
سفری از خود به خویشتن
بابک محمدی در این داستان، سورن را به داخل قلعهای میبرد که در آن کتابخانهای است از نسخههای قدیمی؛ نسخههایی که در تاریخ ثبت نشدهاند. فضایی عجیب با طومارها و بوی کاغذ کهنه که گویا قرنهاست دستی آنها را لمس نکرده. سورن در اولین برخوردش با کتابها، وقتی انگشتانش عطف خاکگرفتهی آنها را لمس میکند، ناخودآگاه کتاب جمهور افلاطون را بیرون میکشد. طوری که انگار کتاب است که او را انتخاب کرده. با باز شدن کتاب و خواندن چند سطر اول است که جادوی اصلی رخ میدهد…

