سایت معرفی و نقد کتاب وینش

پرسه در شهر ارواح

پدرو پارامو

پرسه در شهر ارواح


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

جهان پدرو پارامو برزخی جهنمی است که اهالی‌اش میان گذشته، حال و آینده سرگردانند؛ جان‌هایی مستأصل و بلاتکلیف که در حسرت آمرزش‌اند اما جبر و ناچاری سرنوشت دیگری برای‌شان رقم زده است. پدرو پارامو داستان سفری بی‌بازگشت به‌بهانه‌ی جست‌وجوی هویت گم‌شده و کشف رازی است که بهایی سنگین دارد؛ امتزاجی از اسطوره و خیال و واقعیت که یکی از بهترین رمان‌های قرن بیستم را خلق کرده است.

پدرو پارامو

نویسنده: خوان رولفو

مترجم: کاوه میرعباسی

ناشر: ماهی

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۳۹۷

تعداد صفحات: ۱۹۶

گلناز دینلی

گلناز دینلی

گلناز دینلی

گلناز دینلی

جهان پدرو پارامو برزخی جهنمی است که اهالی‌اش میان گذشته، حال و آینده سرگردانند؛ جان‌هایی مستأصل و بلاتکلیف که در حسرت آمرزش‌اند اما جبر و ناچاری سرنوشت دیگری برای‌شان رقم زده است. پدرو پارامو داستان سفری بی‌بازگشت به‌بهانه‌ی جست‌وجوی هویت گم‌شده و کشف رازی است که بهایی سنگین دارد؛ امتزاجی از اسطوره و خیال و واقعیت که یکی از بهترین رمان‌های قرن بیستم را خلق کرده است.

پدرو پارامو

نویسنده: خوان رولفو

مترجم: کاوه میرعباسی

ناشر: ماهی

نوبت چاپ: ۲

سال چاپ: ۱۳۹۷

تعداد صفحات: ۱۹۶


اولین نفری باشید که به این کتاب امتیاز می‌دهید

تهیه این کتاب

تصور کنید برای پیدا کردن پدری که از بدو تولد رهای‌تان کرده، راهی سفری به زادگاه‌تان شده‌اید. می‌روید تا او را بشناسید، هویت‌تان را پیدا کنید و حق‌تان را بگیرید. به مقصد که می‌رسید با شهری عجیب مواجه می‌شوید که هیچ شباهتی به توصیف‌های زیبای مادرتان از آن‌جا ندارد؛ شهری آن‌قدر گرم که جهنم در قیاس با آن سرد است. «اون خراب‌شده روی ذغال‌های گداخته‌ی زمین جا خوش کرده، درست توی حلقوم جهنم. فقط این رو بگم که هرکی اون‌جا می‌میره، تا به در جهنم می‌رسه، برمی‌گرده پتوش رو برداره.» (ص. ۱۵) به محض ورود به شهر با هرکسی که حرف می‌زنید، پیش چشم‌های‌تان ناپدید می‌شود. در چنین موقعیتی احتمالاً فرار را به قرار ترجیح می‌دهید و محل را ترک می‌کنید. اما خوان پرثیادو، شخصیت محوری رمان پدرو پارامو، با وجود غلبه‌ی ترس، به راهش ادامه می‌دهد تا حقیقت را کشف کند.

رمان با بازگشت شخصیت محوری به شهر محل تولدش شروع می‌شود و بعد از آن، همه‌ی اتفاق‌های داستان حول محور این بازگشت و پیدا کردن پدر –پدروپارامو- می‌گردد. این تقابل پدر-پسر که از دیرباز بهانه‌ی خلق آثار بسیاری بوده، این‌جا  کارکردی آشنایی‌زدایانه پیدا می‌کند. تقابل خوان پرثیادو و پدرش، پدرو پارامو، بهانه‌ای برای ورود به جهانی است که قرار است حرفی جز کلیشه‌ی آن تقابل سنتی بزند.

کومالا، زادگاه شخصیت محوری رمان، روستایی متروک است که ارواح سرگردان اهالی سابقش در آن ماندگار شده‌اند و پدرو پارامو اربابی است که صاحب تمام زمین‌های زراعی آن‌جاست؛ پدرسالاری که به‌واقع پدر نیمی از پسران کومالاست؛ زمین‌داری که همه‌چیز به اختیار و اراده‌ی اوست؛ دیکتاتوری با مَنشی دیوانه‌وار که تصمیم‌هایش سرنوشت شهر را تغییر می‌دهد. با جست‌وجویی ساده می‌توانیم بفهمیم که کومالا شهری واقعی در مکزیک است. از طرف دیگر اشاره‌های گاه‌وبی‌گاه متن رمان به حوادث سال‌های انقلاب مکزیک نشان می‌دهد که داستان در بازه‌ی زمانی مشخصی روایت می‌شود؛ قرن بیستم. این کشف به‌ظاهر ساده، جرقه‌ی سؤالی اساسی است که ذهن مخاطب را درگیر می‌کند: دلیل این انتخاب چیست؟ چرا نویسنده برای روایت این ماجراهای عجیب و خلق جهانی تا این اندازه فانتزی از مکان و زمانی واقعی الهام گرفته و استفاده کرده است؟ البته رمان آن‌قدر خودبسنده است که بدون داشتن این اطلاعات ضمنی هم کار خودش را می‌کند و داستانش را به سرانجامی قابل قبول می‌رساند. اما نمی‌توان منکر وجود دلیلی محکم برای این انتخاب خاص شد. این پارادوکس وقوع اتفاق‌های فانتزی در بستر مکان و زمانی واقعی، به رمان کیفیتی کنایی و البته نمادگرایانه داده. از طرف دیگر نشانه‌های فرامتنی مانند وجود شهر کومالا در واقعیت و انقلاب مکزیک در سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰، آن را به اثری چندلایه تبدیل کرده‌ تا مخاطب مشتاق را به لایه‌ای دیگر ببرد و معنای عمیق‌تری را برایش بسازد.

هارمونی موجود بین چیدمان، صحنه‌پردازی و مسئله‌ی رمان به‌شکلی است که تناسب فرم و محتوا را به خوبی می‌سازد. درعین‌حال یکی از ویژگی‌های شاخص پدرو پارامو پیچیدگی فرمی و محتوایی‌ آن است‌ که نتیجه‌ی رفت‌وبرگشت‌های زمانی‌مکانی متناوب، تغییر مداوم راوی بدون پیش‌زمینه و وجود خرده‌روایت‌های متعدد است.

جبرگرایی از آن مفاهیمی است که احتمالاً با خواندن سطر‌های آغازین کتاب توجه خواننده را جلب می‌کند. «آمده‌ام به کومالا چون بهم گفته‌اند پدرم آن‌جا زندگی می‌کند و اسمش هم پدرو پارامو است. این را از مادرم شنیدم. من هم بهش قول دادم بعد از این‌که مرد، بروم سراغ یارو. به نشانه‌ی این‌که سر قولم می‌مانم دست‌هایش را فشردم؛ او در آستانه‌ی مرگ بود و من هم هر قولی بهش می‌دادم.» (ص. ۱۱) خوان پرثیادو مجبور است به کومالا برود چون به مادر محتضرش قول داده. هرچه داستان جلو می‌رود و وضعیت‌ها و موقعیت‌ها آشکار می‌شوند، جبر، بی‌چارگی و ناگزیری بیشتر به‌چشم می‌آید. رمان پر است از روایت روابط جنسی نامتعارف، خشونت، خون‌ریزی و جنون در بستر دیستوپیایی داغ و پر از ارواح سرگردان که راهی به بهشت ندارند؛ یک برزخ جهنمی تمام‌عیار. این‌ها ارواح آدم‌های تحت سلطه و بی‌چیزی‌اند که گیر کشیش طمع‌کاری افتاده بودند که حاضر نبوده بدون دریافت پول برای کسی طلب آمرزش کند. این است که جبر حکومت خودکامه و متولی مذهبی دغل‌کار، راه چاره‌ای برای اهالی شهر نگذاشته جز این‌که به سرنوشت محتوم‌شان تن دهند.

رمان پدرو پارامو با سفر خوان پرثیادو به شهر مرموز کومالا برای پیدا کردن پدری که رهایش کرده شروع می‌شود‌ و مرحله‌به‌مرحله و بخش‌به‌بخش دغدغه‌ی شخصیت محوری و به تبع آن خواننده را تغییر می‌دهد. از جایی به بعد مسئله نه یافتن پدر، که کشف هویت و شخصیت پدرو پارامو است. اما این هم پایان ماجرا نیست. داستان ادامه پیدا می‌کند، اسرار آدم‌های شهر برملا می‌شود، و با آشکار شدن شخصیت و زندگی پدرو پارامو، چهره‌ی حقیقی و سرنوشت کومالا به‌‌عنوان مشتی نمونه‌ی خروار پیش چشم خواننده آشکار می‌شود. به‌این‌ترتیب دغدغه‌ی فلسفی و بهانه‌ی اصلی روایت خودش را نشان می‌دهد.

یه‌رغم زمان‌/مکان‌مندی رمان، پدرو پارامو محدود به زمان و زادگاهش نیست. هر شخصیت و اتفاق در این اثر، نماینده‌ی یک کلیت است. این کیفیت نمادگرایانه باعث شده تا بتوان مسئله و بهانه‌ی روایت آن را در هر زمان و در هر نقطه‌ای از جهان دید و بررسی کرد. این‌ها، همه سبب شده‌اند تا تنها رمان خوان رولفو به یکی از پیشگامان رونق رئالیسم جادویی در ادبیات لاتین تبدیل شود؛ مکتبی برآمده از بطن فرهنگ، اساطیر، کهن‌الگوها و جغرافیای سحرآمیز آمریکای لاتین.

 

  این مقاله را ۵ نفر پسندیده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *