
ملکوت؛ تجربهای ناتمام
«ملکوت» اثری است در میانهٔ نوآوری پسامدرن و نقص ساختاری، کمتر یک اثر تمامشده، بیشتر یک تجربهٔ ادبی پیشنویسوار که ارزش تاریخیاش را بهعنوان یکی از نخستین تلاشها برای خلق رمان پسامدرن فارسی حفظ کرده است. اگر گسستهای رواییاش رفع میشد و پیوند میان شخصیتها شفافتر میگشت، این رمان میتوانست، در کنار منتقدان، خوانندگانِ جستوجوگری را نیز اقناع کند که در پی یک کل هنری منسجماند، نه صرفاً انباشتی از تصاویر درخشان و مفاهیم عمیقِ پراکنده.