vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

زندگی در دو فریم: از سرگذشت استونر تا تجربه‌ی زیسته‌ی او

جان ویلیمز می‌توانست رمان استونر را با حادثه‌ای دراماتیک یا توصیف موقعیتی از زندگی شخصیت اصلی آغاز کند، اما به‌جای ورود مستقیم به یک صحنه، خلاصه‌ای از زندگی و سرگذشت حرفه‌ای ویلیام استونر را پیش روی خواننده می‌گذارد. به این ترتیب، کانون کنجکاوی خواننده جابه‌جا می‌شود: پرسش از «چه پیش خواهد آمد» جای خود را به این پرسش می‌دهد که «این زندگی چگونه زیسته شده است»؟

 

 

این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند

 

استونر

نویسنده: جان ویلیامز

مترجم: محمدرضا ترک تتاری

ناشر: ماهی

نوبت چاپ: ۴

سال چاپ: ۱۴۰۴

تعداد صفحات: ۲۸۸

شابک: ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۰۷۰۹


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

نگذار ببرندم، شارو - وقت مردن نیست
آگهی

زندگی در دو فریم: از سرگذشت استونر تا تجربه‌ی زیسته‌ی او

 

 

جابه‌جایی مرکز ثقل کنجکاوی

جان ویلیامز می‌توانست رمان استونر را با حادثه‌ای دراماتیک یا توصیف موقعیتی از زندگی شخصیت اصلی آغاز کند، اما به‌جای ورود مستقیم به یک صحنه، خلاصه‌ای از زندگی و سرگذشت حرفه‌ای ویلیام استونر را پیش روی خواننده می‌گذارد. خواننده در همان پاراگراف نخست با اطلاعاتی درباره‌ی مسیر زندگی استونر روبه‌رو می‌شود: ورود به دانشگاه میزوری در نوزده‌سالگی، اخذ مدرک دکترا، ماندن در مرتبه‌ی استادیاری، فراموش‌شدن از سوی بسیاری از دانشجویان و در نهایت، یادداشت رسمی مربوط به اهدای یک دست‌نوشته‌ی قرون‌وسطایی به کتابخانه پس از مرگش در سال ۱۹۵۶.

زبان موجز و گزارش‌گونه‌ی این پاراگراف، سرانجام حرفه‌ای استونر را پیش از روایت تفصیلی زندگی‌اش آشکار می‌کند. به این ترتیب، کانون کنجکاوی خواننده جابه‌جا می‌شود: پرسش از «چه پیش خواهد آمد؟» جای خود را به این پرسش می‌دهد که «این زندگی چگونه زیسته شده است؟» خواننده از حاصل کلی زندگی شخصیت خبر دارد، اما هنوز از تصمیم‌ها، روابط و تجربه‌هایی که او را به این نقطه رسانده‌اند، چیزی نمی‌داند.

 

خلاصه‌ی پیش‌آگاهانه و کارکرد آغاز رمان

برای بررسی ساختار روایی رمان استونر، باید میان روایت معکوس و خلاصه‌ی پیش‌آگاهانه تمایز قائل شد. در روایت معکوس، رویدادها برخلاف ترتیب زمانی معمول و از مراحل پایانی به مراحل پیشین روایت می‌شوند.

استونر از این الگو پیروی نمی‌کند؛ پس از پاراگراف آغازین، روایت عمدتاً در امتداد زمانی زندگی شخصیت، از کودکی در مزرعه تا سال‌های پایانی عمرش، پیش می‌رود.

پاراگراف افتتاحیه، خلاصه‌ای از مسیر حرفه‌ای و سرانجام استونر است که پیش از ورود به جزئیات زندگی او، تصویری کلی از حاصل آن به دست می‌دهد. اهمیت این انتخاب زمانی روشن می‌شود که بدانیم اطلاعات آغازین قرار نیست در ادامه باطل شوند. رمان مسیر حرفه‌ای استونر را از نو تعریف نمی‌کند، بلکه با روایت تجربه‌های او نشان می‌دهد که این اطلاعات، با وجود درستی‌شان، برای شناخت زندگی او کافی نیستند.

 

جان ویلیامز، نویسنده‌ی کتاب «استونر»
جان ویلیامز، نویسنده‌ی کتاب «استونر»

 

دو فریم تحلیلی: بازتفسیر داده‌های اولیه در بدنه

خلاصه‌ی آغازین، ماندن استونر در مرتبه‌ی استادیاری و کم‌رنگ‌شدن نام او در حافظه‌ی بسیاری از دانشجویان را ثبت می‌کند. روایت تفصیلی این واقعیت‌ها را انکار نمی‌کند و از شخصیت نیز قهرمانی پیروز نمی‌سازد. در عوض، به سراغ موقعیت‌هایی می‌رود که در گزارش کوتاه آغازین جایی ندارند و در شناخت مسیر زندگی او مؤثرند.

برای نمونه، عنوان شغلی نهایی استونر چیزی درباره‌ی جایگاه او در سلسله‌مراتب دانشگاهی می‌گوید، اما از اختلاف‌ها و تعارض‌هایی که در طول فعالیت حرفه‌ای‌اش تجربه می‌کند، خبر نمی‌دهد. در ماجرای ارزیابی چارلز واکر، استونر با تأیید صلاحیت علمی او مخالفت می‌کند و این اختلاف به تقابلش با لومکس، رئیس بخش، می‌انجامد. این ماجرا مناسبات قدرت در محیط دانشگاه و دشواری ایستادن بر سر یک داوری علمی را پیش چشم خواننده می‌گذارد. البته این تعارض به‌تنهایی علت ماندن استونر در مرتبه‌ی استادیاری را اثبات نمی‌کند؛ اهمیتش در این است که مسیر حرفه‌ای او را از یک عنوان شغلی فراتر می‌برد و بخشی از تجربه‌ی او در محیط دانشگاه را آشکار می‌کند.

نمونه‌ی دیگر، اشاره‌ی آغازین به فراموش‌شدن استونر از سوی دانشجویان است. در کنار این گزارش، صحنه‌ی کلاس آرچر اسلون قرار می‌گیرد؛ جایی که مواجهه‌ی استونر با شعر شکسپیر و پرسش اسلون به نقطه‌ی چرخشی در زندگی او تبدیل می‌شود. ادبیات در این لحظه از موضوعی درسی فراتر می‌رود و به تجربه‌ای بدل می‌شود که مسیر زندگی استونر را تغییر می‌دهد. ممکن است بسیاری از دانشجویان نام او را به خاطر نسپارند، اما این واقعیت چیزی از اهمیت آن لحظه در زندگی خود او کم نمی‌کند. رمان از همین فاصله میان جایگاه یک فرد در حافظه‌ی دیگران و اثری که یک تجربه بر زندگی او می‌گذارد، استفاده می‌کند.

 

ابزارهای روایی: گستردگی روایت و بازخوانی سرانجام

یکی از راه‌هایی که ویلیامز برای گسترش تصویر آغازین به کار می‌گیرد، تفاوت در سرعت و گستردگی روایت است. خلاصه‌ی آغازین چند دهه از زندگی استونر را در چند نقطه‌ی مشخص فشرده می‌کند، اما بدنه‌ی رمان برای روابط، تصمیم‌ها و پیامدهای آن‌ها مجال بیشتری در نظر می‌گیرد. این تفاوت فقط به میزان اطلاعات مربوط نیست؛ جزئیاتی که در گزارش کوتاه آغازین حذف شده‌اند، در روایت تفصیلی به بخش مهمی از تجربه‌ی شخصیت تبدیل می‌شوند.

زندگی مشترک استونر با ایدیت و رابطه‌اش با کاترین دریسکُل، دو تجربه‌ی متفاوت از زندگی عاطفی او را پیش روی خواننده می‌گذارند. این روابط در خلاصه‌ی آغازین جایی ندارند، اما در ادامه روشن می‌شود که زندگی استونر در یک مسیر حرفه‌ای خلاصه نمی‌شود. رابطه با ایدیت، با تنش‌ها و دشواری‌های خاص خود و رابطه با کاترین، با کیفیتی متفاوت، بخش‌هایی از زندگی او را شکل می‌دهند که از روی عنوان شغلی یا سرانجامش نمی‌توان به آن‌ها پی برد. روایت با اختصاص‌دادن زمان به این تجربه‌ها، به خواننده اجازه می‌دهد زندگی شخصیت را در گستره‌ای فراتر از کارنامه‌ی حرفه‌ای‌اش دنبال کند.

از سوی دیگر، آگاهی از سرانجام استونر بر نحوه‌ی خواندن رویدادها اثر می‌گذارد. خواننده از ابتدا می‌داند که او به جایگاه دانشگاهی برجسته‌ای نمی‌رسد و پس از مرگ نیز نامش در حافظه‌ی بسیاری از دانشجویان باقی نمی‌ماند. بنابراین، مسیر داستان بر انتظار برای موفقیتی بزرگ یا تغییری ناگهانی در موقعیت حرفه‌ای او استوار نمی‌شود. توجه خواننده بیشتر به تصمیم‌ها و تعارض‌هایی معطوف می‌شود که در جریان زندگی رخ می‌دهند.

دانستن سرانجام، اهمیت رویدادها را از بین نمی‌برد؛ بلکه باعث می‌شود آن‌ها را بدون انتظار برای رسیدن به یک نقطه‌ی اوج متعارف دنبال کنیم. در چنین خوانشی، اهمیت یک لحظه لزوماً به پیامد بیرونی آن وابسته نیست و گاه معنای آن در تجربه‌ای نهفته است که برای شخصیت به وجود می‌آورد.

 

فاصله‌ی میان گزارش و شناخت

آغاز استونر اطلاعاتی روشن از سرگذشت حرفه‌ای و سرانجام شخصیت در اختیار خواننده می‌گذارد، اما ادامه‌ی رمان نشان می‌دهد که دانستن حاصل یک زندگی با شناخت آن یکسان نیست. ماندن در مرتبه‌ی استادیاری، فراموش‌شدن از سوی بسیاری از دانشجویان و ثبت یادبود رسمی پس از مرگ، همگی بخشی از سرگذشت استونرند؛ بااین‌حال، هیچ‌کدام به‌تنهایی نمی‌توانند معنای انتخاب‌ها، روابط و تجربه‌های او را روشن کنند.

اهمیت آغاز رمان در این است که ویلیامز نتیجه را پنهان نمی‌کند و در عین حال، شناخت شخصیت را به همان اطلاعات محدود نمی‌سازد. خواننده از ابتدا می‌داند استونر به کجا می‌رسد، اما تنها با همراهی او در مسیر زندگی‌اش می‌تواند دریابد این سرانجام چه نسبتی با تجربه‌های او دارد. به این ترتیب، رمان میان آنچه از یک زندگی می‌توان ثبت کرد و آنچه برای شناختنش باید از سر گذراند، فاصله‌ای معنادار ایجاد می‌کند.

 

 

پیشنهاد مطالعه: آنها می‌آیند در کالیفرنیا بمیرند

 

نگذار ببرندم، شارو - وقت مردن نیست
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *