
عدول از تنهایی
با خواندن شعرهای مهند یعقوب یاد خیام میافتم و دهانم گس میشود. انسان تنهاست، همیشه تنها بوده و مدام تلاش کرده از تنهاییاش عدول کند، اما در نهایت دوباره پناه میبرد به تنهایی و تنها با خویش سخن میگوید. تفاوتی ندارد اهل کدام سرزمین باشی یا از کدام خانواده سر برآورده باشی. کتاب در باغِ کوچکِ درمانگاه با وجود حجم کم و شعرهای کوتاهی که دارد پُرکشش است. میتواند ساعتها مخاطب را روبهرویش بنشاند و حرف بزند، و در تجربهی زیست خود شریک کند.
