سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: داستایفسکی

بدینسان با بوسه‌ای خواهم مرد ده خودکشی باشکوه در ادبیات

بدینسان با بوسه‌ ای جان می‌سپارم؛ چند خودکشی باشکوه در داستان ها

از میان تمام مرگ‌های موجود در داستان ها، خودکشی‌ها اغلب برای ما تاسف‌آورترند؛ چه حاوی مونولوگ درونی دقیقی باشند یا راز وحشتناکی پیرامون انگیزه‌ی شخصیت وجود داشته باشد. البته، ما قطعا خودکشی را در دنیای واقعی تایید نمی‌کنیم اما در داستان، خودکشی می‌تواند زیبا، عجیب و تحمل‌ناپذیر باشد؛ همه‌ی آن چیزهایی که ما در ادبیات دوست می‌داریم.

تمساح

تمساح

تمساح     کارمندی عادی به نام ایوان ماتویچ به زودی قصد سفر به اروپا دارد و فعلاً

شب‌های روشن

چهار شب یک رویابین

نسخه جیبی کتاب کوچک «شب‌های روشن» نشر ماهی مدت‌ها پرفروش‌ترین کتاب بسیاری از کتابفروشی‌های تهران و شهرستان‌ها بود. فیلمی که فرزاد موتمن از روی آن ساخت هم در زمان خودش بسیار مورد توجه قرار گرفت. چرا «شب‌های روشن» که جزو کارهای فرعی داستایوفسکی و از معدود آثار او پیش از تبعیدش به سیبری است، این همه مورد توجه مخاطب ایرانی قرار گرفت؟ به بهانه -و نه در جواب- این سوال پرونده‌ای درباره «شب‌های روشن» تدارک دیده‌ایم، اما در گرم‌ترین روزهای سال!

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

«شب‌های روشن» در سینمای ما موقعیت ویژه‌ای دارد. فیلمی که اکرانی بسیار محدود در تهران تجربه کرد، در جشنواره فیلم فجر چندان مورد توجه قرار نگرفت و فروش پایینی داشت (در همین کتاب فرزاد موتمن کارگردان فیلم نقل می‌کند که بعد از خواندن فیلمنامه حسابی هیجان‌زده شده و به نویسنده فیلمنامه سعید عقیقی گفته است به‌به فیلمی خوب برای صندلی‌های خالی!) اما علاقمندان پروپاقرصی پیدا کرد. می‌توان آن را کالت خواند. و نقد و بررسی و ابراز عشق (یا حتی بعدها نفرت) به چنین فیلمی از دایره مطبوعات سینمایی زمان اکران فیلم فراتر می‌رود.

طرح جلد کتاب شبهای روشن اثر fydor dostoyovesky

شب‌های روشن؛ عشق، تنهایی و توهم

مرد خیال‌پرداز در تمام زندگی‌اش با کسی آن‌قدر آشنا و صمیم نبوده که بتواند فوراً همسری انتخاب کند. ناگهان به یاد می‌‌آورد ملاقاتی که با ناستنکا داشته، نه رسیدن به خوشبختی، که شکل دیگری از خیال‌پردازی بوده است. ناستنکا از معاشرت با رویاپرداز استفاده می‌کرد تا زمان بگذرد و بتواند معشوقش را ببیند و برای رویاپرداز این معاشرت همه‌ی چیزی بود که می‌توانست داشته باشد. ناستنکا واقعی بود اما تصوری که رویاپرداز از آن رابطه داشت، باز هم خیالی و غیرواقعی بود.

بدینسان با بوسه‌ای خواهم مرد ده خودکشی باشکوه در ادبیات

بدینسان با بوسه‌ ای جان می‌سپارم؛ چند خودکشی باشکوه در داستان ها

از میان تمام مرگ‌های موجود در داستان ها، خودکشی‌ها اغلب برای ما تاسف‌آورترند؛ چه حاوی مونولوگ درونی دقیقی باشند یا راز وحشتناکی پیرامون انگیزه‌ی شخصیت وجود داشته باشد. البته، ما قطعا خودکشی را در دنیای واقعی تایید نمی‌کنیم اما در داستان، خودکشی می‌تواند زیبا، عجیب و تحمل‌ناپذیر باشد؛ همه‌ی آن چیزهایی که ما در ادبیات دوست می‌داریم.

تمساح

تمساح

تمساح     کارمندی عادی به نام ایوان ماتویچ به زودی قصد سفر به اروپا دارد و فعلاً

شب‌های روشن

چهار شب یک رویابین

نسخه جیبی کتاب کوچک «شب‌های روشن» نشر ماهی مدت‌ها پرفروش‌ترین کتاب بسیاری از کتابفروشی‌های تهران و شهرستان‌ها بود. فیلمی که فرزاد موتمن از روی آن ساخت هم در زمان خودش بسیار مورد توجه قرار گرفت. چرا «شب‌های روشن» که جزو کارهای فرعی داستایوفسکی و از معدود آثار او پیش از تبعیدش به سیبری است، این همه مورد توجه مخاطب ایرانی قرار گرفت؟ به بهانه -و نه در جواب- این سوال پرونده‌ای درباره «شب‌های روشن» تدارک دیده‌ایم، اما در گرم‌ترین روزهای سال!

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

«شب‌های روشن» در سینمای ما موقعیت ویژه‌ای دارد. فیلمی که اکرانی بسیار محدود در تهران تجربه کرد، در جشنواره فیلم فجر چندان مورد توجه قرار نگرفت و فروش پایینی داشت (در همین کتاب فرزاد موتمن کارگردان فیلم نقل می‌کند که بعد از خواندن فیلمنامه حسابی هیجان‌زده شده و به نویسنده فیلمنامه سعید عقیقی گفته است به‌به فیلمی خوب برای صندلی‌های خالی!) اما علاقمندان پروپاقرصی پیدا کرد. می‌توان آن را کالت خواند. و نقد و بررسی و ابراز عشق (یا حتی بعدها نفرت) به چنین فیلمی از دایره مطبوعات سینمایی زمان اکران فیلم فراتر می‌رود.

طرح جلد کتاب شبهای روشن اثر fydor dostoyovesky

شب‌های روشن؛ عشق، تنهایی و توهم

مرد خیال‌پرداز در تمام زندگی‌اش با کسی آن‌قدر آشنا و صمیم نبوده که بتواند فوراً همسری انتخاب کند. ناگهان به یاد می‌‌آورد ملاقاتی که با ناستنکا داشته، نه رسیدن به خوشبختی، که شکل دیگری از خیال‌پردازی بوده است. ناستنکا از معاشرت با رویاپرداز استفاده می‌کرد تا زمان بگذرد و بتواند معشوقش را ببیند و برای رویاپرداز این معاشرت همه‌ی چیزی بود که می‌توانست داشته باشد. ناستنکا واقعی بود اما تصوری که رویاپرداز از آن رابطه داشت، باز هم خیالی و غیرواقعی بود.