vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

تحت تعقیب‌ترین مرد شوروی

گئورگی آقابکوف یک مامور مخفی سازمان اطلاعات شوروی سابق که شاهد تغییرات ایرانشهر در سال‌های آغازین تشکیل کشور شوراها بود خاطرات حرفه‌ای خود را در سال‌های منتهی به جنگ جهانی دوم منتشر کرد و آشوبی در بسیاری کشورها از جمله در دستگاه حکومت نوپای پهلوی انداخت، واقعیت‌هایی را آشکار کرد که با وجود گذشتن یک قرن از آن روزها هنوز تازگی دارد. درست همان چیزی است که در مورد افسرهای اطلاعاتی، این روزها خوب است بدانیم.

 

 

این مقاله را ۴ نفر پسندیده اند

 


عاشقانه های کوتاه ایرانی کتاب شانس در میدان ماجیوره
آگهی

تحت تعقیب‌ترین مرد شوروی

 

 

کتاب «گ.پ.ئو: خاطرات یک چکیست» یکی از خاطره‌نویسی‌های جنجال‌برانگیز روزگار خود بوده. روایت کتاب در هیاهوی جنگ و انقلاب‌های ایدئولوژیک ابتدای قرن بیستم، قرنی که مدرنیته جهان را به آتش کشید، می‌گذرد؛ ماجرای کشور تازه‌ تاسیس شوروی، رقابت‌های داخل حزبی برای تصاحب قدرت، سربازان گرسنه و سرمازده درگیر در جنگ جهانی اول.

 

گئورگی آقابکوف، جوانی باسواد از خاستگاهی شهری و مسلط به چندین زبان (به علت زندگی در فرارود) به خاطر جنگ وارد ارتش سرخ و بعد از آن جذب گ.پ.ئو، دستگاه اطلاعات جمهوری جوان شوروی می‌شود، آن هم به علت گرسنگی و نکبت حاکم بر ارتش و ناز و نعمتی که ماموران سازمان امنیت شوروی از آن برخوردار بودند.

 

او پله‌پله در دستگاه مخوف اطلاعاتی شوروی ارتقا می‌یابد تا به ریاست شبکه اطلاعاتی شوروی در خاور نزدیک می‌رسد و دست آخر تبدیل به نخستین مأمور عالی‌رتبهٔ اطلاعاتیِ شوروی می‌شود که به غرب می‌گریزد.

 

 

قسمت اول کتاب به تشریح ساختار نهادهای امنیتی و حاکمیتی شوروی می‌پردازد. نحوه‌ی تشکیل و تبدیل و تحول آنها را شرح می‌دهد و با توصیف شبکه نفوذی روس‌ها، در برخی موارد به نقاط ضعف و ریسک‌های متصور برای آنها اشاره می‌کند.

 

سپس وارد شرح ماموریت‌ها و اقدامات خود به عنوان یک مامور امنیتی برون‌مرزی شوروی در لباس کارمند سفارت‌خانه یا بازرگان طی سال‌های ماموریت در کشورهای ایران، حکومت بخارا، افغانستان، ترکیه و … می‌شود. مشکلات، رقابت‌ها، حذف‌ها و توطئه‌ها را شرح می‌دهد و در آخر جریان جدا شدن خود از سیستم را روایت می‌کند.

 

بخش دیگر کتاب در واقع خود، کتاب دیگری است که جزئیات برخی ماموریت‌های نویسنده را تشریح کرده و برخی وقایع را بیشتر روشن کرده است. کتاب «گ.پ.ئو: خاطرات یک چکیست» علاوه بر خاطرات آقابکوف، که بخش مهمی از آن به ایران اختصاص دارد، شامل متن مکملی است که پایان کار و زندگی وی را با مراجعه به مدارک و مستنداتی پرشمار، تا آنجا که امکان داشته، شرح می‌دهد.

 

ترجمه خاطرات او نخست در مطبوعات فرانسه به چاپ رسید. این ترجمه‌ها را سفارت ایران در پاریس به تهران فرستاد که در پیِ آن در دستگاه حکومت نوپای پهلوی آشوب به‌پا شد.

 

کتاب در زمان انتشار بازتاب وسیعی در جراید و فضای سیاسی آن روزگار داشته است اما به علت فراز آمدن نازی‌ها و توجه بیشتر اروپا به جریانات موجود در آلمان و وجود فضای مشتاق به انقلاب‌های سوسیالیستی، کتاب توجهی که شایسته‌اش بود را دریافت نکرد و در هیاهوی آن روزگار گم شد.

 

نویسنده اطلاعات دقیقی از وضعیت اجتماعی مناطق مورد ماموریت خود در سال‌های اول تشکیل شوروی می‌دهد و جالب اینکه با تحلیل‌های اجتماعی‌ای که ارائه می‌دهد عقبه‌ی برخی از معضلاتی که امروز منطقه با آن دست و پنجه نرم می‌کند قابل رویت می‌شود.

 

مطلب دیگری که کتاب آشکار می‌کند جایگاه و اهمیت زبان فارسی در منطقه است. کسی که فارسی می‌دانسته به سادگی در بسیای از محافل می‌توانسته آمد و شد کند.

پیچیدگی و درهم‌تنیدگی مردم منطقه آنقدر زیاد بوده که وقوع انتقلاب و تحولات ترکان جوان در عثمانی، انقلاب بلشویکی در روسیه، شورش‌های باسماچی‌ها در افغانستان و فرارود و انقلاب مشروطه ایران دارای چهره‌های مشترک و اتباطات نزدیک هستند.

 

پیام‌ها، کمک‌ها و خیانت‌ها، توطئه‌ها و سودجویی‌هایی افراد موثر که در تاریخ و نتایج آن را دیدیم، اینها همه نشانگر هم سرنوشت بودن مردم منطقه هستند. مردمی که در تمدن ایران زیسته‌اند و با جهان‌بینی خود زندگی و جهان را متفاوت با مدرنیته غربی و سامانه‌های برساخته‌اش (کاپیتالیسم، سوسیالیسم و ناسیونالیسم) تعریف می‌کنند.

 

چیزی که در کتاب آشکار است به روز بودن منطقه از نظر علم و همراه بودن با تحولات جهانی است، علی‌رغم اینکه مدرن نیست و جالب اینکه در جامعه نیازی به مدرن شدن هم حس نمی‌کند و با داشته‌هایش سعی می‌کند چاره‌ای نو برای هماوردی با تهاجم‌های تمدن غرب بیافریند. چیزی که تا امروز هم در حال انجامش است و هنوز هم نتوانسته راهکار یکپارچه و هماهنگی ابداع کند.

 

کتاب متنی روان، گیرا و موجز دارد. از دوباره‌گویی، شرح بی‌رویه‌ی موارد و قضاوت‌های احساسی و غیرمنطقی در کتاب خبری نیست. جزییات کاملا گزارش‌گونه و منطقی است و از دانش و توان ذهنی خوب آقابکوف حکایت می‌کند. جلد کتاب برگرفته از عکس سیاه و سفید نویسنده است که مردی خوش‌سیما و مصمم را نمایش می‌دهد و خواننده آرزو می‌کند ای کاش او را از نزدیک می‌دید و یا حیف از این مرد که در مسیری چنین خطرناک وارد شد و عمر خود را کوتاه کرد.

 

ترجمه کتاب دقیق و خواندن متن لذت‌بخش است. فضاسازی کتاب کاملا ما را به آن روزگار می‌برد و خواننده خود را می‌تواند در متن وقایع تصور کند، با مردم آن زمان همذات‌پنداری کند و نحوه‌ی زیست مردم را دریابد. همچنین طرز فکر یک مامور امنیتی را دریابد و روش شکار قربانیانش را کشف کند.

 

کتاب مرا به یاد کتاب «لرزه وحشت» به ترجمه (یا شاید تالیف!) ذبیح‌الله منصوری می‌اندازد. کتابی که در نوجوانی خواندم و برخلاف سایر کتاب‌های ذبیح‌الله منصوری تاریخی نیست و هیجانی-جاسوسی است. هیچ بعید نیست که شخصیت‌های کتاب ملهم از داستان زندگی آقابکوف باشد.

 

بعد از دیدن این همه فیلم های جاسوسی مثل 007 یا بالاتر از خطر که بسیاری را مشتاق پیوستن به سازمان‌های امنیتی می‌کند، خواندن یک کتاب واقع‌گرا و صادق، انسان را از رویاپردازی‌های غیرواقعی و قهرمان‌پروری‌های فانتزی دور می‌کند. «جهان کتاب» با انتخاب شایسته این کتاب برای عرضه به بازار، نمونه‌ی شایسته‌ای را برای شناخت زیست ماموران اطلاعاتی به کتابخوان‌های ایرانی ارائه داده است.

 

در آخر بخشی از کتاب «هنر خاطره‌پردازی» نوشته‌ی مری کار و ترجمه‌ی افلیا فصیحی را می‌آورم:

 

حالا که منابع قدیمی حقیقت -مثل آمار و تاریخ رسمی- جایگاه خود را از دست داده‌اند، روایت ذهنی، جایگاهی تازه و برجسته پیدا کرده است، به همین دلیل است که مموآر (خاطره‌نویسی) دوباره در مسیر اوج قرار گرفته؛ نه به این خاطر که بی‌نقص است، بلکه چون بهترین نمونه‌های آن، بی‌پرده به فسادها و محدودیت‌های خود اعتراف می‌کنند. 

 

 

 

پیشنهاد مطالعه: جان لوکاره، جاسوسی که خوب بلد بود دروغ بگوید

عاشقانه های کوتاه ایرانی کتاب شانس در میدان ماجیوره
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *