vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

گرفتاری‌های دوستدار کتاب بودن!

دوستداران کتاب همیشه وجود دارند و به نظر می‌آید در هر نسل ویروس کتابخوانی، میزبان‌های مناسب خودش را پیدا می‌کند! این گروه هم مثل هر گروه اجتماعی، ویژگی‌ها و مسائل و مشکلات خودشان را دارند. پس اگر شما هم جزو دوستداران کتاب هستید، این پرونده به دردتان می‌خورد.

 

 

این مقاله را ۳ نفر پسندیده اند

 


عاشقانه های کوتاه ایرانی کتاب شانس در میدان ماجیوره
آگهی

گرفتاری‌های دوستدار کتاب بودن!

به مناسبت روز جهانی دوستداران کتاب

 

دوستداران کتاب همیشه وجود دارند. شاید بشود درباره تعداد یا تغییراتشان صحبت کرد اما نسلشان منقرض نشده. حداقل به نظر می‌آید در هر نسل، ویروس کتابخوانی میزبان‌های مناسب خودش را پیدا می‌کند!

البته شعارها و پندها و اندرزها در فرهنگ رسمی ما همیشه کتابخوانی و کتاب‌دوستی را فضیلت به‌شمار آورده، که چه بسا نتیجه معکوس داشته، یعنی مضنه‌ی ماجرا را آن‌قدر بالا گرفته‌ایم که دیگر جنبه ویترینی پیدا کرده. اما در این پرونده نمی‌خواهیم درباره فواید یا مضرات کتابخوانی اطلاعات بدهیم، یا حتی بحث کنیم که چرا کتابخوان‌ها کم یا زیاد شده‌اند. فرض را بر این گرفته‌ایم که همیشه گروهی هستند که کتابخوان به‌حساب می‌آیند، و مثل هر گروه یا شبکه اجتماعی، ویژگی‌ها و مسائل و مشکلات خودشان را دارند. پس اگر شما هم جزو دوستداران کتاب هستید، این پرونده به دردتان می‌خورد.

 

درست این است که در این اوضاع اولین گرفتاری دوستداران کتاب را خرید کتاب بدانیم. وضعیت گرانی کاغذ و هزینه‌های چاپ، کار را به جایی رسانده که ناشران دیگر قیمت کتاب را روی جلد نمی‌زنند. این وسط عده‌ای هم می‌گویند وقتی آدم به نان شب محتاج باشد دیگر کتاب می‌خواهد چه‌کار؟ البته که آنها نمی‌دانند کتاب برای کتاب‌دوست‌ها حکم نان شب را دارد اما جدا از این، افزایش سرانه‌ی مطالعه روی اقتصاد و سطح رفاه عمومی تأثیر دارد. اگر باور نمی‌کنید مطلب زیر را بخوانید.

 

سرانه مطالعه و اقتصاد ما

سرانه‌ی مطالعه و اقتصاد ما

با جستجوها و آمارهای موجود در اینترنت درباره‌ی مطالعه به موضوعی می‌رسید که قاعدتاً باید رسید. سطح سواد مردم با سطح درآمد آنها نسبت مستقیم دارد. حال پرسشی که مطرح می‌شود این است، اگر سرانه مطالعه در ایران که می‌گویند سیزده دقیقه در روز برای هر فرد است به بیست‌وشش دقیقه یا حتی سی‌ونه دقیقه افزایش یابد، تاثیری بر زندگی و سطح رفاه عمومی خواهد داشت؟ به نظر من، بله.

 

به هرحال با اوضاع اقتصادی بد یا خوب، کتاب‌دوست‌ها کتاب می‌خرند، و بعضی‌هایشان هم زیادی کتاب می‌خرند! منظورم آن حالتی است که یک کتاب را می‌بینی، دست و پایت شل می‌شود و با خودت می‌گویی هرجور شده باید این را بخرم. حتی اگر بدانی قبل از آن یک کوه کتاب نخوانده داری.
این حالتی است که خیلی از کتاب‌دوست‌های کتاب بخر را دچار عذاب وجدان می‌کند؛ یعنی دیدن کوه کتاب‌های خوانده نشده. ژاپنی‌ها برای این حالت اسمی گذاشته‌اند: «تسوندوکو». مقاله‌ی زیر برای دلداری دادن به این افراد است که از ابتلا به تسوندوکو ناراحت نباشند.

 

چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و تسوندوکو (tsundoku ) خودم را دوست بدارم

چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و تسوندوکوی خودم را دوست بدارم

تسوندوکو کلمه‌ای ژاپنی برای کتاب‌هایی است که خریده‌اید، اما آنها را نخوانده‌اید. این کلمه، ترکیبی از دو کلمه tsunde-oku (انباشته کردن چیزها) و dukosho (خواندن کتاب) است. این کلمه امروز در ژاپنی معنای بدی ندارد. بسیاری از کتاب‌خوان‌ها آنقدر کتاب می‌خرند که تقریباً از پیش مشخص است هرگز موفق به خواندن‌شان نخواهند شد. اما نسیم نیکلاس طالب اعتقاد دارد احاطه کردن خودمان با کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم زندگی‌مان را غنی می‌کند، چون به ما آن‌چه را نمی‌دانیم یادآوری می‌کنند. کوین دیکینسون نویسنده این مقاله اصطلاح ضدکتابخانه نیکلاس طالب را نمی‌پسندد و از استعاره تسوندوکو ژاپنی دوست دارد استفاده کند.

 

کتاب‌دوست‌ها گاهی اوقات با وحشت متوجه می‌شوند هیچ‌چیز از ماجرای کتاب‌هایی که خوانده‌اند را به یاد ندارند. البته ممکن است کلیاتی به یادشان مانده باشد اما هرچه به مغزشان فشار می‌آورند چیز بیشتری نیست. حتی نمونه‌هایی دیده شده که کتابی را دوباره شروع به خواندن کرده‌اند و در میانه یادشان آمده که این کتاب را خوانده‌اند!
اگر شما هم دچار این حالت می‌شوید و نگرانید، دو مطلب زیر می‌تواند کمکتان کند.

 

فراموش کردن کتاب ها

چرا بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانیم را فراموش می‌کنیم

بیشتر فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را که می‌بینیم و بیشتر کتاب‌هایی را که می‌خوانیم مدتی بعد فراموش می‌کنیم. پس چرا می‌خوانیم‌شان؟ جولی بِک / Julie Beck از سردبیران ارشد مجله‌ی آتلانتیک در مقاله‌ای به این مساله پرداخته است. اینترنت به مثابه یک حافظه بیرونی چقدر در فراموش کردن‌های ما نقش داشته است؟ آیا اصلاً لازم است همه چیز را به یاد داشته باشیم؟ و اینکه چطور می‌توان بیشتر از قبل خوانده‌ها را در ذهن جاگیر کرد. بهرحال می‌دانیم که ورود اطلاعات لزوماً به تولید دانش منجر نمی‌شود. حداقل تا زمانی که اطلاعات در ذهن جاگیر نشده باشد.

 

ketab va faramooshi

کتاب و فراموشی

خنده در تاریکیِ ناباکوف را برداشتم. حتی کلیاتش هم یادم نبود. قهرمان داستان مرد بود؟ بحث خیانتی در کار بود؟ هیچ چیز یادم نمی‌آمد. پس فایده این همه کتابی که می‌خواندم چه بود؟ وقتی همه را به مرور فراموش می‌کردم. الان من چه فرقی با کسی که خنده در تاریکی را نخوانده بود داشتم؟ کتابی گم شده و جای آن در کتاب‌خانه خالی است. غیبت کتاب تبدیل می‌شود به یک بررسی پیرامون فراموشی. درست همان وقتی که کتابی را می‌خوانیم روند فراموش کردنش هم آغاز می‌شود…

 

اما از فراموش کردن کتاب‌های خوانده شده وحشتناک‌تر، از دست دادن میل به کتابخوانی است. خیلی از کتاب‌دوست‌ها در دوره‌ای از زندگی میل به کتاب خواندن را از دست می‌دهند. اگر شما هم دچار رخوت کتابخوانی شده‌اید، نگران نشوید، لازم نیست به پزشک مراجعه کنید؛ مطلب زیر می‌تواند نجاتتان بدهد.

 

چهارده توصیه برای بیرون آمدن از دوره‌ی رخوت کتابخوانی

14 توصیه برای بیرون آمدن از دوره‌ی رخوت کتابخوانی

دورانِ رخوتِ خواندن، برای هرکسی اتفاق می‌افتد. حتی سخت‌کوش‌ترین کتاب‌خوان‌ها می‌توانند با آن لحظه وحشتناکی روبرو شوند که کلمات موجود در صفحه به سختی آن‌ها را جذب می‌کند، یا هنگام خواندن یک کتاب حس می‌کنند انگار یک وزنه‌ی سنگین را بلند کرده‌اند. این امر در زمان‌های نامعینی که تمرکز کردن دشوار است بیشتر صدق می‌کند. کلی گالوچی (Kelly Gallucci) برای بیرون آمدن از این وضعیت توصیه‌هایی کرده که ما آن را ترجمه کرده‌ایم. این یادداشت در آوریل 2020 در We Are Bookish منتشر شده است.

 

بعضی از کتاب‌دوست‌ها هم هستند که اتفاقا ماجرایشان عکس رخوت کتابخوانی است، یعنی مدام درحال کتاب خواندن هستند اما اضطراب این را دارند که چرا نمی‌توانند بیشتر کتاب بخوانند. حتی گروهی برای رسیدن به این مقصود به روش‌های مختلفی روی می‌آورند. اصلا تعداد کتاب‌های خوانده شده اهمیتی دارد؟ و اگر دارد برای کدام کتاب‌ها، برای رسیدن به چه دستاوردی و با چه روشی انجام شدنی است؟ مطالب زیر می‌تواند در این زمینه راهنمایی‌تان کند.

 

چگونه من در یک سال ۱۰۰ کتاب خواندم…

چگونه من در یک سال 100 کتاب خواندم؟

صد کتاب در سال. هدف بلندپروازانه‌ای است. نویسنده سایت Bookriot اما به این هدف رسیده و در یادداشتش سعی کرده توضیح بدهد برای رسیدن به چنین هدفی در کتاب‌خوانی (تقریباً 8 کتاب در ماه) چه کارهایی لازم است انجام داد و ترفندهای کاربردی مطالعه از نظر او کدام‌ها هستند؟ البته یکی از این کارها بستن فیسبوک و توییتر است در حالی که می‌توانید صفحه توییترش را پیدا کنید!

 

سالی ۱۰۰ کتاب: فرمول جدید موفقیت!

سالی 100 کتاب: فرمول جدید موفقیت!

نویسنده مقاله می‌گوید کیفیت را به کمیت ترجیح بدهید. شما لازم نیست سالی ۱۰۰ کتاب یا اصلا روزی یک کتاب بخوانید. بلکه لازم است کتاب‌های کمتری را عمیق‌تر بخوانید. مطالعه باید احساسی مشابه یک امتیاز ویژه، یک موهبت و پاداش داشته باشد، نه وظیفه‌ای طاقت‌فرسا.

 

شاید یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین مشکل کتاب‌دوست‌ها ماجرای قرض دادن کتاب باشد. کمتر کتاب‌دوستی را می‌بینیم که از مفقود شدن یکی دوتا از کتاب‌هایش که به امانت داده و دیگر برنگشته، شاکی نباشد. با این‌حال معرفی یک کتاب و امانت دادنش به یک دوست که شریک تجربه شما شود، لذتبخش هم هست. مطلب «در مصائب و مناقب قرض دادن کتاب» به همین موضوع پرداخته و شاید باعث شود دلتان بابت کتاب‌های هرگز برنگشته به کتابخانه‌تان آرام بگیرد!

 

قرض دادن کتاب

در مصائب و مناقب قرض دادن کتاب

همیشه در بین کسانی که برای امانت گرفتن کتابی اصرار می‌کنند کسانی هستند که کتاب قرض گرفته را برده و در گوشه‌ای از اتاقشان فراموش می‌کنند. مدت‌ها کتاب را پس نمی‎آورند و اگر به خاطر پی‌گیری‌های زیاد شمای قرض دهنده و بر حسب اتفاق در خانه‌تکانی عید کتابتان را پیدا کنند آن را نخوانده و باز نشده خدمتتان پس می‌آورند. با این وجود تجربه‌ی قرض دادن کتاب به اهل و اهالی‌اش یک لذت انکار نشدنی هم دارد که آن حرف زدن درباره‌ی موضوعی است که روزی به تنهایی آن را خوانده و شکافته‌ای. فراخواندن خلوتی از گذشته که با مرور محتوای کتاب با یک دوست میسر می‌شود.

 

کتاب‌دوست‌ها در سال‌های اخیر گرفتاری جدیدی پیدا کرده‌اند، گرفتاری‌ای که ربط مستقیم به ماجرای استفاده از تکنولوژی و افزایش سرعت زندگی دارد؛ مشکل عدم تمرکز. حتی اگر خودتان گرفتار این مشکل نباشید احتمالا از خیلی‌ها شنیدید که دلم می‌خواهد کتاب بخوانم اما حواسم پرت می‌شود.
این کتاب را دقیقا برای رفع همین مشکل نوشته‌اند.

 

لذت خواندن در عصر حواس پرتی دلم برای ذهن قدیمی‌ام تنگ شده است

دلم برای ذهن قدیمی‌ام تنگ شده است

عادات خواندن ما با ظهور وسایل الکترونیکی تغییر کرده، همواره لیست‌‌هایی وجود دارند که به ما می‌‌گویند چه کتاب‌هایی را باید بخوانیم اما به عقیده‌‌ی آلن جیکوب، استاد ادبیات انگلیسی و نویسنده‌‌ی کتاب، اولین قدم برای خواننده شدن این است که لیست‌‌ها و باید و نباید‌‌ها را به کلی دور ریخت و بر اساس هوس کتاب خواند. او به دانشجویانش همیشه توصیه می‌‌کند: «هر چه هوس می‌کنی بخوان.»

 

کتاب‌دوست‌ها بخش مهمی از حیاتشان به کتاب گره خورده است و با تغییراتی که در حال وقوع در جهان است یکی از پرسش‌هایی که مطرح می‌شود این است که آیا کتاب ازبین خواهد رفت؟ مساله‌ی ازبین رفتن کتاب درحقیقت هم شامل شکل فیزیکی آن است (که برای عشاق کتابخوانی مهم است) و هم ضرورت کتابخوانی. یعنی واقعا می‌شود جهانی بدون کتاب را تصور کرد؟ «از کتاب رهایی نداریم» گفت‌وگویی درباره همین موضوع است. 

 

از کتاب رهایی نداریم

کتاب نخواهد مرد

کتاب‌دوستی. این ویژگی مشترک اومبرتو اکو و ژان کلود کریر است که به همت ژان‌فیلیپ دوتوناک در یک گفتگوی دونفره جذاب درباره کتاب شرکت کرده‌اند. این گفتگوی مفصل که با کمترین دخالت مصاحبه‌کننده و با تفکیک موضوعی در کتاب از کتاب رهایی نداریم منتشر شده پاسخی است به دغدغه‌هایی چون آینده کتاب‌های کاغذی، رقابت شکل نو و شکل سنتی کتاب‌ها، مساله‌ی سانسور، کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم و غیره.  

 

اگر شما هم یکی از گروه کتاب‌دوست‌ها هستید، روز جهانی کتاب‌دوست‌ها مبارکتان باشد.

شما چه تجربه‌ای می‌توانید به این پرونده اضافه کنید؟

عاشقانه های کوتاه ایرانی کتاب شانس در میدان ماجیوره
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *