vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

همه‌ی زندگی‌های رومن گاری

رومن گاری در تمام عمرش مشغول روایت کردن بود؛ روایت مادر، جنگ، عشق، انسان و حتی خودِ خویش. او یک بار با نام خود نوشت و بار دیگر با نامی دیگر متولد شد. این پرونده با بررسی آثار مهم او، تلاشی است برای نزدیک شدن به جهان نویسنده‌ای که هرگز به یک زندگی، یک هویت یا یک روایت قانع نشد.

 

 

این مقاله را ۱۲ نفر پسندیده اند

 


همه‌ی زندگی‌های رومن گاری

 

هر طور نگاه کنیم روسیه و فرانسه حق بزرگی به گردن ادبیات دارند. بدون آنها چیزی که به اسم رمان مدرن می‌شناسیم شاید اصلا شکل نمی‌گرفت. برای همین واکاوی و نگریستن و خواندن و گفتن از نویسنده‌ای روس تبار اهل فرانسه مشغله‌ی پر لطفی است. در مورد کسی حرف می‌زنیم که زندگی‌اش هم مانند داستان‌هایش شگفت و افسانه‌ای بود. یک مهاجر، فرزند یک یهودی اهل روسیه، با مادری مجرد و رویای بزرگ ساختن یک هویت. در مورد رومن گاری حرف می‌زنیم یا رومن کاتسف یا شاتان بوگا، فوسکو سینیبالدی، و یا امیل آژار. او کدام یک از این اسم‌ها بود؟

هر چه که بود ما به رومن گاری 1914- 1980 نویسنده‌ی فرانسوی که دو بار جایزه‌ کنگور را از آن خود کرد، می‌شناسیمش. حتی گاری هم فامیلی بود که خودش انتخاب کرد. وقتی تازه داشت به نوجوانی می‌رسید ساعت‌ها به طور جدی توی اتاقش وقت می‌گذاشت تا اسمی مناسب و در خور انتخاب کند.

مردی با اسم‌ها و شغل‌های مختلف؛ خلبان، نویسنده، دیپلمات… که ظاهرا حسابی در این دنیا کیفش را برده، چون در آخرین یادداشتش در سال 1980اینطور نوشته: «واقعا خوش گذشت، متشکرم و خداحافظ.» بعد هم ماشه را چکانده. البته یک بند هم اضافه کرده که مرگش ربطی به مرگ خودخواسته‌ی جین سیبرگ ندارد. آخر جین همسر او بود. جین سیبرگ همان دخترک از نفس افتاده. بله می‌شود گفت رومن گاری نویسنده‌ای بود که در کنار غم‌هایش، شادی‌های بزرگی هم داشته است.

 

رومن گاری و همسرش جین سیبرگ
رومن گاری و همسرش جین سیبرگ

ردپای این زندگی را می‌توان در کتاب‌هایش هم یافت. آثاری که سرشار از نوعی سرسختی در برابر نومیدی‌اند. شخصیت‌های او مدام در حال شکست خوردن‌اند اما به شکلی غریب هچنان به زندگی، آزادی یا دست‌کم شأن انسانی چنگ می‌زنند. شاید به همین دلیل است که ورود به جهان گاری از یک در ممکن نیست.

هر کتابش یک ورود تازه است، یک سو پسری ایستاده که تمام عمر زیر بار عشق و آرزوهای بی‌حد مادری زندگی می‌کند (میعاد در سپیده دم). یک بار در قالب جوانی سرگشته که به دنیای مصرفی پشت کرده و در جست و جوی شکل دیگری از آزادی است (خداحافظ گری کوپر). یک در دیگر پسرکی است در حاشیه‌ی پاریس که با فقر و پیری و مرگ و البته مهربانی رو به رو می‌شود (زندگی در پیش رو) و در نهایت بر فراز آسمان جنگ‌زده‌ی اروپا، بادباک‌هایی به پرواز در می‌آیند که آخرین نشانه‌های امید را با خود حمل می‌کنند (بادبادک‌ها)…

البته می‌توان درهای بیشتری را گشود از اضطراب شاه سلیمان، پیرمرد سخاوتمند و وفادار به انسان حرف زد یا درگیری رومن گاری با مسئله‌ی هویت، خشونت و نژاد در سگ سفید.

در این پرونده در چهار ایستگاه از این جهان توقف کرده‌ایم. توقف کوتاهی که در آن رابطه‌ی پیچیده با مادرش، شفقت و انسان دوستی کم نظیرش، عصیان و سرگشتگی، طنز و در آخر دغدغه‌های همیشگی‌اش عشق، حافظه، مقاومت و امید را بازخوانی کرده‌ایم. این چهار کتاب همه‌ی رومن گاری نیستند. همان‌طور که هیچ یک از نام‌هایش او را به تنهایی معرفی نمی‌کنند. اما شاید بتواند تصویری از نویسنده‌ای به دست دهند که تمام عمر میان واقعیت و افسانه، میان هویت‌های مختلف و میان امید و ناامیدی در رفت و آمد بود. نویسنده‌ای که هر بار نامی تازه متولد می‌شد تا از انسان دفاع کند و اصلا مهم نبود که انسان تا چه اندازه قابل دفاع باشد.

او در آخرین مصاحبه‌اش با رادیو کانادا (که این مصاحبه در کتابی با عنوان معنای زندگی‌ام ثبت شده است) می‌گوید:

«فکر می‌کنم عشق به زنانگی مهم‌ترین کاری است که در زندگی‌ام انجام دادم و این را در همه‌ی کتاب‌هایم آورده‌ام، در هر آنچه که نوشته‌ام این عشق به زن را چه در وجه نفسانی و عاطفی‌اش، و چه در وجه فلسفی‌اش در ستایش و دفاع از فرد ضعیف نشان داده‌ام. اگر می‌گویم فرد ضعیف برای آن است که حقوق انسانی چیزی نیست مگر دفاع از فرد ضعیف. و اگر از من بپرسند که معنای زندگی‌ام چه بوده است، معنای زندگی‌ام سخن مسیح است که درباره‌ی جنس زن گفته و برای من سخن او همواره تجلی زنانگی بوده است.» (معنای زندگی‌ام، بخش چهارم)

 

میعاد در سپیده دم - زیستن در رویای یک مادر

زیستن در رویای یک مادر

رومن گاری 44 ساله، اکنون تمام رویاهای مادرش را محقق کرده است. او نویسنده بزرگی شده و جایزه معتبری برده است. قهرمان جنگ شده و سفیر فرهنگی فرانسه است در آمریکا. در لس آنجلس همجوار هنرپیشه ها زندگی می کند وزندگی‌اش غرق در نور و رسانه است. در چنین شرایطی «میعاد در سپیده دم» را می‌نویسد. در واقع این کتاب حول یک ادای دین بزرگ و سنگین نوشته شده است. سرگذشت مادری که آینده پرشکوه پسرش را پیشگویی کرده بود و اکنون پسر در اوج شکوه و افتخار با این رویای شگرف که به زندگی بدل شده مواجه می شود.

 

اگر دلت بلرزد، کارَت تمام است

اگر دلت بلرزد، کارَت تمام است

رومن گاری در خداحافظ گری کوپر بیش از آنکه بخواهد قصه‌ای خطی و کلاسیک تعریف کند، می‌کوشد حال و هوای نسلی سرخورده، آواره و بی‌قرار را ثبت کند؛ نسلی که دیگر نه به اسطوره‌های کهنه‌ی مردانگی دل بسته و نه به وعده‌های بزرگ ایدئولوژی‌ها اعتماد دارد.

 

عشق، مرگ و تنهایی: زندگی در پیش رو

عشق، مرگ و تنهایی: زندگی در پیش رو

زندگی در پیش رو یکی از مهم‌ترین آثار رومن گاری است که با نام مستعار «امیل آژار» آن را چاپ کرد و تا زمان مرگش این حقیقت را فاش نکرد. گاری با این کار توانست برای دومین بار جایزه کنگور را از آن خود کند؛ جایزه‌ای که فقط یک بار به هر نویسنده تعلق می‌گیرد. بعد از مرگش کتابی به نام « زندگی و مرگ امیل آژار» به قلم نویسنده چاپ و روانه بازار شد و پرده از راز امیل آژار برداشته شد. دنیای داستانی رومن گاری اعجاب‌انگیز است.

 

بادبادک ها - میراثِ بادبادک‌باز نرماندی

میراثِ بادبادک‌باز نرماندی

رومن گاری، این نویسندۀ حیله‌گر و چندچهره که ادبیات را به بازی‌ای جدی برای بقا بدل کرده بود، در آخرین رمانش، «بادبادک‌ها» (1980)، وصیت‌نامه ادبی و اخلاقی خود را به رشته تحریر درآورد. رمانی که در ظاهر داستان عشقی نوجوانانه در دل طوفان جنگ جهانی دوم است، اما در باطن، مانیفستی شاعرانه و نافذ درباره قدرت نجات‌بخش «تخیل»، «خاطره» و «جنون مقدس» در برابر شرارت و پوچی تاریخ است. گاری در این رمان، با چیرگی تمام، شقاوت هولناک قرن بیستم را نه با رئالیسم تلخ، بلکه با اسلحۀ طنز، لطافت و ایمان به «ناممکن» به چالش می‌کشد.

 

آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

2 دیدگاه در “همه‌ی زندگی‌های رومن گاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *