vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

به عبارت دیگر

نویسنده: جومپا لاهیری

مترجم: امیرمهدی حقیقت

ناشر: ماهی

تعداد صفحات: ۱۳۲

شابک: ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۷۲۷

  این مقاله را ۳ نفر پسندیده اند


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

 

تهیه این کتاب

به عبارت دیگر

 

«به عبارت دیگر» اصطلاحی است که معمولا برای توضیح کلام یا مقصودمان به کار می‌بریم. همان کاری که جومپا لاهیری در کتاب به عبارت دیگر برای توضیح یادگرفتن و نوشتن زبان ایتالیایی انجام داده است.


لاهیری در زمانی که نویسنده شناخته شده و مطرحی در زبان انگلیسی بود تصمیم گرفت که سراغ زبان ایتالیایی برود. زبانی که از سال‌ها قبل توجه و علاقه‌اش را جلب کرده بود اما در 45سالگی ماجرا آن‌قدر برایش جدی شد که حتی به ایتالیا مهاجرت کرد.
این کار و نوشتن به زبان ایتالیایی، کاری پرخطر بود. حداقل برای یک نویسنده که ابزار کارش کلمات و زبان است و با چنین کاری انگار یکی از مهمترین ابزارهایش را از دست می‌دهد چون فقط ماجرا برقراری ارتباط روزمره و گذران زندگی نیست. بلکه دلیل زندگی و خلق اثری است که هم بتواند خودش را بیان کند و هم با مخاطب ارتباط بگیرد.
لاهیری البته اهل خطر است و عقیده دارد که از منظر خلاقیت هیچ چیز خطرناکتر از امنیت نیست و برای همین در این کتاب دلایل، انگیزه‌ها و چالش‌هایش در ورود به این اقدام پرخطر را شرح می‌دهد.


در ابتدا از اولین جرقه‌های عشق و علاقه‌اش به ایتالیا و زبان ایتالیایی می‌نویسد و بعد احساساتی که او را به این تصمیم رساند. او که به عنوان فرزند یک خانواده مهاجر هندی همیشه بین دو زبان بنگالی و انگلیسی در چالش بوده است گویا احساس می‌کند که نیاز به دانستن زبان دیگری دارد. زبانی که بخش دیگری از وجود او را بیان کند.


توضیح تلاش‌های او برای درک و یادگیری این زبان می‌تواند برای هر علاقمند به زبان آموزی جالب و مفید باشد اما جدا از آن لاهیری به معناهای عمیق‌تری در ماجرای زبان اشاره می‌کند؛ اینکه چگونه هر زبان با خود فضا و ارتباط خاصی را می‌آورد و اولین داستانکی که به زبان ایتالیایی می‌نویسد انگار که از بخش ناشناخته‌ای از درونش سربرآورده، و اینکه مطمئن بوده که چنین داستانی را هیچوقت نمی‌توانسته به زبان انگلیسی بنویسد.

نوشتن به زبانی دیگر لحظه‌هایی برای او نفس‌گیر می‌شود، مانند کسی که قدرت تولید صدا دارد اما کلمات مناسب را پیدا نمی‌کند. همه جملات عمیقی که می‌تواند به زبان بیاورد بابت مهارتش در زبان انگلیسی است و حالا احساس الکن بودن می‌کند.


در لابلای این شرح حال فقط ماجرای زبان و ویژگی‌ها و معانی آن نیست که مطرح می‌شود. مهاجرت، زن بودن، رنگ پوست و همه کلیشه‌هایی که به نحوی انسان‌ها را در طبقه‌بندی‌های خاص قرار می‌دهند و محدود می‌کنند نیز از نکات جالبی هستند که درباره‌شان می‌نویسد. گویا یادگیری زبانی دیگر نه یک آموزش صرف بلکه نگاهی دوباره به جهانی است که پیدا کردن هویت خودمان در آن با چالش‌های بسیاری روبه‌روست.

لاهیری در تعریف این معانی حتی نگاهی به مادرش دارد، زنی که به گفته خودش در تمام سال‌هایی که ساکن آمریکا شد هرگز تن به تغییر نداد و از نحوه پوشش تا رفتار و زندگی طوری بود که انگار هرگز کلکته را ترک نکرده است. اما برخلاف او، جومپا عصیان دیگری را برگزید: اصرار بر دگرگون شدن. اصراری که در دهه چهل سالگی او را به همراه خانواده‌اش راهی و ساکن ایتالیا کرد.


کتاب به عبارت دیگر بعداز نوشته شدن به زبان انگلیسی هم ترجمه شد اما نه توسط خود لاهیری. او نخواسته که خودش را از آن بخش مغزش که دیگر به زبان ایتالیایی فکر می‌کند، جدا کند. حالا برای او این زبان تازه مثل نوزادی است که می‌خواهد از او محافظت و مراقبت کند تا بزرگ و قوی شود.

 

جومپا لاهیری نویسنده به عبارت دیگر
جومپا لاهیری نویسنده به عبارت دیگر

 

جومپا لاهیری، هندی الاصل و بزرگ شده در آمریکاست. در رشته‌های زبان انگلیسی، ادبیات تطبیقی و مطالعات رنسانس تحصیلات دانشگاهی دارد و کتاب‌های متعددی نوشته که در جوایزی چون پولیتزر و اُهنری برایش به ارمغان آورده.
بسیاری از آثار او مانند خاک غریب، مترجم دردها، پاتوق‌ها و گودی به فارسی ترجمه شده است.

 

بخشی از کتاب

به سبب هویت دوپاره‌ام، یا شاید به دلیل سرشتم، خود را فردی ناکامل می‌دانم، کم و بیش معیوب. شاید دلیلی زبان‌شناختی داشته باشد، یعنی فقدان زبانی که به من هویت بخشد. وقتی دختربچه‌ای در آمریکا بودم، سعی می‌کردم بنگالی را بی‌نقص و بدون ته لهجه خارجی حرف بزنم تا والدینم را راضی کنم و مهم‌تر از همه احساس کنم بی‌بروبرگرد دخترشان هستم. اما ممکن نبود. از سوی دیگر، می‌خواستم آمریکایی دانسته شوم؛ با این همه، و به رغم این که انگلیسی را بی‌نقص حرف می‌زدم، این هم ممکن نبود. بیش از آن که ریشه‌دار باشم، میان زمین و هوا معلق بودم.
دو وجه داشتم که هیچ‌کدام درست تعریف نشده بود. اضطرابی که حس می‌کردم، و هنوز هم حس می‌کنم، ریشه در احساس نابسندگی دارد، در مایه نومیدی بودن.

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *