vinesh وینش
vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

سفر دیدار

نویسنده: محمدرضا توکلی

ناشر: اختران

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۳۹۵

تعداد صفحات: ۲۲۳

شابک: ۹۷۸۹۶۴۲۰۷۰۷۴۹

  این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند

سفر دیدار

تهیه این کتاب


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

سفر دیدار

 

 

محمدرضا توکلی صابری در آستانه‌ی هزارمین زادروز ناصرخسرو در سال ۱۳۷۹ تصمیم گرفت که مسیر سفرنامه‌ی او را بعد از هزار سال دوباره تکرار کند. او تصمیم گرفت که سفرش را از آرامگاه پیر یمگان در بدخشان افغانستان آغاز کند.

ولی به دلیل ناآرامی‌های افغانستان و سپس حمله‌ی آمریکا به این کشور، موفق به اجرای پروژه در بخش مربوط به افغانستان نشد. او سفرش را از منتهی‌الیه شمال شرقی ایران و سرخس آغاز کرد و تمام مسیرهایی را که ناصرخسرو در آن روزگار طی کرده بود تکرار کرد و از شام گذشت و به مکه رسید. حاصل آن سفر کتاب سفر برگذشتنی بود. اما زیارت مزار ناصرخسرو برای کسی که مسیر سفر او را تکرار کرده آرزو شده بود.

تا این که در سال ۱۳۹۲ توکلی صابری از مرز تاجیکستان به افغانستان رفت و با سختی بسیار خودش را به بدخشان و آرامگاه ناصرخسروی قبادیانی رساند. او تجربه‌ی این سفر را در کتابی به نام سفر دیدار- سفر به کوهستان‌های بدخشان و دیدار از مزار ناصرخسرو قبادیانی منتشر کرد.


توکلی صابری برای رسیدن به بدخشان از مسیری رفت که ایرانیان کمتری رفته‌اند و این ارزش سفرنامه‌ی او را بسیار بالا می‌برد. او از بخش‌هایی از افغانستان عبور کرده که صعب‌العبورترند و جامعه‌ی بسته‌تری دارند. فرهنگ مردمان آن خطه از افغانستان در توصیف‌های کتاب به خوبی نمود دارند.

 

محمدرضا توکلی صابری
محمدرضا توکلی صابری

 


درباره نویسنده


محمدرضا توکلی صابری، فارغ‌التحصیل دانشکده‌ی داروسازی دانشگاه تهران است و از دانشگاه دومونفورت در انگلستان درجه دکتری در شیمی پزشکی و از دانشگاه اکس‌تر فوق‌دکتری را اخذ کرده است. علاقه‌ی شخصی او به ناصرخسرو باعث شد تا جا پای ناصرخسرو بگذارد و در سن بازنشستگی سفری طولانی را تجربه کند.

او به خاطر دو سفرنامه‌ی سفر برگذشتنی و سفر دیدار برنده‌ی جایزه‌ی جلال آل احمد نیز شده است.


بخشی از کتاب سفر دیدار


از کندوز تا تالقان، مرکز تخارستان، هفتاد کیلومتر است. چهل کیلومتر بعد از تالقان، در کتل زغال، جاده کوهستانی بود و راننده به سرعت می‌رفت و از چند سانتی‌متری ماشین‌های روبه‌رو رد می‌شد. گاهی کاملا از سمت چپ جاده می‌راند و وقتی ماشینی از روبه‌رو می‌آمد، برمی‌گشت سمت راست.

چند بار به او تذکر دادم ولی خندید. یک بار چنان از نزدیکی یکی از خودروهای روبه‌رو رد شد که یاعلی بلندی گفتم. گفت: «یا علی نگو، بگو یاالله.» گفتم: «گاهی یاالله و یامحمد هم می‌گویم.» گفت: «یا محمد هم نگو. این دو نفر فوت کرده‌اند، کاری نمی‌توانند بکنند. فقط الله است که می‌تواند کاری بکند.»

 

#افغانستان

نویسنده معرفی: پیمان حقیقت‌طلب

نوشته‌ها و کتاب‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *