امکانهای سیاستورزی خلاقانه در دوران اختناق
کتاب «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطورهای» نوشته علیاصغر سیدآبادی یکی از آثاری است که با نگاهی تازه به تاریخ معاصر ایران و شخصیت محمد مصدق میپردازد و تلاش دارد نسبت او را با زمانهاش و با حافظه جمعی مردم روشنتر سازد. نویسنده که پیشاز این بیشتر با آثارش در حوزه ادبیات کودک و نوجوان شناخته میشد، در این کتاب کوشیده است از منظر تاریخ، فرهنگ و جامعهشناسی سیاسی به بررسی یکی از مهمترین چهرههای سیاسی ایران در قرن بیستم بپردازد. اثر او نشان میدهد که چگونه مصدق از یک شخصیت تاریخی به یک نماد و اسطوره بدل شد و این تغییر چه معنایی برای امروز ما دارد.
نویسنده در آغاز با مرور روایتهای متفاوت از مصدق، از روشنفکران گرفته تا شاه و دربار و مخالفان سیاسی و حتی قدرتهای خارجی، تصویری متکثر از او ترسیم میکند. این روایتها در طول زمان تغییر کردهاند و حتی خود شاه نیز در دورههای مختلف نظرهای متفاوتی درباره مصدق ابراز کرده است. آنچه اما در تمام این روایتها مشترک است، ماندگاری نام مصدق در ذهنیت ایرانیان است؛ چه به عنوان دشمن و چه به عنوان قهرمان.
از همین جاست که نویسنده به پرسش اصلی کتاب نزدیک میشود: چرا مصدق در حافظه جمعی ایرانیان به جایگاهی فراتر از یک نخستوزیر رسید و به یک شخصیت فراتاریخی تبدیل شد؟ پاسخ او به این پرسش در ترکیب چند عامل نهفته است: شرایط اجتماعی و تاریخی ایران، نوع سیاستورزی و کنش خلاقانه مصدق، نقش دربار و مخالفان داخلی و نهایتاً مداخلات قدرتهای خارجی.
در نگاه نویسنده، مصدق در زمانهای ظهور کرد که جامعه ایرانی تجربههای متوالی از تحقیر ملی را از سر گذرانده بود؛ از کودتای سیدضیا و رضاخان گرفته تا اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و دخالت بیگانگان در انتقال سلطنت. این مجموعه شرایط بستری فراهم کرده بود که نیاز به چهرهای نمادین را دوچندان میکرد و مصدق توانست این نقش را ایفا کند. محبوبیت او محصول یک تصمیم یا رویداد مقطعی نبود، بلکه نتیجه سالها فعالیت سیاسی، مقاومت در برابر فشارها و سلامت نسبی در برابر وسوسههای قدرت و ثروت بود. از همین منظر، مصدق بیش از آنکه محصول یک لحظه تاریخی باشد، نماد استمرار کنش و ایستادگی در طول زمان شد.
یکی از مهمترین جلوههای این سیاستورزی خلاقانه در دادگاه او پس از کودتا آشکار شد. دادگاهی که برای نمایش اقتدار حکومت ترتیب داده شده بود، به صحنهای بدل شد که در آن مصدق با هوش سیاسی و تسلط کلامی خود روند محاکمه را معکوس کرد. او فهمید که این محاکمه بیش از آنکه رویدادی قضایی باشد، یک نمایش سیاسی است و بنابراین تصمیم گرفت همان نمایش را علیه برگزارکنندگانش به کار گیرد. با حاضرجوابی و استدلالهای خود، دادگاه را به فضایی برای تمسخر محاکمهکنندگان و دفاع از حقیقت تبدیل کرد.
این رویکرد نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط اختناق نیز میتوان امکانهایی برای مقاومت و سیاستورزی یافت؛ امکانهایی که نه از مسیر خشونت، بلکه از مسیر خلاقیت و هوشمندی به دست میآیند.
نویسنده که بارها در زمینه شعر پژوهش انجام داده در این کتاب با تکیه به تجربه خود به نقش ادبیات و شعر نیز در فرایند اسطورهای شدن مصدق توجه نشان میدهد. پس از کودتای ۲۸ مرداد و آغاز دوره شدید سانسور، نام مصدق کمتر اجازه حضور در رسانهها و کتابها یافت. اما این غیاب رسمی به شکلی معکوس باعث حضور پررنگتر او در عرصه فرهنگ شد.
مصدق را به نماد ایستادگی بدل کردند و او را در حافظه فرهنگی زنده نگاه داشتند. سانسور حکومتی در واقع به تقویت این روند کمک کرد؛ زیرا هرچه نام او کمتر به رسمیت برده میشد، بیشتر در تخیل جمعی و در لایههای فرهنگی جامعه بازآفرینی میگردید. این پدیده نشان میدهد که چگونه فرهنگ و ادبیات میتوانند در شرایط محدودیت و اختناق، جایگزین روایتهای رسمی شوند و راه دیگری برای حفظ یاد و معنای یک شخصیت بیابند.
به همین ترتیب، امکانهای سیاستورزی خلاقانه در دوران اختناق فقط به کنشهای مستقیم سیاسی محدود نمیشود. همانطور که دادگاه مصدق به صحنه مقاومت بدل شد، شعر و ادبیات نیز عرصهای برای استمرار مبارزه و بازآفرینی معنای او بودند. در واقع، اختناق به شکلی پارادوکسیکال امکانهای تازهای را پدید آورد: وقتی راههای رسمی بسته میشود، راههای غیررسمی و خلاقانه جای آنها را میگیرند.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی در شرایطی که فشار بیرونی شدید است، جامعه میتواند از ظرفیتهای فرهنگی و نمادین برای بازتولید مقاومت بهره گیرد. این سیاستورزی خلاقانه مبتنی بر بهرهگیری از صحنههای تحمیلی قدرت به سود مقاومت است، چه در دادگاه، چه در عرصههای فرهنگی، چه در مناسبات روزمره. مصدق با انتخاب چنین راهی توانست به جای آنکه صرفاً یک شخصیت تاریخی باقی بماند، به نمادی فراتر از زمان خود بدل شود.
یکی از ویژگیهای کتاب نثر ساده و تحلیل روان است. در این کتاب نویسنده نشان میدهد که مصدق چگونه در تقاطع تاریخ و فرهنگ ایستاده است. مصدق نه فقط یک سیاستمدار، بلکه الگویی برای نوعی سیاستورزی است که در شرایط خفقان هم میتواند ادامه یابد.
خواندن «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطورهای» تنها مرور یک گذشته نیست، بلکه یادآوری این نکته است که سیاستورزی در دوران اختناق اگرچه دشوار است، اما غیرممکن نیست. همواره میتوان امکانهایی برای مقاومت، برای گفتن حقیقت و برای زنده نگه داشتن آرمانها یافت. این همان درسی است که سیدآبادی با مرور زندگی و میراث مصدق پیش چشم خواننده قرار میدهد؛ درسی درباره امکانهای سیاستورزی خلاقانه در روزگارانی که به نظر میرسد همه راهها بسته شدهاند.
پیشنهاد مطالعه: نگاه به کوتا با عینک دکتر کریم سنجابی




