچ است. پس این کلمه قاعدتاً باید درباره شخصی به کار رود که به هیچ چیز ایمان نداشته باشد.»
عموی آرکادی، پاول پتروویچ، مردی مغرور و اشرافزاده است که بهعنوان نماینده نسل قدیم در نقطه مقابل بازاروف قرار میگیرد. او، فراتر از یک سنتگرا، روح شکستخوردهای در عشق و جوانی را با خود حمل میکند. نه تنها با بازاروف در جدال است، بلکه با خودش نیز میستیزد. جدالی که پیچیدگی انسانها را بیش از آنچه خود آگاهند آشکار میسازد: دو انسانی با زخمهایی از جنس زمان؛ یکی سنتگرای اسیر گذشته، دیگری پوچگرای ناباور به آینده.

ایوان سرگئییویچ تورگنیف (۱۸۱۸-۱۸۸۳) از بزرگترین نویسندگان رئالیسم در ادبیات روسیه و جهان است. او در خانوادهای اشرافی و تحت سلطه مادری مستبد رشد یافت و در بزرگسالی در رشته فلسفه تحصیل کرد. خاطرات زندگی اشرافی و مشاهدات او از رفتار اربابان با رعایا، همراه با آشنایی با فلسفه غرب و محافل اروپایی، سبب شد نگاهی انتقادی به ساختار سنتگرای روسیه پیدا کند و در دوران دانشجویی به اندیشههای لیبرال و علمی اروپا گرایش یابد. همین نگرش منجر به نوشتن آثاری چون رودین، آشیانه اشراف و همینطور شاهکارش پدران و پسران شد؛ کتابی که اوج کارنامه ادبی تورگنیف محسوب میشود.
اگر بخواهیم تفاوت نویسندگان بزرگ روس را بررسی کنیم، داستایفسکی اعماق روح و روان انسان را میکاود، تولستوی نبردهای حماسی و ساختار جامعه سنتی را میشکافد، اما تورگنیف؟ او نگاهش را به جایی کوچکتر معطوف میکند: به میز شام خانواده، به گفتوگوی پسر با پدر، به مشاجرات خانوادگی بر سر نابسامانیهای جامعه. او از دل صحبتهای یک خانواده، تضادی جهانی میسازد. خود نیز با باورهای متناقض دستوپنجه نرم میکرد: عشق به اروپا و علم نوین، در عین حال دلبستگی به خاک روسیه. در واقع پدران و پسران نه تنها بازتاب تحولات اجتماعی و سیاسی روسیه است، بلکه اعترافی شخصی از دل خود تورگنیف به شمار میآید.
چرا این رمان هنوز زنده است؟
زیرا همه ما روحی «بازاروفگونه» در خود پرورش میدهیم؛ آن بخش سرکش و طغیانگر که میپندارد جهان را بهتر میفهمد و میتواند سرزمینی نو بنا کند. آرزوی جوانان همیشه ساختن کاخی از خرابههاست؛ همان آرزویی که در کودکی بسیاری، به شکل نجات بشریت ظاهر میشود. اما با گذر زمان، آن سوی دیگر روح نیز خود را نشان میدهد؛ بخشی که دستپرورده جامعه است. بله، همه ما یک «پدر» درون داریم؛ آن بخش محافظهکار که بیم دارد هر تغییر، بنیاد وجودمان را نابود کند و ریشههایمان فراموش شود. این محافظهکاری از احترامی عمیق به گذشتگان سرچشمه میگیرد؛ اینکه پدران گذشته سربلند بمانند و روحشان در آرامش باشد. اما پیشرفت جامعه و فرهنگ نسلهای آینده را ناگزیر میکند از سبک پیشین فاصله بگیرند؛ چرا که نیازهای امروز همان نیازهای دیروز نیست. این نبرد تنها روسی نیست؛ در هر فرهنگ، هر خانواده و هر نسلی تکرار میشود؛ از مشاجره والدین و فرزندان بر سر شیوه زندگی گرفته تا جنبشهای انقلابی گسترده در سطح جامعه.
این رمان در ترجمههای فارسی گوناگونی منتشر شده است. ترجمهای که مبنای این مطلب قرار گرفته، کار مهری آهی است که انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده؛ نثری رسمی، روان و قابلفهم دارد. ترجمهی دیگری نیز از فرزانه طاهری در نشر مرکز در دسترس است که از نسخههای معتبر این اثر به شمار میرود. متن داستان آرام پیش میرود، چرا که تورگنیف روحی طبیعتگرا و عاطفی دارد و در انتقال لایههای فلسفی اندیشههایش دریغ نمیکند. امید است خوانندگان همپای نویسنده، سفری به ژرفای جامعه تجربه کنند.
بخشی از کتاب
«بلی، انسان موجود عجیبی است! هنگامی که از دور به این زندگانی بیسروصدای پدران ما بنگری، خیال میکنی چه بهتر از این؟ بنوش و بخور و یقین بدان که عاقلانهترین و صحیحترین نوع رفتار را میکنی. اما خیر، با این وضع حزن و دلتنگی بر انسان چیره خواهد شد. انسان میخواهد به مردم بپردازد و اگر شده دشنام هم بدهد، حتماً به آنها بپردازد.»








