زنان، از سکوت تا روایت
این مقاله را ۷ نفر پسندیده اند
بااینهمه، همواره در برابر هر نوع خشونتی، نوعی مقاومت و عصیان نیز از سوی گروهی از زنان وجود داشته. شاید رویارویی در برابر هر نیروی اجباری، طبیعی بهنظر برسد، اما وقتی ساختارهای بزرگی چون ساختار پدرسالاری مورد هدف قرار میگیرد و در کارکرد آن خلل ایجاد میکند، مقاومت معنای جدیتر و اهمیت بیشتری خواهد یافت. یکی از ابزارهای ارزشمندی که زنان و همراهان آنها برای مقابله با خشونت بهکار گرفتند، ابزار روایت است؛ گفتن و نوشتن از تجربههایی که اغلب به سختی پشت سر گذاشته شدهاند. دربارهی استفاده از این ابزار هم باید به زمانهای دور برگشت، هرجایی که زنان لب به سخن گشودند و با گله یا اعتراض اندوهشان را با کلمات بیان کردند؛ اندوهی که اغلب نتیجهی سنت خشونتورزی علیه زنان بوده است. اما رویهمرفته در قرن بیستم و بهخصوص از دههی 1960 که جنبشهای فمینیستی شدت گرفتند، این روایتها نیز پررنگتر و گستردهتر شدند. زنان نویسنده در ادبیات داستانی و غیرداستانی از خشونت و آزار جنسی گفتند و پژوهشگران شروع به مستند و مکتوب کردن تجربههای زنانه کردند و روایتهایشان را به صورت گزارش، مقاله و یا زندگینامه منتشر کردند. این روایتها به زنان راوی و زنانی که خوانندهی آنها بودند فرصت میداد تا هویت سرکوبشدهی خود را بازیابند، سکوت را بشکنند و از جامعه بخواهند که صدایشان را بشنود. آگاهی برآمده از این روایتها همواره دریچهی امیدی بوده تا جامعه دست به اصلاح رفتارهای خشونتورزانهی خود بزند و حتی نهادهای دولتی را به اعمال تغییرات قانونی به نفع زنان وادارد. در این پرونده سعی داریم به سراغ روایتها و مقالاتی برویم که پرده از خشونت علیه زنان برداشتهاند. نکتهی مهم این است که نشانههای خشونت علیه زنان به حدی گسترده و ریشهدار است که اگر بخواهیم سراغ روایتهای اینچنینی برویم، میتوانیم از آثار داستانی و غیرداستانی زیادی نام ببریم؛ اما در این فرصت تصمیم گرفتهایم که سری به بایگانی مقالات وینش بزنیم و مطالبی که متمرکز بر خشونت و آزار جنسی بودهاند را برگزینیم. شاید بهتر باشد در ابتدا نگاهی بیاندازیم به تقویم امروز که این پرونده نیز به مناسبت آن نوشته شده. امروز 25 نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان است. این نامگذاری براساس تاریخ قتل سه نفر از خواهران میرابال در دومنیکن صورت گرفته که از سال 1981 تبدیل به نماد مبارزه با خشونت علیه زنان شدهاند. کتاب «در زمانهی پروانهها» روایتی درخشان از سرگذشت خواهران میرابال است که در مقابل دیکتاتوری ایستادند و جان بر سر این راه گذاشتند. وینش در تیرماه 1400 این کتاب را به عنوان کتاب ماه خود برگزید. گزارشی بخوانید در معرفی این اثر. در ادبیات ایران در صد سال اخیر همواره یکی از مضامین اصلی داستانها، خواسته یا ناخواسته، مضمون خشونت علیه زنان بوده، چه صرفا به قصد بازنمایی نوشته شده باشند و چه با انگیزههای انتقادی. این داستانها اغلب از زاویهی دید مردان پرداخته شدهاند. اما زمانی که زنان نویسنده خود دست به قلم گرفتهاند و روایتهایشان را با تجربیات شخصی خود به عنوان یک زن درهمآمیختند، بیان این مضمون کیفیت متفاوتی به خود گرفته است. گیسو فغفوری در مطلبی با عنوان «روایت زنانه از تجاوز» به سراغ چند داستان از نویسندگان زن ایرانی رفته و نگاهی کرده به مضمون تجاوز در این آثار. خشونت علیه زنان در بسیاری از موارد چهرهی روشنی ندارد و اغلب در زیر نقابهای خیرخواهی، عشق و حفظ ارزشهای اجتماعی صورت میگیرد. کالین هوور در رمان «با ما تمام میشود» به موضوع آزار خانگی پرداخته است. آنی خاچکیان نگاهی داشته به این رمان. بدن زن همواره بستری برای اعمال خشونت به روشهای مختلف بوده است. هان کانگ، نویسندهی کرهای برندهی نوبل ادبیات در رمان «گیاهخوار» بدن زن را همچون عرصهای برای مقاومت به تصویر کشیده. شقایق مستعلیپور دربارهی این رمان نوشته است. شعر و نظم از گذشته دستمایهای برای بازتاب رنجهای زنان بوده استن. روپی کاور نویسنده و شاعر هندی-کانادایی در مجموعه شعرش با عنوان «بدنخانه»، قاطعانه به مسألهی خشونت جنسی علیه زنان، بهرهکشی حریصانه از سیاره زمین، و مبارزه با سلامت روان، و ارزش خویشتن پرداخته. مطلب پروانه احمدی را دربارهی این کتاب در لینک زیر بخوانید. وقتی پای جنایتکاران و جنگطلبان به سرزمین و خطهای باز میشود، خشونت هیچ حد و مرزی نمیشناسد. اما همیشه نوع خشونتی که به واسطهی جنسیت و بدن بر زنان تحمیل میشود بسیار متفاوت است. گزارشها و روایتهای مستند بسیاری در این رابطه نوشته شدهاند. یکی از روایتها، متعلق است به نادیا مراد، دختر ایزدی بازمانده از خشونت داعش. دربارهی این کتاب در لینک زیر بخوانید. «زنی در برلین» اثر دیگری است که خشونت برآمده از جنگ را علیه جسم و روح زنان به تصویر میکشد. این کتاب مبتنی بر دستنوشتههای زنی آلمانی است که از روزهای پایانی جنگ و شکست آلمان در فاصله آوریل تا ژوئن 1945 و حوادث هولناکی که از سر گذراند نوشته. وینش در خرداد 1401 این کتاب را به عنوان کتاب ماه خود برگزید. گزارشی بخوانید در معرفی این اثر. همانطور که پیشتر گفته شد، کتابهای داستانی و غیرداستانی زیادی در بازنمایی و نقد خشونت علیه زنان نوشته شدهاند. شما چه کتابهای دیگری در اینباره خواندهاید و در صورت تمایل به مخاطبان وینش پیشنهاد میدهید؟ برایمان بنویسید. زنان؛ از سکوت تا روایت
داستانهای مقاومت زنان در برابر خشونت
به تصویر کشیدن خشونت علیه زنان در ادبیات و مکتوبات جهان سابقهای طولانی دارد، همانطور که در واقعیت فرهنگها و دورههای تاریخی همواره وجود داشته است. حتی در واقعگراترین داستانها و روایتهایی که تعمدی آگاهانه در ابراز خشونت نداشتهاند، نوشتهها چه در بازنمایی واقعیت و چه در قضاوت ذهنی خود سرشار از کلمات، اندیشهها و نشانههای خشونتآمیز علیه زنان بودهاند. هرچند گاهی این بازنماییها همراه با همدلی و ترحم همراه بوده اما در برداشتی که ما امروز از معنای خشونت علیه زنان داریم، این محتواها اغلب خالی از پیشفرضهای کلیشهای و ستمگرانه علیه زنان نبودهاند.
















2 دیدگاه در “زنان، از سکوت تا روایت”
سپاس که به این موضوع مهم پرداختین
سپاس از توجه شما