سرگرمی

این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند

این جا قرار است با ادبیات بازی کنیم!

سرگرمی من شاه بودم

من شاه بودم، تا قبل از اینکه دخترم را از ارث محروم کنم!

شخصیت‌های داستانی از میان تاریخ و افسانه سردرمی‌آورند و با نشان دادن طبیعی‌ترین روابطی که در زندگی وجود دارد، ما را در برابر ارزش‌های اخلاقی و انسانی به چالش می‌کشند. شخصیت‌هایی که آنها را باور می‌کنیم چون بخشی از غفلت‌ها و اشتباهات خودمان را در آنها می‌بینیم.

ادامه مطلب »
من لوطی بودم اما مرجان منو کشت!

من لوطی بودم اما مرجان منو کشت!

داستان‌ها هم دنیای درونی آدم‌ها را نشان می‌دهند و هم تعامل آنها با دنیای بیرون را. شخصیت‌ها در داستان‌ها هم دنیای درونشان را نمایندگی می‌کنند و هم نشانگر فضا، نیازها و ارزش‌های جامعه پیرامونی‌شان هستند. هر شخصیت نشانه‌ای است از تغییر و تحول انسان و جامعه.

ادامه مطلب »
کی چی

کی چی

کی چی بیایید ببینیم کی هستیم تا چی بخوانیم   «کی چی» شامل بازی‌ها و آزمون‌هایی است که با شرکت در آنها پیشنهادهایی برای مطالعه

ادامه مطلب »
فضول

من فضولم اما فضولیم به درد می‌خوره!

در دنیای ادبیات جنایی، کارآگاهان بسیاری آفریده شده‌اند. هرکدام از این شخصیت‌های داستانی ویژگی‌های خاص و جذابی دارند که نامشان را در دنیای ادبیات جاودانه کرده و بسیاری از آنها به دنیای فیلم و نمایش هم راه پیدا کرده‌اند. این شخصیت‌ها محبوب هستند چون در جنگ با خشونت و شر پیروز می‌شوند.

ادامه مطلب »
هیولا

من یک هیولا آفریدم!

هیولاها در ادبیات داستانی فراوان هستند. آنها گاهی چهره انسانی دارند و گاه موجوداتی کاملا فانتزی هستند. بعضی از آنها مرتکب عجیب‌ترین جنایت‌ها می‌شوند و برخی در پس چهره هیولا مانندشان، روح و قلبی معصوم و مهربان دارند.

از دوران کتاب‌های عجایب المخلوقات تا امروز، بخشی از ادبیات به هیولاها اختصاص داشته است.

ادامه مطلب »
شیطان معامله

من با شیطان معامله کردم!

شاید انسان موجودی معامله‌گر باشد. او برای حفظ بقای خود نیاز به معامله دارد و در دنیای ادبیات نمونه‌های بسیاری از این معاملات وجود دارد. نمونه‌هایی که امیال درونی انسان و نبرد همیشگی میان خیر و شر را نشان می‌دهند.

ادامه مطلب »
ابلوموف سرگرمی بخوابم

من دلم می خواست بخوابم، برای همیشه!

وقتی یک شخصیت داستانی خوب و عمیق پرداخت می‌شود، پا را از حیطه داستان فراتر می‌گذارد. او در حقیقت بخش‌هایی از تجربه انسانی را بیان می‌کند که می‌تواند در هرکجا و هر زمان اتفاق بیفتد.

ادامه مطلب »
سانچوی ایرانی-سرگرمی دن کیشوت

من سانچوی ایرانی هستم! یا دن کیشوت ایرانی؟

شخصیت‌های داستانی گاهی به صورت نماد درمی‌آیند. آوردن نام آنها حقیقتی را برای مخاطب روشن می‌کند بدون آنکه نیاز به توضیح و شرح باشد. ردپایی از ویژگی‌های آن شخصیت را در آثار بومی هم می‌توان دید که این‌بار باتوجه به فرهنگ و ویژگی‌های یک منطقه، حقیقتی را بیان می‌کنند. و وقتی در قالب طنز باشند بعد انتقادی آن مشخص‌تر می‌شود.

ادامه مطلب »
من عاشق بودم-سرگرمی

من عاشق بودم

عاقبت بسیاری از عشاق در داستان‌ها معلوم نیست. در خیلی از داستان‌ها نیز سرنوشت عشاق با دوری و عدم وصال جذاب‌تر می‌شوند. اما اگر دلدادگان بهم برسند چه چیزی باعث دوام و بقای عشقشان می‌شود؟

ادامه مطلب »

 

سرگرمی

این مقاله را ۰ نفر پسندیده اند

این جا قرار است با ادبیات بازی کنیم!

سرگرمی من شاه بودم

من شاه بودم، تا قبل از اینکه دخترم را از ارث محروم کنم!

شخصیت‌های داستانی از میان تاریخ و افسانه سردرمی‌آورند و با نشان دادن طبیعی‌ترین روابطی که در زندگی وجود دارد، ما را در برابر ارزش‌های اخلاقی و انسانی به چالش می‌کشند. شخصیت‌هایی که آنها را باور می‌کنیم چون بخشی از غفلت‌ها و اشتباهات خودمان را در آنها می‌بینیم.

ادامه مطلب »
من لوطی بودم اما مرجان منو کشت!

من لوطی بودم اما مرجان منو کشت!

داستان‌ها هم دنیای درونی آدم‌ها را نشان می‌دهند و هم تعامل آنها با دنیای بیرون را. شخصیت‌ها در داستان‌ها هم دنیای درونشان را نمایندگی می‌کنند و هم نشانگر فضا، نیازها و ارزش‌های جامعه پیرامونی‌شان هستند. هر شخصیت نشانه‌ای است از تغییر و تحول انسان و جامعه.

ادامه مطلب »
کی چی

کی چی

کی چی بیایید ببینیم کی هستیم تا چی بخوانیم   «کی چی» شامل بازی‌ها و آزمون‌هایی است که با شرکت در آنها پیشنهادهایی برای مطالعه

ادامه مطلب »
فضول

من فضولم اما فضولیم به درد می‌خوره!

در دنیای ادبیات جنایی، کارآگاهان بسیاری آفریده شده‌اند. هرکدام از این شخصیت‌های داستانی ویژگی‌های خاص و جذابی دارند که نامشان را در دنیای ادبیات جاودانه کرده و بسیاری از آنها به دنیای فیلم و نمایش هم راه پیدا کرده‌اند. این شخصیت‌ها محبوب هستند چون در جنگ با خشونت و شر پیروز می‌شوند.

ادامه مطلب »
هیولا

من یک هیولا آفریدم!

هیولاها در ادبیات داستانی فراوان هستند. آنها گاهی چهره انسانی دارند و گاه موجوداتی کاملا فانتزی هستند. بعضی از آنها مرتکب عجیب‌ترین جنایت‌ها می‌شوند و برخی در پس چهره هیولا مانندشان، روح و قلبی معصوم و مهربان دارند.

از دوران کتاب‌های عجایب المخلوقات تا امروز، بخشی از ادبیات به هیولاها اختصاص داشته است.

ادامه مطلب »
شیطان معامله

من با شیطان معامله کردم!

شاید انسان موجودی معامله‌گر باشد. او برای حفظ بقای خود نیاز به معامله دارد و در دنیای ادبیات نمونه‌های بسیاری از این معاملات وجود دارد. نمونه‌هایی که امیال درونی انسان و نبرد همیشگی میان خیر و شر را نشان می‌دهند.

ادامه مطلب »
ابلوموف سرگرمی بخوابم

من دلم می خواست بخوابم، برای همیشه!

وقتی یک شخصیت داستانی خوب و عمیق پرداخت می‌شود، پا را از حیطه داستان فراتر می‌گذارد. او در حقیقت بخش‌هایی از تجربه انسانی را بیان می‌کند که می‌تواند در هرکجا و هر زمان اتفاق بیفتد.

ادامه مطلب »
سانچوی ایرانی-سرگرمی دن کیشوت

من سانچوی ایرانی هستم! یا دن کیشوت ایرانی؟

شخصیت‌های داستانی گاهی به صورت نماد درمی‌آیند. آوردن نام آنها حقیقتی را برای مخاطب روشن می‌کند بدون آنکه نیاز به توضیح و شرح باشد. ردپایی از ویژگی‌های آن شخصیت را در آثار بومی هم می‌توان دید که این‌بار باتوجه به فرهنگ و ویژگی‌های یک منطقه، حقیقتی را بیان می‌کنند. و وقتی در قالب طنز باشند بعد انتقادی آن مشخص‌تر می‌شود.

ادامه مطلب »
من عاشق بودم-سرگرمی

من عاشق بودم

عاقبت بسیاری از عشاق در داستان‌ها معلوم نیست. در خیلی از داستان‌ها نیز سرنوشت عشاق با دوری و عدم وصال جذاب‌تر می‌شوند. اما اگر دلدادگان بهم برسند چه چیزی باعث دوام و بقای عشقشان می‌شود؟

ادامه مطلب »