اولین نمایشنامه بلند چخوف:
![]() |
ایوانف
|
اثری درباره اشرافیت رو به زوال روسیه به قلم چخوف:
![]() |
سه خواهر
دربارهی زندگی خانواده پروزروف است: سه خواهر بنامهای اولگا، ماشا و ایرینا و برادرشان آندرهی. آنها از زندگی خود در شهرستان ناراضی هستند و امیدوارند بتوانند دوباره روزهای خوب مسکو را تجربه کنند. مسکو آرزوی آنها به آیندهای بهتر است. اما بهتدریج از این رویای خود بیشتر فاصله میگیرند. |
نمایشنامهای درباره مفهوم هنر و جایگاه هنرمند:
![]() |
مرغ دریایی
در املاک ییلاقی پتر سورین، خواهرزادهاش کنستانتین میخواهد نمایشنامهای که خود نوشته برای مادر و دایی و دوستانش به نمایش درآورد. مادر کنستانتین و خواهر سورین؛ ایرینا آرکادینا هنرپیشهی معروفی است. او به همراه عشقش بوریس تریگورین که او نیز نویسندهی معروفی است، به تماشای نمایش آمدهاند. |
نمایشنامهای از چخوف که در آن دغدغههای محیطزیستی هم مطرح میشود:
![]() |
دایی وانیا
مکان رویدادها املاک ییلاقی یکی از شخصیتهای نمایش است، پزشک یکی از شخصیتهای تاثیرگذار و آگاه نمایشنامه است، همچنان شاهد عشقهای ناکام هستیم و دو گروه مشخص اجتماعی قابل مشاهدهاند، آنها که کار میکنند و رنج میبرند و آنهایی که از حاصل کار گروه اول سوءاستفاده میکنند. |
داستان اضمحلال یک باغ و صاحبانش از زبان #چخوف:
![]() |
باغ آلبالو
پیشآگهی از یک تغییر بزرگ در جامعهی اواخر قرن نوزده است که نه توسط قهرمانان و پیشگامان جامعه کهاز طریق رفتار منفعلانهی طبقهی اشرافی رو به زوال به نمایش درمیآيد. |
شاید این مطالب را هم دوست بدارید:
-
پزشکان نویسنده و نویسندگان پزشک
- رشتهی پزشکی و حواشی آن همیشه الهامبخش شمار زیادی از داستانها در قالب کتاب، فیلم، سریال و برنامههای تلویزیونی بوده است. اما پزشکان، همیشه فقط موضوعات خوبی برای داستان نیستند…
-
چخوف و توصیههایش: نشان بده، نگو!
- مساله، انتخاب شیوههای قدیمی یا جدیدِ نوشتن نیست! نویسنده در هنگام نوشتن به هیچ فرمی فکر نمیکند. چرا که کلمات، آزادانه و بدون هیچ قدوبندی از روح او بر روی کاغذ جاری میشوند. این را آنتون چخوف میگوید…
-
- چخوف در 1886 به برادرش نامهای نوشت. نامه از مسکو برای نیکلای که آن زمان 28 ساله بود. نیکلای دوسال مسنتر از آنتون چخوف بود، اما روحیاتی ناسازگار داشت. آنتون برای نیکلای نوشت که چقدر او را دوست دارد…
-
- در داستانهایی که چخوف دربارهی عشق نوشته، این پرسش مطرح میشود که اگر این عشق به وصلت دراز مدت بدل شود، عاقبتش چه خواهد شد؟ وقتی مرتب بر ناپایداری لحظهی عشق و غیرمنطقی بودن آن تاکید میشود…
-
- آنتون پاولویچ چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴) نوشتن را از نوجوانی، زمانی که در شهر زادگاهش تاگانروگ درس میخواند شروع کرد. داستانهای اولیه او طرحهای تندی از زندگی اقشار مختلف روسیه هستند که در آنها به ویژه زندگی حقیر و ملالآور شهرستانی، بوروکراسی روسی و چاکرمنشی و دورویی کارمندان مسخره شده است…
-
یک زندگینامهی مصور مسحورکننده
- تصاویر یکییکی جلوی نظر بیننده رژه میروند: آنتونِ کودک در شهرستانی در روسیه، آنتون نوجوان و کمی بعد «چخوفِ» جوان، سالهای کارآموزی و تحصیل چخوف جوان، سالهای موفقیت او در مسکو و پترزبورگ، چخوفی که موفق و موفق و موفقتر میشود…
-
دربارهی برخی داستانهای فلسفی چخوف
- شاید بزرگترین درس فلسفی ـ عقیدتی ـ فکری که بتوان از مجموع آثار چخوف گرفت این باشد: «در اندیشهی چخوف، اصل قضیه نه در شرایط، بلکه در خود انسانهاست»…
-
- چخوف نیز، مانند بسیاری از نویسندگان دیگر در برابر زندگی کارمندی اساسا شمشیر را از رو بسته است و تلاش میکند به سبک خود به این شیوهی زندگی حمله کند، به نظر او کارمندان حاملان فاجعه هستند…
-
- خانوادهی بانو رانوسکی در حال ورشکستگی است. تنها راه پیش روی آنها به حراج گذاشتن باغآلبالو و ملک موروثی است. اما با وجود دلبستگی به اینباغ، هیچ تلاشی برای نجاتش نمیکنند…









