سایت معرفی و نقد کتاب وینش
سایت معرفی و نقد کتاب وینش

برچسب: هنر

سفره های رنگین نگارگری

سفره های رنگین نگارگری

نگارگری ایرانی سراسر رنگ است و نور ووقتی زیبایی سفره های طعام را به تصویر می کشد پرده هایی به غایت زیبا می آفریند. نمونه هایی از این تصاویر زیبا را با شما به اشتراک می گذاریم.

خبرنگار

به بهانه روز خبرنگار

روز خبرنگار در تقویم در این هفته نامگذاری شده است. و به این بهانه به سراغ یکی از دوستان کمی-پیشکسوت خبرنگاری می رویم (خانم ها هیچ وقت سنشان بالا نمی رود) و به درد دلش گوش می کنیم. روزنامه، مجله، سایت، خبر، رسانه… همه اینها چه نقشی در زندگی ما دارند و زندگی خبرنگاران را چگونه رقم می زنند.

آی با کلا

آی بی کلاه، آی با کلا

هوشنگ حسامی مترجم و روزنامه‌نگار در نشریه آرش نقدی نوشته است بر نمایش «آی بی کلاه، آی با کلاه» جعفر والی که در آن سال‌ها با بازی عزت الله انتظامی، علی نصیریان و پرویز فنی زاده روی صحنه رفته بود. نقدی که البته بنا به عرف رایج آن سال‌ها بیشتر درمورد نمایشنامه‌نویس است تا نمایش. در این نقد می‌خوانید: «(ساعدی) آرام و اندیشیده شده به عریان کردن آدم‌ها می‌پردازد، از این مترسک‌های معصوم چیزی باقی نمی‌گذارد، به ریش همه‌شان می‌خندد، خواب زدگی‌شان را به باد نفرین می‌گیرد و هشدار می‌دهد. درام به شکلی کمیک گونه به پیش می‌رود اما در بطن (تراژدی) گونه‌ای‌ست و تماشاگر غافل چه خنده‌های اندوهگنانه‌ای دارد!»

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

«شب‌های روشن» در سینمای ما موقعیت ویژه‌ای دارد. فیلمی که اکرانی بسیار محدود در تهران تجربه کرد، در جشنواره فیلم فجر چندان مورد توجه قرار نگرفت و فروش پایینی داشت (در همین کتاب فرزاد موتمن کارگردان فیلم نقل می‌کند که بعد از خواندن فیلمنامه حسابی هیجان‌زده شده و به نویسنده فیلمنامه سعید عقیقی گفته است به‌به فیلمی خوب برای صندلی‌های خالی!) اما علاقمندان پروپاقرصی پیدا کرد. می‌توان آن را کالت خواند. و نقد و بررسی و ابراز عشق (یا حتی بعدها نفرت) به چنین فیلمی از دایره مطبوعات سینمایی زمان اکران فیلم فراتر می‌رود.

خیانت

فقرا چگونه خیانت می‌كنند

رمان «قاشق‌هایمان را از فروشگاه وولورت خریدیم» مملو است از نقاش‌ها و مجسمه‌سازها و هنرمندها. اما این رمانی درباره‌ی هنر نیست، درباره‌ی زندگی معمولی و دشواری‌هایش است، درباره‌ی فقر، گرسنگی و خانه‌به‌دوشی. دومین رمان باربارا كامینز ارزش خواندن را دارد و حتی بیش از آن – خواندن‌اش لازم است –  به‌خصوص برای آن دسته از مخاطبان كه ده، صد، یا هزار كتابی كه «باید» خواند را خوانده‌اند، یا بایدی توی كارشان نیست و مثل سوفیا اهل تجربه كردن هستند.

سفره های رنگین نگارگری

سفره های رنگین نگارگری

نگارگری ایرانی سراسر رنگ است و نور ووقتی زیبایی سفره های طعام را به تصویر می کشد پرده هایی به غایت زیبا می آفریند. نمونه هایی از این تصاویر زیبا را با شما به اشتراک می گذاریم.

خبرنگار

به بهانه روز خبرنگار

روز خبرنگار در تقویم در این هفته نامگذاری شده است. و به این بهانه به سراغ یکی از دوستان کمی-پیشکسوت خبرنگاری می رویم (خانم ها هیچ وقت سنشان بالا نمی رود) و به درد دلش گوش می کنیم. روزنامه، مجله، سایت، خبر، رسانه… همه اینها چه نقشی در زندگی ما دارند و زندگی خبرنگاران را چگونه رقم می زنند.

آی با کلا

آی بی کلاه، آی با کلا

هوشنگ حسامی مترجم و روزنامه‌نگار در نشریه آرش نقدی نوشته است بر نمایش «آی بی کلاه، آی با کلاه» جعفر والی که در آن سال‌ها با بازی عزت الله انتظامی، علی نصیریان و پرویز فنی زاده روی صحنه رفته بود. نقدی که البته بنا به عرف رایج آن سال‌ها بیشتر درمورد نمایشنامه‌نویس است تا نمایش. در این نقد می‌خوانید: «(ساعدی) آرام و اندیشیده شده به عریان کردن آدم‌ها می‌پردازد، از این مترسک‌های معصوم چیزی باقی نمی‌گذارد، به ریش همه‌شان می‌خندد، خواب زدگی‌شان را به باد نفرین می‌گیرد و هشدار می‌دهد. درام به شکلی کمیک گونه به پیش می‌رود اما در بطن (تراژدی) گونه‌ای‌ست و تماشاگر غافل چه خنده‌های اندوهگنانه‌ای دارد!»

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

بازگشت مکرر به «شب‌های روشن»

«شب‌های روشن» در سینمای ما موقعیت ویژه‌ای دارد. فیلمی که اکرانی بسیار محدود در تهران تجربه کرد، در جشنواره فیلم فجر چندان مورد توجه قرار نگرفت و فروش پایینی داشت (در همین کتاب فرزاد موتمن کارگردان فیلم نقل می‌کند که بعد از خواندن فیلمنامه حسابی هیجان‌زده شده و به نویسنده فیلمنامه سعید عقیقی گفته است به‌به فیلمی خوب برای صندلی‌های خالی!) اما علاقمندان پروپاقرصی پیدا کرد. می‌توان آن را کالت خواند. و نقد و بررسی و ابراز عشق (یا حتی بعدها نفرت) به چنین فیلمی از دایره مطبوعات سینمایی زمان اکران فیلم فراتر می‌رود.

خیانت

فقرا چگونه خیانت می‌كنند

رمان «قاشق‌هایمان را از فروشگاه وولورت خریدیم» مملو است از نقاش‌ها و مجسمه‌سازها و هنرمندها. اما این رمانی درباره‌ی هنر نیست، درباره‌ی زندگی معمولی و دشواری‌هایش است، درباره‌ی فقر، گرسنگی و خانه‌به‌دوشی. دومین رمان باربارا كامینز ارزش خواندن را دارد و حتی بیش از آن – خواندن‌اش لازم است –  به‌خصوص برای آن دسته از مخاطبان كه ده، صد، یا هزار كتابی كه «باید» خواند را خوانده‌اند، یا بایدی توی كارشان نیست و مثل سوفیا اهل تجربه كردن هستند.