یک فیلسوف چگونه برای نوهاش نامههای طنزآمیز مینویسد؟
کتاب «چگونه با ماهی قزلآلا سفر کنیم؟» نوشته اومبرتو اکو، فیلسوف و نشانهشناس مشهور ایتالیایی، مجموعهای است از جستارها و طنزهای او درباره زندگی مدرن، فناوریهای روز و مسائل اجتماعی. این کتاب عمدتاً با زبان طنز و نگاه انتقادی، پدیدههایی مانند اینترنت، تلویزیون، تلفن همراه و ارتباطات مدرن را برای مخاطب تصویر میکند و در قالب نامههایی خطاب به نوهاش نوشته شده است.
امبرتو اکو رماننویس، نشانهشناس و فیلسوف ایتالیایی بود که طنز، هزل و شوخچشمی روشنفکرانه تقریباً در تمام سطوح کارش حضور دارد؛ از رمانهای به ظاهر جدی تا جستارهای روزنامهنگارانهاش.
طنز اکو؛ از «نام گل سرخ» تا جستارهای او جاری است. در رمان «نام گل سرخ» نیز ریشه ماجرا بحث درباره خنده، مشروعیت طنز و ترس یک راهب از خنده است؛ اکو بارها گفته بود که خنده را نیرویی میداند که حقیقتهای به ظاهر مطلق را وارونه میکند و اقتدار را میشکند. در روایتهای معمایی و تاریخی او، شوخی، پارودی و بازی intertextual با متون مقدس، فلسفی و ادبی، ابزار او برای افشای توهم قطعیت در تفسیر متون و تاریخ است.
نگاه اکو به فرهنگ عامه و روشنفکری
اکو معتقد بود نشانهشناسی و تفکر انتقادی نباید محدود به متون «جدی» باشد و به همین دلیل کمیک استریپها، فیلمهای هالیوودی، ترانههای پاپ و تلویزیون را نیز جدی تحلیل میکرد و ارزش زیباییشناختی و نظری برای آنها قائل بود.او روشنفکری «آخرالزمانی» که فرهنگ عامه را فقط سقوط و ابتذال میدید نقد میکرد و میگفت باید همزمان با حفظ نگاه انتقادی، این محصولات را به مثابه اسناد مهم زندگی معاصر فهمید.
اکو در جستارهای این کتاب از مزایا و معایب فضای مجازی، امور اداری و حتی اندیشههای غالب والدین درباره تربیت فرزندان سخن میگوید. کتاب به شیوهای خاص، نگاهی متفاوت و جذاب به عصری که در آن هستیم دارد و خواننده را در کنار لبخندهای طنزآمیز با تأمل درباره جامعه و فرهنگ معاصر روبرو میکند. یکی از ویژگیهای برجسته کتاب اشاره اکو به آثار مهم ایرانی از جمله قابوسنامه و السعاده والاسعاد و نیز علاقه او به میراث فرهنگی شرق و خواندن کتابها به زبان فارسی است.
نکته جالب دیگر این است که عنوان غالب بخشهای کتاب _به جز بخش اول که «نامه اومبرتو اکو به نوه اش و نسل نو» نام دارد_ یک پرسش است، درست مثل اسم کتاب. پرسشهایی که بعضی خیلی ساده و بعضی خیلی کلی قلمداد میشوند، اما نوع پرداخت اکو به آنها در طول خواندن لبخند را روی لب خواننده نگاه میدارد:
چگونه برای جستجوی چیزی از اینترنت استفاده کنیم؟ چگونه در برابر هرج و مرج رسانهای دوام بیاوریم؟ چگونه با ماهی قزلآلا سفر کنیم؟ چگونه گواهینامه رانندگی المثنی بگیریم؟ چگونه به چهرههای آشنا واکنش نشان دهیم؟ چگونه دستورالعملهای راهنما را دنبال کنیم؟ چگونه وقتمان را بگذرانیم؟ چگونه از زمان آگاه نباشیم؟ چگونه از قهوهجوش لعنتی استفاده کنیم؟ چگونه یک کتابخانه شخصی را سازماندهی کنیم؟ چگونه یک کتابخانه عمومی را اداره کنیم؟ چگونه تعطیلاتی فاخر داشته باشیم؟ چگونه یک فهرست اموال تهیه کنیم؟ چگونه از بهکاربردن کاملاً پرهیز کنیم؟ چگونه از آینده به گذشته برگردیم؟ چگونه از گمرک رد شویم؟ چگونه از سه نقطه (…) استفاده کنیم؟ و…
در بخش «نامه اومبرتو اکو به نوهاش و نسل نو» میخوانیم:
«حافظه مثل یکی از عضلات پاست. اگر حافظهات را به کار نیاندازی ضعیف میشود و تو _بگذار صریح بگویم_ تبدیل به یک فرد سبکمغز و احمق میشوی. همهی ما در دوران کهنسالی و پیری با خطر آلزایمر مواجه هستیم و یکی از راههای جلوگیری از این بیماری خطرناک این است که مدام حافظهمان را به کار بیاندازیم.
بنابراین دستورالعمل من برایت این است هر روز صبح یک شعر کوتاه یاد بگیر، همانطور که در دوران کودکیمان مجبور بودیم شعر حفظ کنیم. میتوانی با دوستانت مسابقه بهترین حافظه را ترتیب بدهی. اگر شعر دوست نداری میتوانی بخشی از اسامی تیمهای فوتبال را به خاطر بسپاری، باید نام بازیکنان تیم فوتبال رم را بدانی و نه فقط نام مربیاش را، علاوهبراین باید نام بازیکنان سایر تیمهای فوتبال و ترکیب قبلی تیمهای فوتبال را هم بدانی!
فکرش را بکن که من نام بازیکنان تیم تورینوی ایتالیا را به خاطر میآورم که هواپیمایشان با تمام سرنشینان و فوتبالیستها سقوط کرد؛ بازیکنانی همچون پاچیکا باللارین مارزو و …(مسابقهای ترتیب بده تا ببینی چه کسی در به خاطرسپاری متن کتابها از همه بهتر است. مثلاً آیا نام رفقا و خدمتکاران سه تفنگدار (جیرا مود، بازین موسکوئتن و بلانشت) یادتان هست؟ اگر کتاب سه تفنگدار را نخواندهاید _با اینکه نمیدانی چه چیزی را از دست دادهای_ همین مسابقه را با یکی از کتابهایی که خواندهاید انجام بدهید.»
میتوان گفت این کتاب مجموعه یادداشتها و مینیمقالههای اکو است که طی ۳۰ سال نوشته شده، و از فانتزیهای ذهنی و طنزهای عجیب اکو، تا نگاه او به سیاست، جامعه، رسانه و فرهنگ را دربرمیگیرد.
طنز سلاح اکوست
در رمانها و نوشتههای متأخرش، از جمله آثاری که به وسواس توطئهباوری، جعل اسناد و توهم دانایی میپردازد، اکو از طنز برای برهنه کردن منطق توطئه استفاده میکند و حتی گاهی خود توطئههای خیالی میسازد تا نشان دهد چگونه ذهن میتواند اسیر نشانهخوانی بیمارگونه شود.در سطح نظری، حساسیت او به «دروغگویی نشانهها» و امکان سوءتفسیر در سیاست، رسانه و دین، باعث میشود طنز برایش روشی باشد برای فروکاستن ادعاهای مطلق و یادآوری اینکه هر قرائتی محدود، تاریخی و شکننده است.
از دل آثار داستانی، جستارها و مصاحبهها، میتوان کلیت دیدگاه اکو را چنین دید: او انسانی اساساً مفسر است، در جهانی از نشانهها زندگی میکند و هیچ تفسیر نهایی و مطلقی وجود ندارد، اما این نسبیت به معنای بیمسئولیتی نیست.طنز به نظر او راهی است برای زندگی کردن با این وضعیت: هم پذیرفتن محدودیت فهم و مرگپذیری انسان، و هم ایستادگی در برابر تعصب، اقتدارطلبی، بنیادگرایی و هر نوع تلاشی برای تحمیل تنها یک «معنا» به جهان.
«چگونه با ماهی قزلآلا سفر کنیم؟» توسط غلامرضا امامی ترجمه و در ۲۱۰ صفحه توسط انتشارات کتاب کوچه منتشر شده، و در ایران جزء معدود کتابهایی است که با رعایت حق کپیرایت به چاپ رسیده است.








