ایرانی در آنسوی آبها
نگاهی به آثار بهرام بیضایی
بهرام بیضایی را باید از زمرهی نوادری دانست که تاریخ و فرهنگ ایران معاصر به خود دیده. کسی که در آزمون خیالات خود در هر عرصهای که کار کرد، استادی تمام بود؛ هم خوب مینوشت و هم خوب میساخت. او در اندوه این سالها ایرانش را با خود به آن سوی آبها برد و تا واپسین روزهای عمر از تلاش برای شناساندن هویت و فرهنگ ایرانی دست نکشید.
یادش گرامی.
در این پرونده مروری داریم بر برخی از آثار نوشتهشدهی #بهرام-بیضایی، زبان و ساختمایههای ادبی در آنها و همچنین نگاهی میکنیم به برخی از پوسترهای خاطرهانگیز سینمایی و نمایشی او. امید است در فرصتهای آتی این پرونده پُروپیمانتر شود و نقد و تحلیلهای بیشتری به این فهرست اضافه گردد.
بهرام بیضایی را به واسطهی فیلمها و نمایشنامههای کمنظیرش میشناسند اما مهمترین کار او تاثیر زبانی ویژهای است که بر این دو عرصه گذاشت و با نزدیک کردن زبان، فرهنگ و تاریخ ایرانی در تئاتر و فیلم سبک خاصی از هنرهای نمایشی خود را پرورش داد.
او در ابتدا دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران بود اما چیزی نگذشت که از تحصیل آکادمیک انصراف داد و مطالعاتش را در فضایی دیگر پی گرفت. بااینحال او همواره شخصیتی دانشگاهی باقی ماند و پژوهشهای ادبی بسیاری را خصوصا در حوزهی اساطیر ایرانی انجام داد و بسیاری از این روایتها را به نمایشنامه و فیلمنامه بدل کرد، اگرچه بسیاری از این آثار هرگز فرصت نیافتند به مرحلهی اجرا برسند. بااینحال قلم بیضایی آن یگانه یاوری بود که با ثبت قدرتمند ایدههای خالقش فرصت پاسداری از این متون را در فضای ادب و فرهنگ ایران فراهم آورد.
شهرام جعفرینژاد به نقش زبان و ساختمایههای ادبی در آثار بیضایی پرداخته و معتقد است در تحلیل کار بیضایی بایستی «زبان» نقطهی عزیمت باشد.
بخش بزرگی از کارهای بهرام بیضایی مربوط است به انچه که در حوزهی تئاتر و نمایشنامهنویسی انجام داد؛ فضایی که هم خود در آن بالید و هم به نوبهی خود آن را پرورش داد. جالب است بدانید که از بسیاری از اجراهای تئاتر بهرام بیضایی روی صحنه فیلمبرداری شده که به نوعی درهمتنیدگی سه عرصهی سینما، تئاتر و ادبیات را در کارهای او نشان میدهد.
نخست نقدی بخوانید از رضا براهنی دربارهی نمایشنامهی «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی است که در زمستان 1370 در کتاب روشن به کوشش حمید امجد به چاپ رسیده. و پس از آن تعدادی مرور بخوانید بر دیگر نمایشنامههای بهرام بیضایی.
|

|
|
ناگفته پیداست بُردی که سینما و فیلم در جامعه دارد بیش از سایر هنرهاست و بنابراین شاید بهرام بیضایی سینماگر بیش از بیضایی دنیای تئاتر و ادبیات نزد عموم مردم شناخته شده باشد. بیضایی در پیش و پس انقلاب با وجود تمام تنگنظریها و دشواریهای نابخردانهی سانسور توانست تعدادی فیلم بسازد، فیلمهایی که نمایانگر سبک منحصربهفرد بیضایی در فیلمسازی هستند و او را به عنوان سینماگری مولف در دنیای هنر ثبت کردهاند. البته فعالیتهای او در سینما محدود به آثار خودش نماند و در بسیاری از آثار دیگران به عنوان تدوینگر و فیلمنامهنویس نیز حضور یافت.
در کارنامهی بیضایی علاوه بر فیلمهای ساختهشده، تعدادی فیلمنامههای ساخته نشده وجود دارد که خوشبختانه به صورت کتاب منتشر شدهاند. بیضایی همواره امیدوار بود که روزی بتواند این فیلمنامهها را به تصویر درآورد. ما نیز همچنان آرزومند و امیدواریم.
مدیا نورخمامی مروری کوتاه داشته بر چند نمونه از این فیلمنامههای ساختهنشده.
اما برای آشنایی بیشتر با سبک کار بهرام بیضایی به عنوان سینماگری مولف شاید توضیحات کسانی که با او کار کردهاند روشنگرتر باشد. سوسن تسلیمی که خود از نوابغ دنیای پرشور بازیگری است نخستینبار تصویرش با فیلم «چریکه تارا»ی بهرام بیضایی بر پردهی سینما نقش بست و در سایر فیلمهای او درخشید و ماندگار شد.
سوسن تسلیمی در گفتگویی با محمد عبدی از سالهای بازیگریاش میگوید و کار کردن با کارگردانهایی چون بهرام بیضایی و آربی آوانسیان. منصور دلریش و سحر طلوعی هر یک به نوبهی خود نگاهی داشتهاند بر این کتاب.
در ادامه نگاه کنید بر منتخبی از پوسترهای سینمایی و نمایشی بهرام بیضایی که آرزو ناصری برای مخاطب وینش آماده کرده است.
در پایان این پرونده، برای آشنایی بیشتر با زندگی و آثار استاد بهرام بیضایی میتوانید مستند «عیار تنها» ساختهی علا محسنی را در لینک زیر ببینید.