پسری در اتاق سفید
نویسنده: کارل اولسبرگ
مترجم: شبنم حاتمی
ناشر: دلتا
نوبت چاپ: ۱
سال چاپ: ۱۴۰۴
تعداد صفحات: ۲۴۸
شابک: ۹۷۸-۶۲۲۵۲۸۰۹۳۹
این مقاله را ۳ نفر پسندیده اند
پسری در اتاق سفید
تصور کنید در یک اتاق سفید قرار دارید، بدون هیچ راه ورود یا خروج، و از لحظهای که چشمانتان را در این فضا باز کردهاید خاطرهای به ذهنتان نمیآید که چه کسی بودید، چطور به اینجا آمدید یا چه نامی دارید. چطور همه چیز را کشف میکنید؟
ماجرای کتاب پسری در اتاق سفید با چنین وضعیتی شروع میشود. ساختاری جذاب که البته مرحله به مرحله شما را درگیر یک چالش جدید و عمیق میکند. مثل نقشهای که هربار به شما رودست میزند تا درنهایت به همه چیز مشکوک شوید. و این درست همان نقطهای است که نویسنده کتاب میخواهد به آن برسید: هویت و معنای واقعی انسان چیست؟
اصل داستان به ماجرای هوش مصنوعی و رباتهای انساننما اشاره دارد. و با درهم آمیختن زمان داستانی در قرن 21 پیش میرود. پسر داستان که ناگهان در اتاقی سفید چشم باز میکند به دنبال جستجوی هویت و گذشته خودش است اما هربار درست در لحظهای که فکر میکنیم هویت واقعی خود را کشف میکند متوجه میشویم که گویا در یک بازی جدید قرار گرفته.
پیشرفت هوش مصنوعی و دستاوردهای جدید تکنولوژی از موضوعات مهم و مورد بحث دنیای امروز است؛ از نتایج به ظاهر سادهتر آن (مثل از دست رفتن بسیاری از شغلها) تا ابعاد پیچیدهتری مثل پیدا کردن آگاهی یا خودمختاری رباتها و زندگی در فضاهای شبیهسازیهای شده. نویسنده باتوجه به همین ماجرا داستانی جذاب آفریده تا خواننده را به مرز شکننده و مبهمی ببرد که پیشروی جهان آینده است.
پرسشهایی مانند اینکه وجود انسانی ما چقدر با بدنمان پیوند خورده، خاطرات تا چه حد میتوانند شکلدهنده ما باشند، و مغز ما آیا تنها یک ماشین پیچیده است یا عملکردی فراتر از یک ماشین دارد، از مواردی است که در حین داستان مطرح میشود.
از دیگر نکات جالب کتاب پیوندی است که با داستان آلیس در سرزمین عجایب دارد و سفر آلیس را به نوعی با داستان کتاب پیوند میدهد و نشانههای معناداری میآفریند. نکتهای که بر اهمیت داستان، ذهن داستاناندیش انسان و مفاهیم عمیق در ادبیات اشاره میکند.
داستان کتاب ساختاری معمایی دارد که هرلحظه چالش و اشتیاقی جدید برای مخاطب ایجاد میکند. حضور فضای امروزی (از بازیها گرفته تا جهان ارتباطات اینترنتی) قطعا گیرایی برای مخاطب نوجوان دارد و با آن احساس نزدیکی خواهد کرد اما وجود مفاهیم وجودی و فلسفی که لایه زیرین داستان است، سطح مخاطبان آن را گستردهتر میکند و برای خواننده بزرگسال نیز جذاب خواهد بود.
زبان کتاب روان و جذاب است و البته اگر اهل دنیای تکنولوژی باشید یا کنجکاوی درباره تغییرات جهان آینده دارید، برایتان ملموس هم خواهد بود.
کارل اولسبرگ، نویسنده کتاب پسری در اتاق سفید، پژوهشگر در حوزه هوش مصنوعی است. او در ژانر علمی-تخیلی آثار فراوانی نوشته است و علاوه بر آن بنیانگذار شرکتهای استارتاپی در آلمان است.
بخشی از کتاب
از چشمهای کارتونیام شرشر اشکهای درشتی سرازیر میشود؛ درست مثل شلنگ آتشنشانی! قطرههای اشک روی زمین باز جمع میشوند و دریاچهبزرگی میسازند.
جولیا میگوید: «واسه اینکه من واقعا اینجام.»
کلاهدوز دیوانه میگوید: «حرفش را باور نکن! این فقط یه خوابه!»
خرگوش میگوید: «اگه نباشه، چی؟»
اگه نباشه، چی؟ از این فکر حسابی جا میخورم. سیل اشکهایم خشک میشود. به دوروبر نگاهی میاندازم. اینها که قطعا واقعی نیست، اما اگر خواب هم نیست، پس چی هستند؟
بلند میگویم: «من توی یه دنیای شبیهسازی شدهام؟ مثل سرزمین میانه؟»
خرگوش میگوید: «سرزمین میانه؟ تا حالا چنین کلمهی بیمعنیای نشنیدهام! سرزمین میانه یعنی بین سرزمین پایین و سرزمین بالا. ولی همچین سرزمینی نیست. خودمم خوب میدونم منظورم چیه!»
به دریوریهای خرگوش محل نمیگذارم. از جولیا میپرسم: «ببینم تو یه شخصیت غیربازیکنی؟ نکنه ما هر دومون توی دنیای مجازی گیر افتادهایم؟»
جولیا میگوید: «قصه رو تموم کن! کد رو پیدا کن!»
همین که میخواهم بپرسم کدوم کد؟… یکهو یادم میآید.
داد میزنم: «من فکر میکنم، پس هستم!» و چشمهایم را باز میکنم.
نویسنده معرفی: صفرزاده








