دگرگونی درونمایهی قصههای عرفانی در بازنویسیهای آذریزدی
این مقاله را ۱۳ نفر پسندیده اند
قصههای آذریزدی از نظر درونمایه و کثرت پندها و پیامهای اخلاقی تربیتی، شباهت بسیاری به قصههای «مثنوی معنوی» دارد. همانگونه که «تعداد قابل ملاحظهای از حکایات و امثال در مثنوی، مأخوذ از کلیله و دمنه است و مولانا در آنها مثل سایر حکایات بر وفق اقتضای شیوه بیان خویش تصرف میکند و با شاخ و برگهایی که به اجزای این حکایات میدهد یا سوال و جوابهای جالبی که بین اشخاص حکایات مطرح مینماید، از آنها چیز تازهای به وجود میآورد» (زرین کوب،1388،ص302)، آذریزدی نیز با شاخ و برگ دادن به حکایات مولانا، تأثیر تعلیمی و اخلاقی آنها را برای کودکان افزایش داده است. هدف اصلی مولوی از آوردن حکایات فراوان در میان اشعار خود، انتقال پیامهای عرفانی، اخلاقی و دینی است. آذریزدی در برخی از قصهها، نتوانسته و یا شاید به دلیل توجه بیشتر به درونمایههای اخلاقی، نخواسته پیام قصههای عرفانی را آن طور که در نظر مولوی بوده، برای مخاطب کم سن خود روشن و قابل فهم سازد. قصههای مثنوی مولوی آذریزدی به جز درونمایهی «ریش نجاتبخش» که تاریخی-پادشاهی است، همگی دارای پیام اندرزیاند. قصههایی اخلاقی که درونمایه آنها پندی را به وجه ایجابی یا سلبی منتقل میکنند و انجام دادن کار شایسته یا انجام ندادن کار ناشایست را از مخاطب میخواهند. گاهی نتیجه و بازتاب کار شخصیتهای قصه در پیام، به وجه خبری بیان میشود که آن نیز پندگونه، درونمایهی «هرکس آن درود عاقبت کار که کشت» را در خود نهفته دارد. همچنین درونمایه در قصههای «مثنوی» که آذریزدی از آن اقتباس نموده، یکسره اندرزی است؛ با این تفاوت که محور اصلی پیامهای مولوی عرفانی و دینی است و پس از آن پیامهای اخلاقی و اجتماعی قرار دارند. در قصههای برگزیده آذریزدی از مثنوی بیشتر به مسائل اخلاقی توجه شده در حالی که قصههای منتخب وی از آثار عطار صوفیانه و عرفانی است. به همین دلیل درونمایه در «قصههای شیخ عطار» دگرگونی بیشتری نسبت به «قصههای مثنوی» دارد. دریافت درونمایههای عرفانی مورد نظر در حکایات تمثیلی، نه تنها برای کودکان، بلکه برای بزرگسالان ناآشنا با آثار عرفانی دشوار است. آذریزدی در بازنویسی از منطق الطیر، مصیبتنامه و الهینامه، بیش از آن که به سادهنویسی و بازنویسی قصهها دست بزند، آنها را بازآفرینی کرده است. در این اثر، از مجموع بیستویک قصه، دوازده قصه بازآفرینی، شش قصه بازنویسی و تنها سه قصه سادهنویسی شده است. دگرگونیهای گستردهای که بازنویس در قصههای شیخ عطار به وجود آورده و تغییر درونمایه را در پی داشته، ناشی از تفاوت جهت فکری و ادراکی آذریزدی و عطار و مخاطبان ایشان است. حتی در قصههایی که ساده نویسی شده است، درونمایه با آنچه عطار در نظر داشته، تفاوت اساسی دارد. توجه به مسائل اخلاقی و اجتماعی انگیزه اصلی آذریزدی برای ایجاد دگرگونی در بازنویسی بوده است. وی با استفاده از نثری روان، ساده و گویا، محدوده فکری و اخلاقی ثابتی را پیگیری کرده و به منظور ترویج پیامهای اخلاقی و اندرزی، گاه برای نیل به هدف ارزشی خود با کنار نهادن وفاداری به مأخذ اصلی، درونمایه و پیام قصهها را دگرگون ساخته است. قصههایی که در مأخذ اصلی، رسالت انتقال پیامها و مفاهیم عرفانی چون اسارت روح در کالبد مادی، سختی سلوک، ستایش فقر، عشق، ترک عقل مصلحتاندیش، اثبات کرامات اولیا الله و … را به دوش دارند به قصههایی با درونمایه اخلاقی، اجتماعی و به ندرت تاریخی و پادشاهی تغییر یافتهاند. در بازنویسیهای آذریزدی درونمایهها به اخلاقی، اجتماعی، دینی و تاریخی و در مأخذ اصلی به عرفانی، دینی، اخلاقی و اجتماعی قابل دستهبندی است. در قصههای بازنویسی شده، درونمایههای اخلاقی با 2/60درصد بیشترین بسامد را دارد. در حالی که در مأخذ اصلی تنها 6/19درصد درونمایهها اخلاقی است و درونمایههای عرفانی با 5/62 درصد بیشترین بسامد را دارد. برخی قصههای بازنویسی شده از مثنوی مولوی و آثار عطار نیشابوری به دلیل داشتن درونمایههای عرفانی، تغییرات فراوانی یافتهاند تا حدی که گاه، هیچ وجه اشتراکی بین قصههای عرفانی مأخذ و متن بازنویسی شده باقی نمانده است. آذریزدی در بازنویسی خود به دلیل توجه بیشتر به پیامهای اخلاقی، درونمایههای عرفانی و صوفیانه را آن طور که در نظر مولوی و عطار بوده، برای مخاطب کم سن خود روشن و قابل فهم نساخته و با حذف و تغییر برخی از عقاید عرفانی، در بازآفرینی و دگرگونی اساسی قصهها کوشیده است.
دگرگونی درونمایهی قصههای عرفانی در بازنویسیهای آذریزدی
نویسندگان: اکرم عارفی و مریم شعبانزاده
منتشرشده در نشریه کاوشنامه زبان و ادبیات فارسی. بهار و تابستان 1393. شماره 28
مهدی آذریزدی




