vinesh وینش auth پروفایل

vinesh وینش auth پروفایل

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

برچسب: بزرگ علوی

هیچ دانی ز چه در زندانم؟

هیچ دانی ز چه در زندانم؟

به طور دقیق نمی‌دانیم زندان چه زمانی اختراع شد اما همان‌طور که کم‌کم زندانی شدن به عنوان مجازات شناخته شد، ابعاد مختلف آن مثل نحوه اداره و نظارت بر زندان و حقوق زندانیان و تأثیر زندان هم پدیدار شد. و لاجرم ادبیات هم بخشی از این گفت‌وگو را به عهده گرفت.

ادامه»
کافه باز یا کتاب باز؟

کافه باز یا کتاب باز؟

کافه و کتاب انگار همیشه با هم پیوندی دارند. این پیوند هم در محتوای داستان‌ها و هم در جریان‌های ادبی و فضاهای فرهنگی نمایان است. در ایران هم سنت کافه‌نشینی که همراه با تحصیل‌کردگان از اروپا برگشته آمد، شکل جدیدی از فعالیت ادبی را شکل داد. در این پرونده نگاهی به همنشینی کافه و کتاب در شکل‌های مختلف داریم.

ادامه»
آیا خیال را می‌توان زندانی کرد؟

آیا خیال را می‌توان زندانی کرد؟

تصور ما این است که نویسندگی احتیاج به یک گوشه دنج و خلوت دارد. تصور نادرستی هم نیست. اما بعید است کسی فکر کند زندان همان گوشه دنج و خلوتی است که نویسنده دوست دارد به آن پناه ببرد. باوجود این نویسندگان زیادی از فرصت زندان برای نوشتن استفاده کرده‌اند. احتمالا برای اینکه ثابت کنند خیال را نمی‌شود زندانی کرد!

ادامه»

ربعه در برابر سبعه

چهار جوانی که در کافه رزنوآر و سایر کافه‌های لاله‌زار عصرهایشان را می‌گذراندند، تبدیل به یکی از مشهورترین کافه‌نشینی‌های تاریخ ادبیات شدند. آن‌ها به طعنه و شوخی خود را محفل ربعه می‌نامیدند که این اسم را در تقابل با ادبای سبعه (بدیع‌الزمان فروزانفر، نفیسی، علامه قزوینی، علی اصغر حکمت و…) روی خودشان گذاشته بودند. آن‌ها نوجو و فرنگ‌رفته بودند و می‌خواستند ادبیات جدیدی بیافرینند که با پسند نسل نوآمده خودشان تطبیق کند. در این سال‌ها از محفل ربعه بسیار گفته شده. آنقدر که شاید بد نباشد بعدها در وینش درباره ادبای سبعه هم بنویسیم.

ادامه»
ورق پاره های زندان

ورق پاره های زندان

ورق پاره های زندان     ورق پاره‌های زندان روایت‌هایی است که بزرگ علوی بر روی تکه کاغذ پاره‌هایی که اینجا و آنجا در زندان گیر می‌آورده نوشته است؛ کاغذ سیگار اشنو، باقیمانده جعبه شیرینی یا کاغذ قند. نوشتن جرم

ادامه»
چشمهایش

چشمهایش

 خلاصه داستان داستان درباره استاد نقاش و هنرمندی به نام ماکان است. او که هنرمندی روشنفکر و بسیار جدی است، نسبت به رجال رده‌بالا بی‌اهمیت است و زیر بار استبداد و جور سلطنت زمان رضاشاه نمی‌رود. این رویه باعث می‌شود

ادامه»
تجاوز

روایت مردانه از تجاوز

آیا در داستان‌های فارسی به روایت تجاوز و آزارجنسی زنان پرداخته شده است؟ چه نگاهی به این ماجرا و تصویر زنان وجود داشته است؟ می‌کوشیم با بررسی چند داستان فارسی معاصر نگاهی به روایت مردانه تجاوز در داستان‌های فارسی بیندازیم.

ادامه»
عشق در هفت داستان از ادبیات معاصر ایران

عشق در هفت داستان از ادبیات معاصر ایران

با مرور داش آکل، چشمهایش، سووشون، شب یک شب دو، آتش بدون دود، درخت گلابی و شرق بنفشه و نیز تجمیع مضامین مشترک این داستان‌ها با اندکی اغماض، به نظر می‌رسد تازه در دهه‌ی هفتاد است که با نگاهی نسبتاً تازه‌تر از عشق مواجه می‌شویم. عشقی که تا حدودی از سیطره‌ی مبارزه به معنای سیاسی‌اش بیرون آمده است و صورت جسمانی، فردی و شخصی به خود گرفته است. اما حتی این عشق جدید هم نگاهی خوشبین و کامیاب ندارد…

ادامه»
هیچ دانی ز چه در زندانم؟

هیچ دانی ز چه در زندانم؟

به طور دقیق نمی‌دانیم زندان چه زمانی اختراع شد اما همان‌طور که کم‌کم زندانی شدن به عنوان مجازات شناخته شد، ابعاد مختلف آن مثل نحوه اداره و نظارت بر زندان و حقوق زندانیان و تأثیر زندان هم پدیدار شد. و لاجرم ادبیات هم بخشی از این گفت‌وگو را به عهده گرفت.

ادامه»
کافه باز یا کتاب باز؟

کافه باز یا کتاب باز؟

کافه و کتاب انگار همیشه با هم پیوندی دارند. این پیوند هم در محتوای داستان‌ها و هم در جریان‌های ادبی و فضاهای فرهنگی نمایان است. در ایران هم سنت کافه‌نشینی که همراه با تحصیل‌کردگان از اروپا برگشته آمد، شکل جدیدی از فعالیت ادبی را شکل داد. در این پرونده نگاهی به همنشینی کافه و کتاب در شکل‌های مختلف داریم.

ادامه»
آیا خیال را می‌توان زندانی کرد؟

آیا خیال را می‌توان زندانی کرد؟

تصور ما این است که نویسندگی احتیاج به یک گوشه دنج و خلوت دارد. تصور نادرستی هم نیست. اما بعید است کسی فکر کند زندان همان گوشه دنج و خلوتی است که نویسنده دوست دارد به آن پناه ببرد. باوجود این نویسندگان زیادی از فرصت زندان برای نوشتن استفاده کرده‌اند. احتمالا برای اینکه ثابت کنند خیال را نمی‌شود زندانی کرد!

ادامه»

ربعه در برابر سبعه

چهار جوانی که در کافه رزنوآر و سایر کافه‌های لاله‌زار عصرهایشان را می‌گذراندند، تبدیل به یکی از مشهورترین کافه‌نشینی‌های تاریخ ادبیات شدند. آن‌ها به طعنه و شوخی خود را محفل ربعه می‌نامیدند که این اسم را در تقابل با ادبای سبعه (بدیع‌الزمان فروزانفر، نفیسی، علامه قزوینی، علی اصغر حکمت و…) روی خودشان گذاشته بودند. آن‌ها نوجو و فرنگ‌رفته بودند و می‌خواستند ادبیات جدیدی بیافرینند که با پسند نسل نوآمده خودشان تطبیق کند. در این سال‌ها از محفل ربعه بسیار گفته شده. آنقدر که شاید بد نباشد بعدها در وینش درباره ادبای سبعه هم بنویسیم.

ادامه»
ورق پاره های زندان

ورق پاره های زندان

ورق پاره های زندان     ورق پاره‌های زندان روایت‌هایی است که بزرگ علوی بر روی تکه کاغذ پاره‌هایی که اینجا و آنجا در زندان گیر می‌آورده نوشته است؛ کاغذ سیگار اشنو، باقیمانده جعبه شیرینی یا کاغذ قند. نوشتن جرم

ادامه»
چشمهایش

چشمهایش

 خلاصه داستان داستان درباره استاد نقاش و هنرمندی به نام ماکان است. او که هنرمندی روشنفکر و بسیار جدی است، نسبت به رجال رده‌بالا بی‌اهمیت است و زیر بار استبداد و جور سلطنت زمان رضاشاه نمی‌رود. این رویه باعث می‌شود

ادامه»
تجاوز

روایت مردانه از تجاوز

آیا در داستان‌های فارسی به روایت تجاوز و آزارجنسی زنان پرداخته شده است؟ چه نگاهی به این ماجرا و تصویر زنان وجود داشته است؟ می‌کوشیم با بررسی چند داستان فارسی معاصر نگاهی به روایت مردانه تجاوز در داستان‌های فارسی بیندازیم.

ادامه»
عشق در هفت داستان از ادبیات معاصر ایران

عشق در هفت داستان از ادبیات معاصر ایران

با مرور داش آکل، چشمهایش، سووشون، شب یک شب دو، آتش بدون دود، درخت گلابی و شرق بنفشه و نیز تجمیع مضامین مشترک این داستان‌ها با اندکی اغماض، به نظر می‌رسد تازه در دهه‌ی هفتاد است که با نگاهی نسبتاً تازه‌تر از عشق مواجه می‌شویم. عشقی که تا حدودی از سیطره‌ی مبارزه به معنای سیاسی‌اش بیرون آمده است و صورت جسمانی، فردی و شخصی به خود گرفته است. اما حتی این عشق جدید هم نگاهی خوشبین و کامیاب ندارد…

ادامه»