وینش سایت معرفی و نقد کتاب
سایت معرفی و نقد کتاب وینش لگو

5 قانون کلاسیک نویسندگی که می‌توان آن‌ها را زیرپا گذاشت

5 قانون کلاسیک نویسندگی که می‌توان آن‌ها را زیرپا گذاشت

 

قوانین. معلمان نویسندگی عاشق این هستند که با آن‌ها مانور بدهند و نویسندگان عاشق این هستند که به آن‌ها بچسبند. در حالی که قوانین مربوط به کارِ نوشتن می‌توانند نقطه شروع خوبی برای اجتناب از اشتباهات رایج باشند، استثنائات خودشان را هم دارند. کجاها می‌توان از این قوانین عدول کرد؟ جواب این سوال‌ها را می‌توان در مقاله‌ای یافت که آنجلی ساچدوا، مدرس نویسندگی خلاق در در دانشگاه پیتزبورگ نوشته و در سایت Creative Nonfiction منتشر شده است.

(مترجم)

(مترجم)

قوانین. معلمان نویسندگی عاشق این هستند که با آن‌ها مانور بدهند و نویسندگان عاشق این هستند که به آن‌ها بچسبند. در حالی که قوانین مربوط به کارِ نوشتن می‌توانند نقطه شروع خوبی برای اجتناب از اشتباهات رایج باشند، استثنائات خودشان را هم دارند. کجاها می‌توان از این قوانین عدول کرد؟ جواب این سوال‌ها را می‌توان در مقاله‌ای یافت که آنجلی ساچدوا، مدرس نویسندگی خلاق در در دانشگاه پیتزبورگ نوشته و در سایت Creative Nonfiction منتشر شده است.

 

 

قوانین. معلمان نویسندگی عاشق این هستند که با آن‌ها مانور بدهند و نویسندگان عاشق این هستند که به آن‌ها بچسبند. شاید به خاطر این است که نویسندگی خلاق کاری شدیدا بی‌ثبات و متلون است. و ما دوست داریم باور کنیم که رهنمودهای قابل‌اتکایی وجود دارند که می‌توانیم بهشان اعتماد کنیم. اما در حالی که قوانین مربوط به کارِ نوشتن می‌توانند نقطه شروع خوبی برای اجتناب از اشتباهات رایج باشند، استثنائات خودشان را هم دارند. در این مطلب برخی از گریزهای پر اهمیت از این قوانین قدیمی دنیای نوشتن را بررسی می‌کنیم.

 

1.نگو، نشان بده

بدون شک این یکی از توصیه‌‌شده‌ترین قوانین نویسندگی است. یکی از شاگردان کلاسم اخیراً از من پرسید که این حرف دقیقاً به چه معناست. باید اعتراف کنم که وقتی آب و تاب این جمله را کم کنیم، قانونی کاملا بلااستفاده است. این توصیه در ابتدایی‌ترین مفهومش به معنای «توصیف و بیان جزئیات به‌جای بیان چیزی است که اتفاق افتاده است». شاگردم خاطر نشان کرد که یکی از نوشته‌هایی که به تازگی در کلاس خوانده بودیم هم گرچه در مورد آَشپزی بود، اما در درجه اول بیان کردن بود و نه توصیف حسی. با این وجود او و دیگر شاگردان از آن نوشته لذت بردند. پس جریان از چه قرار بود؟

«نگو، نشان بده» هم مثل هر قاعده دیگری برای نوشتن استثنائات خودش را دارد، اما حقیقت این است که این استثنائات تقریباً به اندازه مواردی که نویسنده باید «نشان دهد» رایج هستند. بیشتر نوشته‌ها شامل رفت و برگشت دائمی بین خلاصه و شرح، و نوشتن «در صحنه» هستند. (یعنی جایی که تمام توصیفات فراوان، زبان تلویحی و جزئیات وارد عمل می‌شوند). وقتی به جای «گفتن» بیش از اندازه روی «نشان دادن» تمرکز می‌کنیم، در معرض این خطر قرار می‌گیریم که نثرمان را با توصیفات غیرضروری سنگین کنیم. یا صفحات مازادی را به چیزی اختصاص دهیم که بهتر بود با چند جمله خلاصه به آن پرداخته می‌شد.

 

2.فقط وقتی باید نویسنده شوید که طاقت هیچ کار دیگری را نداشته باشید

این قانون کلاسیک اشتباه است؛ به خاطر این که می‌پندارد یا باید نویسنده بود یا کارهای دیگری انجام داد. یا نویسندگان حرفه‌ای تمام وقت تنها نویسندگانی هستند که آثار بزرگ خلق می‌کنند. چرا نویسنده باشیم و کارهای دیگری هم انجام ندهیم؟ اگر افراد با استعداد جامعه در میان مهندسان، کارگران کارخانه، کامیون‌داران و معلمان پیش‌دبستانی توانایی‌های نویسندگی خلاق خود را پرورش دهند و از آن‌ها برای بیان داستان زندگی‌شان استفاده کنند، بصیرت‌های شگفت‌انگیزی به دست خواهیم آورد.

بسیاری از نوشته‌های جالب متعلق به افرادی است که انتخاب کرده‌اند شغل دیگری داشته باشند اما نوشتن را هم انتخاب کرده‌اند. خطاب به کسانی که اعتراض خواهند کرد «یک شغل دائمی زمانی برای نوشتن باقی نمی‌گذارد» باید گفت که به یاد داشته باشید برای نویسنده شدن لازم نیست همه کتاب بنویسند. اگر تمام چیزی که در کل زندگی‌تان می آفرینید فقط چند جستار زیبا هم باشد، به خاطر مشارکت‌تان دنیا باز هم جای بهتری خواهد بود.

 

3. نویسندگی یعنی در مورد آن‌چه که می‌دانی بنویس

بعضی از شما بدون شک زندگی‌های هیجان‌انگیزی دارید. بچه خرس‌ها را از جنگل‌های سوزان نجات می‌دهید. دوبار در سال از کوه اورست بالا می‌روید. یا در زیرزمین خانه‌تان یک وسیله همجوشی سرد اختراع می‌کنید. من به شما می‌گویم لطفاً در مورد چیزی که می‌دانید بنویسید. اما بقیه ما به رویکرد دیگری نیاز داریم. البته، کتاب‌های شگفت‌انگیز بسیاری در مورد داستان‌های تکان‌دهنده و ظریفی از بالا و پایین‌های رایج زندگی وجود دارند: بیماری، مرگ، طلاق و غیره. اما این‌ها تنها چیزهایی نیستند که کسی بخواهد در موردشان بنویسد.

اگر هدف‌تان انتشار نوشته‌تان باشد، با وارد شدن به حوزه‌هایی که در حال حاضر پر از آثار برجسته است کار را برای خودتان سخت‌تر می‌کنید. به جای نوشتن در مورد چیزهایی که می‌دانید، به نوشتن در مورد چیزهایی که مورد علاقه‌تان هستند فکر کنید؛ موضوعی را انتخاب کنید و از طریق تحقیق کردن، خودتان را وقف بیشتر دانستن در موردش کنید. سوزان اورلئان در مورد «رین تین تین» ننوشت چون شخصاً او را ملاقات کرده بود و اریک لارسون هم «شیطان در شهر سفید» را ننوشت چون در نمایشگاه جهانی شیکاگو اوقات خوشی را سپری کرده بود. این نویسندگان داستان جالبی را دیدند و خواستند آن را بیان کنند.

حتی اگر شخصاً غیر از هشت ساعت کار پشت میز چیز جالبی در زندگی‌تان جریان ندارد، می‌توانید با یک پروژه تحقیق‌محور پا را فراتر از مرزهای تجربه خودتان بگذارید (و یادتان باشد که این پروژه می‌تواند یک جستار باشد، تا یک کتاب کامل). البته، نکته‌ای هم وجود دارد. نویسندگی یک پروژه تحقیق‌محور بسیار کار می‌برد و در مقاطعی احتمالاً نیاز خواهید داشت محدوده کافی شاپ محلی را ترک کنید تا تحقیق میدانی انجام دهید یا مصاحبه کنید. اما «در مورد چیزی بنویسید که دوست دارید و مایلید برای جستجو کردن در موردش زمانی را اختصاص دهید» برای شروع یک پروژه بسیار انگیزاننده‌تر است تا «در مورد آن‌چه می‌دانید بنویسید».

 

  1. از جملات مجهول استفاده نکنید

از آن‌جایی که این مورد بیشترین ارتباط را به دستور زبان دارد، ممکن است آن را از دوران مدرسه به یاد داشته باشید تا از یک کلاس نویسندگی. در حالی که جملات مجهول در بسیاری از موارد مشکل‌ساز هستند، در موارد دیگری بسیار عالی‌اند. به همین دلیل در هر دو حالت جملات مجهول باعث می‌شوند شخص انجام‌دهنده کنش‌ها در جمله، یا وجود یا نبود نیت پشت آن اعمال مبهم شود. بنابراین صحنه‌ای را در نظر بگیرید که اسراری در آن وجود دارد: «وارد خانه شدیم. اثاثیه واژگون شده بود. فرش پر از گل بود و یک بطری شراب به دیوار پرتاب شده بود.» چه کسی خسارت وارد کرده است؟

اگر نویسنده بداند هنوز هم چیزی نمی‌گوید و در نتیجه تنش زیادی ایجاد می‌شود. حالت معلوم این جمله نیز معنایی کمی متفاوت دارد: «کسی اثاثیه را واژگون کرده بود. فرش را پر از گل کرده بود و یک بطری شراب را به دیوار کوبیده بود.» این جمله به شکل ضمنی دلالت بر این دارد که همه این کارها عمداً انجام شده‌اند. در حالی که ممکن بود نتایج جانبی اتفاقات دیگری بوده باشند. جملات مجهول نباید جملاتی مشکل‌دار دانسته شوند.

 

  1. از افعال جالب استفاده کنید

افعال صریح و غیرمعمول می‌توانند عالی باشند؛ مگر این که در حال نوشتن یک گفتگو باشید (کمی «او گفت» یا «آن زن پرسید»، که (در زبان انگلیسی) بلافاصله قبل یا بعد از جمله می‌آیند). در حالی که افعال خلاقانه تقریبا در همه‌جای نوشته‌تان مطلوب هستند، در گفتگوها حواس‌پرت‌کن‌اند و تقریباً همیشه ناخوشایند به نظر می‌رسند. درست به همان دلیلی که یک گردنبند الماس باید روی مخمل سیاه در ویترین به نمایش در بیاید، در دیالوگ‌ها هم فقط باید از «گفت» استفاده شود. شما می‌خواهید دیالوگ‌هایتان پس‌زمینه‌ای ساده و ظریف فراهم کند، نه این که برای جلب توجه خواننده رقابت کنند.

 

 

 

 

 

  این مقاله را ۴ نفر پسندیده اند

اشتراک گذاری این مقاله در فیسبوک اشتراک گذاری این مقاله در توئیتر اشتراک گذاری این مقاله در تلگرام اشتراک گذاری این مقاله در واتس اپ اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین اشتراک گذاری این مقاله در لینکدین

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.