جاسوس یا مأمور مخفی؟
جاسوس یا مأمور مخفی دو روی یک سکهاند. حاکمیتی که او را راهی میکند نام مأمور مخفی رویش میگذارد تا کارش را یک مأموریت شرافتمندانه در راه وطنش یا اهداف سازمانیاش نشان دهد. اما در طرف مقابل او را جاسوس مینامند، کسی که اطلاعات باارزش را به بیگانگان منتقل میکند و اگر خودش بومی آن منطقه باشد دیگر ماجرا دردناکتر میشود!
جاسوسها مانند یک فرد عادی بین ما زندگی میکنند گرچه مستندات اغلب میگویند انگار از اول آنها را برای این کار ساخته بودند! همین نکته نشان میدهد که ویژگیهای خاصی در این افراد وجود دارد و جدا از دلایل که این کار را میکنند از نوعی جسارت و ذکاوت برخوردارند. شاید همین باعث شده که شخصیت جاسوس یکی از شخصیتهای مورد علاقه داستانها و فیلمهای سینمایی باشد.
پایان زندگی آنها متفاوت است، گاهی به عنوان یک قهرمان بعداز انجام مأموریت به کشور خودشان برمیگردند، گاهی به عنوان خائن اعدام میشوند و گاهی حتی مدتها پس از مرگ معلوم میشود که جاسوس بودهاند. درهرحال داستان زندگیشان خواندنی و قابل تأمل است.
در آغاز پرونده سراغ کتابهایی میرویم که روایت مستندی از زندگی برخی جاسوسها ارائه میدهند.
درباره سازمانهای اطلاعاتی شوروی توصیفات زیادی شنیدهایم. سازمانی که با مأمورانش در همه جای جهان (حداقل تا پایان جنگ سرد) حضور داشتند و بسیاری از مرگها و توطئهها را برنامهریزی میکرند. در این کتاب با یکی از این مأمورهای مخفی که نزدیک صدسال پیش فعالیت میکرده، آشنا میشوید.
حالا که نام شوروی به میان آمد اشارهای کنیم به سازمان حزب توده که همیشه وجود افرادی از آن به عنوان جاسوس در ایران، محل بحث و گفتوگو بوده. کتاب جاسوسی در حزب به بررسی فعالیتهای برادران یزدی در ایران پرداخته و به پیچیدگیهای این سازمان و جاسوسیهای چند طرفهای که در آن جریان داشته اشاره میکند.
البته تاریخ سرشار است از ماجراهایی که در آنها جاسوسها و مأموران مخفی نقش مهمی ایفا میکنند مانند ماجرای ترور سران متفقین در تهران که ناکام ماند وگرنه میتوانست سرنوشت جنگ دوم جهانی را تغییر دهد. در کتاب شب ترور با انبوهی از جاسوسها و مأموران مخفی روبهرو میشویم.
دنیای جاسوسها دنیایی کاملا مردانه نیست. در طول تاریخ زنان بسیاری به عنوان جاسوس یا مأمورمخفی فعال بودهاند. کتاب جاسوس درباره یکی از همین شخصیتهاست که البته خیلی خوششانس نبوده.
اگر جاسوس و مأمور مخفی برای شما هم شخصیت هیجان انگیزی است پس حتما با شخصیت جیمز باند یا همان مأمور مخفی 007 آشنا هستید. این شخصیت زاده ذهن نویسندهای به اسم یان فلمینگ بود. جالب است بدانید که کندی (رئیس جمهور آمریکا) هم از علاقمندان به این شخصیت بود و با خواندن مقاله زیر اطلاعات بیشتری از این علاقه که به نوعی در فضای CIA هم تأثیر گذاشت، پیدا میکنید.
شاید بدانید که تعدادی از داستانهای جذابی که در آنها شخصیت جاسوس وجود دارد، توسط خود کسانی نوشته شده که در پرونده زندگیشان سابقه جاسوسی وجود دارد. احتمالا این تأیید همان نظریه نویسندگی است که میگوید از تجربیات خود بنویسید تا با مخاطب بهتر ارتباط بگیرید!
یکی از این نمونهها جان لوکاره نویسنده کتاب «جاسوسی که از سردسیر آمد» است. در این مطلب بیشتر با شخصیت این مأمور سابق ام.آی.6 آشنا میشوید.
طبیعی است که وقتی شخصیت جاسوس و مأمور مخفی انقدر جذابیت دارد، داستانهای تخیلی زیادی دربارهشان نوشته شود. کتابی مانند «مأمور مخفی» نوشته جوزف کنراد که البته با نگاهی هنرمندانه، بخشی مهم از ماجرای زندگی انسانی را بیان میکند که به این کار روآورده.
داستانهای بسیاری هم هستند که با آنکه شخصیت اصلی آنها جاسوس یا مأمور مخفی نیست اما به عنوان شخصیت فرعی یا با نگاهی متفاوت به ماجرای جاسوسی به این موضوع پرداختهاند. دو نمونه کتاب شغل پدر (از آثار خوب ترجمهای) و رازهای سرزمین من (نوشته نویسنده ایرانی رضا براهنی) از این دسته کتابها هستند.













