سایت معرفی و نقد کتاب وینش

شهری چون بهشت

نویسنده: سیمین دانشور

ناشر: خوارزمی

نوبت چاپ: ۸

سال چاپ: ۱۳۹۷


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید
شهری چون بهشت

اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

 

«نوروز» در متون مکتوب نویسندگان معاصر ما جایگاه ویژه ای دارد . عید و سال تحویل و سفره هفت سین، دید و بازدیدهای آن و … همیشه به شکل متحول کننده‌ای در داستان‌ها و فیلم‌هانشان داده شده‌اند. این تحویل سال، این آمدن سال جدید، این سفره‌ای که به افتخار بهار در هر خانه‌ای انداخته می‌شود، همیشه ماجراهایی را برای خود به همراه داشته است . چه زن و شوهرهایی که به خاطر عید با یکدیگر آَشتی می‌کرده‌اند، چه دیدارهایی که به خاطر سال نو، تازه می‌شد و چه تصمیم‌های مهمی که به خاطر یک آغاز دیگر گرفته می‌شد، چه بسیار بزرگسالان و کودکانی که در آرزوی لباس و کفش عید، ماهی عید، برنج و غذای عید، ماجراها پشت سر گذرانده‌اند . برای ما و داستان‌های ما، همیشه این عید، این شنبه‌ای که می‌آمد فقط جشن و استراحت و دید و بازدید نبود، همانند فلسفه نوروز بیشتر اوقات برای تغییر روحی و فکری بوده است، فرصتی برای تصمیم‌گیری، فرصتی برای بازسازی، برای دوباره نو شدن، بازنگری و پشت سر گذراندن سختی‌ها و مشکلات روزمره یا عمیق!

در این فرصت کوتاه به چند وجه از آثار نویسندگان معاصر می‌پردازیم که نوروز  را از منظرهای مختلف ماندگار کرده‌اند. عید نوروز، سال جدید و بهاری که قرار نبوده فقط پر از آرامش و آسایش باشد:

 

سیمین دانشور

 

 

شهری چون بهشت از سیمین دانشور

 

  اولین داستان نویس زن ایرانی معاصر،  مجموعه داستانی دارد با عنوان آتش خاموش که در سال 1327 منتشر شده است و در آن 11 داستان کوتاه را که پیش از آن نوشته، گردهم آورده است و اثری دارد به نام شب عیدی که بعدها انگار آنرا به شب عید ایرانی‌ها تغییر داد و در مجموعه شهری چون بهشت منتشر کرد. اما  خود دانشور داستان‌های این کتاب را سیاه مشق می‌داند و می‌گوید:«من می‌توانم آتش خاموش را بردارم و با کمی بازسازی آن را به اثری زیبا تبدیل کنم؛ اما این مجموعه جزو کارنامه‌ی هنری من است و من آن را در آغاز جوانی نوشتم و نخستین اثر همیشه نمی‌تواند بهترین اثر باشد. من می‌خواستم اولین زن داستان‌نویس باشم و شدم».

  در مجموعه  شهری چون بهشت ، به تفاوت فرهنگ می‌پردازد علی الخصوص در  داستان کوتاه عید ایرانی‌ها. این داستان درباره یک خانواده آمریکایی ساکن ایران است که عاشق حاجی فیروز شده‌اند و می‌خواهند کاری برای او بکنند. در یکی از پایان نامه‌های دانشگاهی درباره این داستان آمده است:«این داستان با نگرشي جامعه شناختی به تبيين و معرفی سيمای افسرده زنان ايرانی و ساير قشرهای درمانده و ضعيف در دوره‌ای خاص از تاريخ گذشته ما می‌پردازد. او تحجرگرايی و خرافه پرستی سنتی را عامل عقب ماندگی مردم می‌داند كه با نفوذ و دخالت استعمارگران غربی، به خصوص آمريكا، قوت بيشتری می‌يابد. توجه به فرهنگ و تمدن باستاني ايران و اعتقادات اصيل دينی و تكيه بر توانمندی‌های ملی در رويارويی با استعمار و رفع تبعيض، عامل موثر و تعيين كننده‌ای است كه دانشور در مجموعه داستانی شهری چون بهشت، به خصوص در داستان عيد ايرانی‌ها، به آن توجه دارد. لحن بيان و سبك نويسندگی و صحنه پردازی داستانی نويسنده، نمادين است و با القاي معاني و مفاهيم داستان، همخوانی و همسويی دارد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *