برش‌هایی از واقعیت زندگی مهاجران

برش‌هایی از واقعیت زندگی مهاجران


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

مجموعه­ داستان «قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟» کتاب غافلگیرکننده‌­ی راضیه مهدی‌زاده جزو نمونه‌­های سرک کشیدن به دنیای مضامینی است که در ادبیات ایران کم­تر به آن پرداخته شده است. کتاب همان­‌طور که از عنوان تاحدودی عجیب و البته متفاوتش پیداست روایت­‌های مختلفی را از مقوله‌­ی «مهاجرت» به تصویر می‌­کشد و می‌­توان آن را در زمره­‌ی آثار ادبیات مهاجرت طبقه­‌بندی کرد.

قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟

نویسنده: راضیه مهدی‌زاده

ناشر: هیلا

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۳۹۹

تعداد صفحات: ۱۵۲

مجموعه­ داستان «قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟» کتاب غافلگیرکننده‌­ی راضیه مهدی‌زاده جزو نمونه‌­های سرک کشیدن به دنیای مضامینی است که در ادبیات ایران کم­تر به آن پرداخته شده است. کتاب همان­‌طور که از عنوان تاحدودی عجیب و البته متفاوتش پیداست روایت­‌های مختلفی را از مقوله‌­ی «مهاجرت» به تصویر می‌­کشد و می‌­توان آن را در زمره­‌ی آثار ادبیات مهاجرت طبقه­‌بندی کرد.

قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟

نویسنده: راضیه مهدی‌زاده

ناشر: هیلا

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۳۹۹

تعداد صفحات: ۱۵۲


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

چهارده داستان «قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟» ویژگی­‌های مشترک زیادی دارند. از مهم‌­ترین امتیازات داستان‌­های کتاب وحدت موضوعی آن­‌هاست. داستان­‌ها تم، درون‌مایه و موضوع شبیه به همی دارند و به همین جهت علیرغم عدم پیوستگی روایی میان آن‌­ها، نوعی یکدستی و هم‌­بافتی مطلوب میان مجموعه‌­ی این داستان‌­ها به چشم می‌خورد. نویسنده می‌­توانست مقوله­‌ی مهاجرت را در مقیاس وسیع‌­تری مد نظر قرار داده و مثلاً روایت‌­هایی را از مهاجرین در کشورها و قاره‌­های مختلف بنویسد اما مکان همه‌­ی داستان‌­ها نیز ثابت است؛ «نیویورک».

ثابت نگاه داشتن موقعیت مکانی داستان‌­ها و تشریح و ترسیم موقعیت‌­های داستانی گوناگون پیرامون این ثبوت مکانی از خلاقیت‌­های دیگر کار نویسنده است که گرچه می‌توانست دست‌وپای او را در تنوع روایت‌­پردازی‌­ها ببندد و دشواری­‌هایی را به او تحمیل کند، اما در نهایت انتخاب درستی است و به نفع کتاب تمام می‌­شود.
در بیش­تر داستان‌­ها نیویورک با تضادهایش تعریف می‌­شود و این تضادها به تدریج در وجود کاراکترها نیز رخنه می‌­کند. آدم‌­های داستان‌­های مهدی‌زاده، همزمان، حس­‌های مختلفی را تجربه می‌­کنند. حس‌­هایی متضاد همچون لذت از زیستن در نیویورک در کنار دلتنگی برای میهن. عشق و نفرت. خواستن و نخواستن و… عنصر تضاد علاوه بر پوسته‌­ی قصه‌­ها در لایه‌­های زیرین آن­‌ها نیز نفوذ کرده و به الگویی ثابت و تکرارشونده در ساختار و پیکره‌­ی این داستان‌­ها بدل می‌­گردد.

منظرگاه و تجربه­ زیسته­‌ی نویسنده در داستان‌­ها متجلی شده است و به نظر می‌­رسد همین تأثیرپذیری داستان‌­ها از واقعیت‌­های موجود و تجربه‌­شده باعث می­‌شوند تمی مشترک در تمامی داستان‌­ها یافت شود؛ و این تم مشترک این است که «مهاجرت علیرغم همه‌­ی خوبی‌­هایش دردها و دل­تنگی‌­های دردآوری هم دارد.» تکرار این تم در همه‌­ی داستان‌­ها با آن‌­که می‌­تواند بعضی از داستان‌­ها را تاحدودی تکراری جلوه دهد اما باز هم به حفظ وحدت کلی کتاب انجامیده است.

علاوه بر وحدت محتوایی و مکانی، حفظ نوشتاری همگن و یکسان و رعایت جزئیات در زبان از خصوصیات بارز داستان‌­های قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟ است. درواقع با این­‌که راوی‌­ها در هر داستان تغییر می‌­کنند اما احتمالاً به واسطه‌­ی موقعیت مشترک­‌شان از نثر مشترکی برای آن­‌ها استفاده شده است. راویان، در میان صحبت­‌شان از واژه‌­های انگلیسی استفاده می‌­کنند. آن­‌ها تلاشی برای حذف این لغات از دایره‌­ی واژگان خود نمی‌­کنند و درواقع با زبانی رونده و نثری ساده و در عین حال دلچسب، روزمرگی­‌های‌شان را برای خواننده شرح می‌­دهند. شاید خیلی‌­ها بهره‌­گیری از واژگان غیرفارسی را آن هم به این تعداد در کتاب امر موجهی ندانند اما به زعم نگارنده رعایت و بهره‌­گیری از چنین جزئی‌نگری هوشمندانه‌­ای اتفاقاً به فضاسازی داستان‌­ها و القای «مهاجر بودنِ» کاراکترها به خواننده کمک شایان توجهی می‌­کند.

داستان‌­های کتاب تماماً رئالیستی‌­اند؛ درواقع واقعیت نیستند اما واقعی‌­اند و شاید هر شخصی که تجربه­‌ی مهاجرت را پشت سر گذاشته باشد بتواند دست کم با یک یا دو داستان از کتاب ارتباطی عمیق برقرار کند. راوی در همه­‌ی این داستان‌­ها حضور پررنگ و پربسامدی دارد و حضورش را به شکلی نه گل‌درشت اما مداوم به خواننده یادآوری می‌­کند.
سال‌­ها قبل فیلمی را تماشا کرده بودم به نام «نیویورک! دوستت دارم» در آن فیلم چند کارگردان از سراسر جهان که همگی سابقه­‌ی زندگی در نیویورک را داشتند هر یک اپیزودی از این فیلم را ساخته‌­اند با این وجه مشترک که داستان تمامی این اپیزودها در نیویورک می‌­گذرد. کتاب مهدی‌زاده به لحاظ فرم کلی و ساختارش من را به یاد آن فیلم انداخت با این تفاوت که این­جا خالق اثر یک نفر است و طبیعتاً نزدیکی و پیوند داستان­‌ها نزدیک­‌تر.

با این حال او می‌­کوشد در هر یک از این داستان‌­ها به موضوع بافت غیرهمگنِ نژادی و ملیتی جامعه‌­ی امریکا و خصوصاً شهر نیویورک اشاره کند و گردهمایی مهاجرین را از اقصی نقاط جهان در این شهر رویایی، شلوغ و در عین حال ماشینی به ظرافت به تصویر بکشد. مثلاً در داستان «قطار لرزان» دختر ایرانی به دنبال سرماخوردگی­ و الزام‌­اش به مراجعه به پزشک با افرادی از ملل مختلف مواجه می‌­شود و در نهایت با ورود به مطب پزشک سوری به آرامش می‌­رسد. یا در داستان «کافه‌­های بی‌­قرار قاره‌­های دور» مهدی‌­زاده بی آن­که اشاره‌ی مستقیمی به هفتاد و دوملتی بودن امریکا داشته باشد با تصویرسازی درستی از یک دورهمی ساده در کافی‌­شاپی در نیویورک، به زیبایی نشان می­‌دهد که جز یک نفر از شخصیت‌­های حاضر در کافه هیچ­‌کدام امریکایی نیستند. مسئله­‌ی مهاجرت در راستای آن غربت‌­زدگی در بطن تمامی داستان­‌های کتاب ریشه دوانده و در جایی از داستان خودش را نشان می‌­دهد و به پیرنگی برای آن داستان تبدیل می‌­شود. این غم غربت حتی می‌­تواند در مواجهه‌­ی یک مهاجر موفق ایرانیِ دانشجوی فوق دکترا با عشق سابقش در ایران باشد، آن­ هم تنها با دیدن یک عکس در اینستاگرام (داستان «بگو دلت هوای نان تازه کرده»). و در داستان دیگر مجموعه «پریا و پوریا» بازگشت انسانی در آستانه­‌ی مرگ به ریشه‌­ی اصلی خود (وطن‌­اش) مورد توجه قرار می‌­گیرد.

باید توجه داشت، داستان­‌هایی با محوریت مهاجرت که به نحوی به میهن‌­پرستی و … نیز گره می‌­خورند اگر فراتر از برخی مرزها بروند ممکن است به شعارزدگی متمایل شوند. اما مهدی­زاده از عناصر مشترک در داستان­‌های ادبیات مهاجرت به­‌جا و به‌­اندازه بهره جسته و از احساس‌­گرایی و مبالغه بیش از حد نیاز خرج نمی‌­کند به همین جهت داستان‌­ها علاوه بر ساختار درست و حساب­‌شده­‌شان، هرگز اغراق‌­آمیز و شعارزده نمی‌­شوند و از ظرف خود به منظور طرح درست بزنگاه­‌های حساس احساسی ناشی از مهاجرت استفاده می‌­کنند تا کنش‌ها و واکنش‌­های آدم‌­ها معنای واقعی خود را از دست ندهد و به سایه­‌هایی پررنگ و تیز در مقابل نوری مات و بی‌­رمق تبدیل نشوند.

داستان‌­های کتاب «قم رو بیش­تر دوست داری یا نیویورک؟» بیش از هر چیز به مثابه برش‌­هایی از لحظات روزمره‌­ی زندگی مهاجرانی هستند که احساسات مشترکی را تجربه می‌­کنند و واکنش­‌هایی متفاوت را بروز می‌­دهند.

 

  این مقاله را ۱۹ نفر پسندیده اند


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *