vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

نوشتن در سایه‌ی هویتی دیگر

همیشه این وسوسه وجود دارد که آدمی برای خود هویت جدیدی بسازد و متناسب با آن جور دیگری زندگی و رفتار کند. تصور اینکه در دنیای امروز تحقق چنین آرزویی ممکن باشد، آنقدرها راحت به نظر نمی‌رسد اما در دنیای ادبیات این وسوسه به سراغ نویسنده‌های زیادی آمده و در موارد بسیاری نتایج موفقیت‌آمیزی هم در پی داشته. نویسنده‌هایی که یک روز تصمیم گرفتند با برگزیدن نامی مستعار، هویت ادبی جدیدی برای خودشان دست و پا کنند و مطابق آن دنیای ادبی دلخواه خود را بسازند.

 

 

این مقاله را ۳ نفر پسندیده اند

 


سگ تو فوتبال
آگهی

نوشتن در سایه‌ی هویتی دیگر

نگاهی به نام‌های مستعار نویسندگان

 

آیا تا به حال این وسوسه به سراغتان آمده که برای خودتان هویت و نام جدیدی دست و پا کنید و بعد بخواهید متناسب با هویت جدیدتان جور دیگری زندگی کنید؟ درست مثل یک مامور مخفی زبده که ساکن یک محله‌ی تازه می‌شود. تصور اینکه در دنیای امروز تحقق چنین آرزویی ممکن باشد، چندان راحت به نظر نمی‌رسد اما در دنیای ادبیات این وسوسه به سراغ نویسنده‌های زیادی آمده و اتفاقا در موارد بسیاری نتایج موفقیت‌آمیزی در پی داشته. نویسنده‌هایی که یک روز تصمیم گرفتند هویت ادبی متفاوت و جدیدی برای خودشان دست و پا کنند و مطابق آن دنیای ادبی دلخواه خود را بسازند.

 

آنچه که در زبان فارسی با عنوان «نام مستعار ادبی» (که یک شباهت دوری به سنت تخلص‌گزینی شاعران دارد) می‌شناسیم، معادلی است برای کلماتی چون «pseudonym»، «nom de plume» و «pen name» که به صورت «نام ادبی»، «نام مستعار» و «نام قلمی» معنا شده‌اند و همگی بر این مفهوم دلالت دارند که نویسنده با نام یا نام‌هایی غیر از نام اصلی خود آثارش را منتشر کند.

اینکه چرا نویسنده‌ای باید به دنبال نام مستعار باشد، دلایل مختلفی دارد. اما روی‌هم‌رفته استفاده از نام مستعار پاسخی است به تلاش و تمایل شخصی نویسنده برای دیده‌شدن در عین نامرئی بودن؛ یک جور نقاب و پوششی که به نویسنده این امکان را می‌دهد هم هویت و حریم شخصی خود را مخفی کند و هم در جهت شهرت و خواندنی‌تر شدن آثارش قدم بردارد.

در جستجوی معروف‌ترین نویسنده‌هایی که با نام مستعار نوشته‌اند و چه بسا با آن نام به شهرت رسیده‌اند سری به سایت‌های انگلیسی‌زبان می‌زنم. استفاده از نام مستعار سابقه‌ای طولانی دارد. از دوران کلاسیک تا امروز نویسندگانی بوده‌اند که به دلایل مختلف به‌طور ناشناس از نام مستعار استفاده کرده‌اند. در دوران کلاسیک بیشتر به این دلیل که فردگرایی چندان مطرح نبوده، نویسندگان زیادی آثارشان را بدون نام یا در نهایت به نام «یک بانو» یا «یک روحانی» منتشر می‌کردند. در قرن هجدهم همراه با رشد فردگرایی و معنا یافتن مفهوم «حق تکثیر» عده‌ی کمی از نویسنده‌ها مثل شکسپیر توانستند با درج نام خود روی آثارشان از این طریق گذران زندگی کنند.

اما دوران اوج استفاده از نام مستعار قرن نوزدهم بوده، آنچنان که این کار تبدیل به عرف ادبی شده و بسیاری از نویسندگان آن دوران تمایل داشتند هویت خود را پنهان کنند. در توصیف شیوع و گستردگی آن گفته می‌شود که فضای ادبیات در قرن نوزدهم درست شبیه یک «مهمانی بالماسکه» بوده. توصیف کامل و جذابی به نظر می‌رسد!

دلایل مختلفی هم برای این کار وجود داشته، که شاید مهم‌ترینشان در این دوران، ورود هر چه بیشتر نویسندگان زن به دنیای ادبیات بوده. «خواهران برونته» بهترین و شناخته‌شده‌ترین نمونه‌اند. آن، امیلی و شارلوت برونته که در آن زمان تحت نام برادران بل (کورر، الیس و اکتون بل) می‌نوشتند به دلیل محدودیت‌های جنسیتی و پیش‌داوری‌هایی که درباره‌ی زنان نویسنده وجود داشت تصمیم گرفتند هویت اصلی خود را پنهان کنند. خود شارلوت برونته در جایی به صراحت این موضوع را مطرح کرده: 

«این تصور مبهم وجود داشت که ممکن است نسبت به نویسندگان زن با دیدی مغرضانه و پیش‌داورانه برخورد شود».

 

خواهران برونته
خواهران برونته

 

پیش‌داوری‌ها درباره‌ی جنسیت نویسنده (چه زن و چه مرد) در دوره‌های بعد تا امروز هم بر شهرت آثار و نام‌ها تاثیر گذاشته؛ مثلا جورج الیوت با نام اصلی‌ مری آن ایوانز، هدفش این بوده که خوانندگان نوشته‌هایش را جدی بگیرند، یا جوآن رولینگ که بنا به درخواست ناشرش مجموعه‌ی هری پاتر را با نام مردانه‌ی جی. کی. رولینگ منتشر کرد، و در مقابل نویسنده‌ای به نام ایان بلر که در جستجوی اقبال عمومی به داستان‌های عاشقانه‌اش، نام زنانه‌ی اما بلر را برگزید.

بااین‌حال، احتمال اینکه زنی با نام مستعار مردانه بنویسد، بیشتر از مردی است که از نام مستعار زنانه استفاده کند. به این دلیل ساده: مردان چندان مایل نیستند نوشته‌های زنان را بخوانند. 

اما دلایل نویسندگان برای استتار در زیر نقاب نام مستعار، فراتر و متنوع‌تر از جنسیت و این‌ حرف‌ها است و هرکدام داستان‌ها و ماجراهای جالب خود را دارند. یکی از موضوعات جالب پیرامون استفاده از نام مستعار، استفاده از چند نام است. مثلا گفته می‌شود فرناندو پسوآ نزدیک به هفتاد نام مستعار داشته. دلیل و داستان پشتش را نمی‌دانم اما احتمالا گستردگی و حجم بالای آثاری که منتشر می‌کرده تاثیرگذار بوده، اما این باعث نمی‌شود فکر نکنیم که کارش یک جور دیوانگی بوده. هفتادتا!

یا سی. اس. لوئیس قبل از نوشتن مجموعه‌ی «سرگذشت نارنیا» با نام مستعار کلایو همیلتون شعر می‌سرود. بعدها با نام ان. دابلیو. کلرک در رثای مرگ همسر محبوبش شعری سرود.

 

سی. اس. لوئیس و همسرش
سی. اس. لوئیس و همسرش

 

لوئیزا می آلکات هم از نام‌های مستعار «فلورا فیرفیلد» و «ای. ام. بارنارد» استفاده می‌کرد، چون خانواده‌‌اش داستان‌های او درباره‌ی آشوب، عشق و مرگ را تایید نمی‌کردند.

محدودیت‌های خانوادگی برای اریک بلر که ما او را با نام جورج اورول می‌شناسیم هم باعث دردسر بوده، چون خانواده‌ی اریک بلر نوشته‌هایش را در شأن خانواده‌ نمی‌دیدند.

نویسنده‌هایی هم بوده‌اند که از نام مستعار برای جذب مخاطب و تاثیرگذاری بیشتر استفاده کرده‌اند. مثلا مارک تواین نام مستعاری بود برای ساموئل لنگهورن کلمنز، تا زیر نقاب آن بتواند داستان‌های هیجان‌انگیزش را تاثیرگذارتر کند. «مارک تواین» اصطلاحی بود در کشتیرانی که ناخداهای کشتی از آن استفاده می‌کردند. 

برخی هم برای تغییر ژانر و حال‌وهوای حاکم بر آثارشان به سراغ نام مستعار رفتند. گفته می‌شود جی کی رولینگ برای داستان‌های بزرگسالانه‌اش نام «رابرت گیلبرت» را انتخاب کرد تا بین آثارش یک تمایزی ایجاد کند. هرچند که این یکی نام چندان نتوانست به تنهایی برای این نوشته‌ها شهرت درخوری به وجود بیاورد و بعدها با برملاشدن نام اصلی نویسنده این آثار بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.  

جان بنویل هم برای داستان‌های جنایی‌اش از نام مستعار «بنجامین بلک» استفاده می‌کرد. بنویل که به نویسنده‌ای آرمانگرا و سخت‌گیر معروف است، سعی داشت برای ورود به ژانر و نثر جدید هویت تازه‌ای برای خودش دست و پا کند. جایی خواندم که بنویل در این باره گفته بود:

 «به عنوان بلک مصمم بودم تا آنجا که ممکن است با سبکی ساده بنویسم. بنویل هرازگاهی سعی می‌کند او را وادار کند آرام‌تر پیش برود و از جملات لذت ببرد، و این چیزی بود که باید از آن مراقبت می‌کرد. من همیشه این را می‌گویم که آنچه از بلک می‌بینید نتیجه خودانگیختگی است، در حالی‌که در کارهای بنویل حاصل تمرکزی مفرط را شاهد هستید.»

مورد دیگر آگاتا کریستی است که برای تمایز با آثار جنایی و معمایی‌ای که به استادی در آن‌ها شهره بود، نام «مری وست‌ماکات» را برای داستان‌های عاشقانه‌اش برگزید.

 

آگاتا کریستی
آگاتا کریستی

 

در ادبیات ایران هم نویسندگانی از نام مستعار استفاده کرده‌اند و می‌کنند اما همانطور که فضای حاکم بر ادبیات ایران کاملا متفاوت است، انگیزه‌های نویسندگان برای استفاده از نام مستعار هم متفاوت است. برای نویسندگان ایرانی، اسم مستعار، نوعی پوشش برای استتار در مقابل قضاوت‌ها و آسیب‌های احتمالی بوده تا دغدغه‌های شهرت. اما به‌هرحال نویسندگان ایرانی هم مانند دیگر همتایانشان در سرتاسر جهان دلایل شخصی و متفاوتی داشته‌اند و دارند. 

از مهمترین نویسندگانی که زیر پوشش نام مستعار نوشته‌اند می‌توان به علی‌اکبر دهخدا نویسنده و روزنامه‌نگار دوران مشروطه اشاره کرد. او در روزنامه‌ی صور اسرافیل ستون جنجالی طنزی داشت با عنوان «چرند و پرند» که در آن موضوعات سیاسی و اجتماعی روز را به چالش می‌کشید و اغلب به بالادستی‌ها نیش و کنایه می‌زد. دهخدا نام‌های مستعار زیادی داشت و مطالبش را ذیل آن‌ها منتشر می‌کرد. از معروف‌ترین‌هایش «دخو»، «خرمگس»، «اویارقلی»، «خادم‌الفقرا» و «دمدمی» هستند؛ نام‌هایی که هم متناسب با محتوای طنز آثارش بودند و هم توجه خوانندگان بیشتری را جلب می‌کردند.

صادق هدایت نیز با نام مستعار «هادی صداقت» می‌نوشت و کتاب توپ مرواری او با همین نام منتشر شده. امامقلی تهی‌پا، حسنعلی کیوان‌پژوه، علینقی پژوهش‌پور و محمدرحیم گردان سپهر از دیگر نام‌هایی بودند که هدایت مقالاتش را در روزنامه‌ها با آن‌ها منتشر می‌کرد.

«گوهرمراد» را هم احتمالا مستحضرید که نام مستعار غلامحسین ساعدی بود که نخستین آثارش را در طول سال سال‌های 34 تا 40 با این نام منتشر می‌کرد.

نویسندگان بیشتری را هم می‌توان به این فهرست اضافه کرد که دست کم یک بار در مدیوم‌ها و ژانرهای مختلف با نام مستعار قلم زده‌اند. 

 

علی اکبر دهخدا
علی اکبر دهخدا

 

چه در ایران و چه در آن سوی مرزها، دیگر پنهان ماندن در پشت نقاب نام مستعار چندان کار راحتی نیست، مگر اینکه نویسنده‌ای بخواهد بعد از مدتی هویت خود را آشکار کند. نویسنده‌ی امروزی ناچار است با خوانندگانش ارتباط نزدیک‌تری داشته باشد و احتمالا در برنامه‌ها و رویدادهای مختلف شرکت کند. پنهان شدن در دنیای امروز حقیقتا کار دشواری است. 

بااین‌وجود همچنان نویسندگان زیادی در سرتاسر جهان علاقمندند هویت و نام جدیدی را امتحان کنند؛ چه روزی این نام تازه برملا بشود یا نشود، یا پیش‌تر با نام اصلی‌شان شناخته شده باشند یا نباشند. هرکس هم دلایل خاص خودش را دارد: شاید برای دور ماندن از خطرات احتمالی به ویژه در جامعه‌‌ای که مردم و دولت رواداری چندانی ندارند، یا برای جلب خوانندگان بیشتر زیر سایه‌ی یک نام کاریزماتیک و تاثیرگذار، یا پوششی برای نوشتن مطالبی که موجب شرمساری‌اند و نیاز به احتیاط بیشتری دارند، مثل نوشتن آثار اروتیک یا اظهارنظرهای سیاسی جنجال‌برانگیز.

شاید نویسنده‌ای بخواهد برای امتحان کردن سبک و ژانر ادبی جدیدی از هویت و نام تازه‌ای استفاده کند، یا بعد از شکست آثار قبلی به دنبال شروعی تازه است، یا آنقدر حجم آثار نویسنده زیاد است که باید با نام‌های مختلف مطالبش را منتشر کند، و بسیاری از دلایل جالبی که هر کسی برای مخفی ماندن هویتش می‌تواند داشته باشد.

شما چطور؟ آیا تابه‌حال به داشتن نام مستعار فکر کرده‌اید؟ دلیل و داستان جالب شما چیست؟

پیش از اینکه راجع به این موضوع فکر کنید، می‌توانید نگاهی به مقالاتی بیاندازید که پیش‌تر درباره‌ی کتاب‌ها و نویسنده‌ها و نام‌های مستعارشان در سایت وینش منتشر شده. شاید ایده‌‌های جالب‌تری درباره‌ی انتخاب نام مستعار به ذهنتان خطور کرد.  

 

همانطور که پیش‌تر گفته شد، زنان از آن گروه نویسندگانی هستند که به خاطر پیش‌داوری‌های اجتماعی، نسبت به استفاده از نام مستعار رغبت و تمایل بیشتری نشان داده‌اند. عده‌ای معتقدند که سال‌ها پس از مرگ این نویسندگان و تغییر شرایط جامعه، پنهان‌کاری بس است و وقت آن رسیده که آثار این زنان با نام اصلی خودشان منتشر شود. در مقابل برخی معتقدند باید به انتخاب نویسندگان برای استفاده از نام تازه احترام گذاشت و آثارشان را همان‌طور که می‌خواستند منتشر کرد. 

مقاله‌ی زیر با ترجمه‌ی کاجیک صافاریان به این موضوع می‌پردازد. 

نام مستعار نام این زن

نام این زن را به کتابش برگردانید!

در ادامه‌ی مقاله‌ی بالا، نگاهی بیاندازید به رمان خواندنی «جین ایر» که شارلوت برونته در سال 1847 با نام مستعار و مردانه‌ی «کورر بل» منتشر کرد. 

جین ایر

جین ایر

یکی از دلایل مهمی که نویسنده‌ای بخواهد از نام مستعار استفاده کند، نوشتن در ژانر و سبک متفاوتی است. به ویژه اگر این نویسنده در ژانر اصلی خود به شهرت قابل توجهی هم رسیده باشد. مقاله‌ی زیر از نویسندگان بزرگی نام می‌برد که کتاب کودک نوشته‌اند و در زمان انتشار برخی از آن‌ها از نام مستعار استفاده کرده یا اصلا نام خود را روی کتاب درج نکرده‌اند.

هاکسلی

وقتی نویسنده‌های مهم، کتاب کودک می‌نویسند

رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسف از آن گروه نویسندگان پرکاری بود که آثار زیادی با نام‌های مختلف نوشت و حتی با دو نام، اول بار با نام «رومن گاری» و دومین بار  با نام«امیل آژار»، توانست برنده‌ی جایزه‌ی گنکور شود؛ جایزه‌ای که تنها یک بار باید به یک نویسنده اهدا می‌شده است.  پرونده‌ی زیر که به کوشش نجمه خادم آماده شده، نگاهی کرده به همه‌ی زندگی‌های رومن گاری.

رومن گاری موبایل

همه‌ی زندگی‌های رومن گاری

در ادامه‌ی مطلب بالا، نگاهی بیاندازید به نقد فروغ رمضانی بر کتاب «زندگی در پیش رو»ی رومن گاری که در سال 1975 با نام مستعار امیل آژار به چاپ رسید.

عشق، مرگ و تنهایی: زندگی در پیش رو

عشق، مرگ، تنهایی: زندگی در پیش رو

سی. اس. لوئیس هم از جمله نویسندگانی بود که نام مستعار را امتحان کردند. مرگ همسر یکی از مهم‌ترین حوادث زندگی لوئیس بود که درباره‌ی آن هم شعری با نام مستعار «ان. دابلیو. کلرک» نوشت و هم کتابی خاطراتی در این‌باره منتشر کرد که آن هم با نام مستعار دیگری به چاپ رسید. نگین بنی عامریان درباره‌ی این کتاب نوشته.

اندوه

روایت بن‌بست‌های کوچه اندوه

نوبت می‌رسد به ادبیات ایران.

طنزپردازی در ایران همواره کار خطیری بوده و نویسندگان طنز هم از طرفداران پروپاقرص استفاده از نام مستعار بوده‌اند. هم برای اینکه ماهیت نوشته‌هایشان این‌طور اقتضا می‌کرد هم اینکه برخی واقعا نیاز به استتار در پشت هویتی دیگر داشتند. گیتی صفرزاده مروری داشته بر کتاب «طنزپردازان و اسم‌های مستعارشان»

tanzpardaz

طنزپردازان و اسم‌های مستعارشان

ابوالفضل زرویی نصرآباد از جمله طنزنویسانی است که با نام‌های مستعار مختلف مثل «ملانصرالدین»، «چغندر میرزا»، «ننه قمر»، «کلثوم ننه»، «آمیز مَمتقی»، «میرزا یحیی»، و «عَبدُل» در نشریات متعدد می‌نوشت. نسیم عرب میری نگاهی داشته به کتاب «رفوزه‌ها»‌ی او.

رفوزه‌ها حرفای گریه‌دار نمی‌پسندین؟!

حرفای گریه‌دار نمی‌پسندین؟!

کمی دورتر و به بیش از دو قرن پیش برویم و نگاهی بیاندازیم به کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» نوشته‌ی جیمز موریه که با نام مستعار «سیاح ایرانی» به چاپ رسید. ترجمه‌ی این کتاب که میرزا حبیب اصفهانی آن را به فارسی برگردانده، از آثار شاخص زبان فارسی است و جایگاه ویژه‌ای در ادبیات طنز دارد. نسیم عرب میری درباره‌ی این کتاب نوشته. 

سرگذشت حاجی‌بابای اصفهانی

آداب و خلقیات ایرانیان به قلم یک سیاح ایرانی!

در این پرونده یاد نیکی از علی‌اکبر دهخدا شد؛ از پیشگامان و روزنامه‌نگاران طنزنویس ایرانی که در روزنامه‌ی صوراسرافیل با نام‌های مستعار زیادی نوشت و خدمت مهمی به طنز نوین ایران و زبان فارسی کرد. 

خوب است در انتهای این پرونده مطلب روبرت صافاریان را درباره‌ی «نامه‌های سیاسی دهخدا» بخوانید و نگاهی کنید به تلاش و دغدغه‌ی نویسنده‌ای که با نام مستعار «دخو» می‌نوشت.

صوراسرافیل

مصائب درآوردن سه شماره صوراسرافیل در تبعید

 

 

#نام مستعار

 

 

 

سگ تو فوتبال
آگهی

کتاب های بکار رفته در این مقاله

طنزپردازان و اسم های مستعارشان

نویسنده: محمدرضا اصلانی

ناشر: مروارید

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۴۰۳

تعداد صفحات: ۱۳۰

شابک: ۹۷۸-۶۲۲۳۲۴۱۹۸۷

تهیه این کتاب

رفوزه ها

نویسنده: ابوالفضل زرویی نصرآباد

ناشر: نیستان هنر

نوبت چاپ: ۵

سال چاپ: ۱۴۰۳

تعداد صفحات: ۴۳۴

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۳۷۶۰۸۶

تهیه این کتاب

زندگی در پیش رو

نویسنده: رومن گاری

مترجم: ل‍ی‍ل‍ی‌ گ‍ل‍س‍ت‍ان‌

ناشر: ثالث

تعداد صفحات: ۲۳۱

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۹۵۰۸

تهیه این کتاب

سرگذشت حاجی بابای اصفهانی

نویسنده: جیمز موریه

مترجم: میرزا حبیب اصفهانی

ناشر: نگاه

نوبت چاپ: ۷

سال چاپ: ۱۴۰۲

تعداد صفحات: ۴۶۴

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۴۴۴۰

تهیه این کتاب

جین ایر

نویسنده: شارلوت برونته

مترجم: رضا رضایی

ناشر: نی

نوبت چاپ: ۱۱

سال چاپ: ۱۳۹۷

تعداد صفحات: ۶۶۴

شابک: ۹۷۸۹۶۴۱۸۵۱۵۴۷

تهیه این کتاب

ادراک یک اندوه

نویسنده: سی اس لوییس

مترجم: طاها صفری

ناشر: گلگشت

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۳۹۹

تعداد صفحات: ۹۶

تهیه این کتاب

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

یک دیدگاه در “نوشتن در سایه‌ی هویتی دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *