
برای نجات زمین، پیدایت خواهم کرد
«بوف» دختر نوجوانی سیزده ساله است که با مادرش زندگی میکند. او با حالات خاصی از یخ زدگی در وجود خود، متوجه میشود که دختر زمستان، نیمه انسان و از پریان است. پدرش نیز مرد یخی است که هنوز او را به رسمیت نپذیرفته است و پیدایش نیست. دوست و همکلاسی بوف «البریک» که او نیز نیمه انسان است و قدرت جادویی دارد، فرزند پاییز است و حالا مدتی است که از او بی خبرند و گم شده است. بوف هر طور شده باید البریک را پیدا کند. پیدا شدن البریک و پدرش برای نجات فصلها و برگرداندن نظم به طبیعت حیاتی است.







