شیهان کاروناتیلاکا برنده سریلانکایی بوکر 2022
این مقاله را ۱ نفر پسندیده اند
شیهان کاروناتیلاکا نویسنده سریلانکایی سال 1975 به دنیا آمده و نویسنده دو رمان است. اولی «مرد چینی» (2010) که جایزه کتاب کشورهای مشترکالمنافع (اتحادیهای شامل مستعمرات پیشین بریتانیا) را برد و به عنوان دومین کتاب برتر کریکت انتخاب شد؛ و دومی «هفت قمر مالی آلمیدا» که همین کتاب اخیری است که برنده بوکر شده است. وقایع این رمان در جنگ داخلی سریلانکا در سال 1989 میگذرد و درباره یک عکاس جنگ مُرده است که میخواهد بداند چه کسی او را کشته. درمورد سیزده اثری که در فهرست اولیه بوکر انتخاب شده بودند میتوانید مطلب 13 نامزد برای بوکر 2022 را بخوانید و در مورد برندگان گذشته بوکر هم میتوانید دیمون گالگوت اهل آفریقای جنوبی برنده بوکر 2021 و داگلاس استوارت برنده بوکر 2020: همه چیزم را مدیون اسکاتلند هستم را کلیک کنید و بیشتر درمورد آنها بدانید. کاروناتیلاکا پیش از آنکه دوباره برای زندگی به کلمبو پایتخت سریلانکا برگردد در لندن و نیوزلند زندگی کرده است. سال گذشته هم یک نویسنده سریلانکایی به نام آنوک آرودپراگسام با رمان «سفری به شمال» در فهرست حاضر بود که آن کتاب هم درمورد جنگ داخلی این کشور بود. سایت نشریه گاردین پیش از برنده شدن او در رقابت برای کسب جایزه بوکر گفتگوی کوتاهی با او ترتیب داده بود که در زیر میتوانید بخوانید. گفتن این برای من سخت است. ببینید من مدتهاست که دارم این کتاب را مینویسم و هربار که فصل جوایز به پایان میرسد میبینم داوران میگویند «ما واقعگرایی و داستانهای رئالیستی را ترجیح میدهیم» یا «آهنگها را ترجیح میدهیم» و من هم حدس زدن را متوقف کردم! امسال چند کتاب جادویی و طنز خوب وجود دارند و من مشتاقم داوران را ببینم و دستشان را بفشارم و چیزهای خوبی در مورد سلیقه عالی آنها بهشان بگویم. رقبا! دوستان برندهی لاتاری من. من کتابهای فهرست اولیه (لانگلیست جایزه که سیزده کتاب بودند) را سفارش دادم اما خب این کتابها را در سریلانکا نمیتوان تحویل گرفت چون در فهرست چیزهای ضروری طبقهبندی نمیشوند! وقتی به بریتانیا وارد شوم کتابهای زیادی باید بخرم. خب زندگی هم در جریان بود. ازدواج کردم، صاحب بچه شدم، دوتا بچهی نوپا در این مدت کنارم جست و خیز میکردند، همه اینها کار را کند میکرد. من نمیخواستم درمورد وضعیت فعلی بنویسم – منظورم زمان پایان جنگ داخلی در سالهای 2010 و 2011 است- همه توی سروکله هم میزنند که تقصیر کی بود و من متوجه شدم 1989 همان مقطعی است که من میخواهم در موردش بنویسم. نسخههای مختلفی از شروعهای اشتباه نوشتم و در نهایت چیزی که ماند همین شخصیت مالی آلمیدا بود که در یکی از تناسخهایش روحی کوچک بوده. این زمانی بود که کتاب شکل درست خودش را پیدا کرد. نمیدانم عمدی بوده یا نه. ما یک نوع طنز سیاهِ پایِ چوبه دار در سریلانکا داریم، خب شاید چون ما فجایع زیادی را تجربه کردهایم. اینجا دیگر آنقدرها بیثبات نیست اما هنوز بلاتکلیفی وجود دارد و خیلیها در همین شرایط هم جوک درست میکنند. حتی در شرایط سال 1989 هم میشد وضعیت را مضحک هم دید. من هرگز یک داستان ارواح ترسناک نمیتوانم بنویسم. شاید این به دلیل حساسیت من باشد. ما از دهه 90 خیلی از آثارمان را به انگلیسی نوشتهایم: مایکل اونداتیه و رامش گونِسِکرا. اما گورو و مرشد من جنتلمنی به نام کارل مولر بود. او درخت میوه جام را در 1993 نوشت و اولین کسی بود که از طرز محاوره سریلانکایی در آثارش استفاده کرد و من برای Chinaman ایدههای زیادی از او گرفتم از جمله ایده عموی مستی که داستان بلندی تعریف میکند. نه این به سریلانکای دهه هشتاد میلادی مربوط میشود. ما دو کانال داشتیم و کمدیهای قدیمی بریتانیایی پخش میکردند. ما ویاچاس هم داشتیم و اولین نسلی بودیم که پای تلویزیون بزرگ میشدیم. چیز زیادی برای گفتن نیست. در دهه نود من چند گروه موسیقی گرانج داشتم و احتمالاً به زودی به خاطر بحران میانسالی هم یکی راهاندازی خواهم کرد! در چند سال گذشته من پیانو، باس و گیتار میزدم و فکر خرید یک کیت درام هم هستم که البته باعث وحشت همسرم شده! فکر نمیکنم به سمت یک آلبوم بروم. سمت تاریک هفت قمر…. فکر میکنم این پروسه همچنان ادامه دارد. نوشتن یک پیشنویس مزخرف 200 صفحهای انرژی زیادی از شما میگیرد. تنها چیزی که میدانید این است که میتوان این کار را انجام داد. شاید اصلاً ساده نباشد اما میشود انجامش داد. مطمئناً. آنها سه بزرگ هستند. با ونهگات، همه آنها داستانهای تاریکی هستند اما یک شورشی هم هستند. من دهم دسامبرِ ساندرز، تریلوژی پنج بخشی هیچهایکر و چند رمان ونهگات را دست گرفته بودم و اینها کتابهایی هستند که در آنها فرو میروی. یک کتاب گرامر گیک بود. کتاب عناصر فصاحت از مارک فورسایت. کل سال گذشته را درگیر این کتاب بودم. این کتابی است درمورد تریکهای کوچک زبانی از طریق فرهنگ پاپ و زبان انگلیسی. مادرم دست من کتاب داد اما فکر نمیکنم خیلی بیشتر از بچههای دیگر درگیر خواندن بودم. اما در نوجوانی زمانی که به مدرسه شبانهروزی در نیوزلند میرفتم این وضعیت در من تشدید شد. بله در کودکی مطالعه داشتم اما آن نوارهای ویاچاس و برنامههای «تاپ آو پاپ» بریتانیایی در من تاثیر بیشتری داشتند. همین مکان، همین جا [اشاره به دفتر کارش میکند] اما مهمتر از همه ساعت 4 صبح است. چون در طول روز کار کپی رایتینگ هم انجام میدهم که شغلم است. بنابراین از ساعت 4 تا 7 که بچهها بیدار میشوند مینویسم و بهترین زمان روزم است. بین کار کلی وقت با بازی کردن با چراغها یا وررفتن به پلیلیستم هدر میدهم اما از این اتاق بیرون نمیآیم. نمیدانم آفتاب درآمده یا نه. قبلاً بچهها مدام در را میکوبیدند و کار خیلی سختتر بود اما بزرگتر شدهاند و بهشان آموزش دادهام این کار را نکنند. 
به خاطر انتخاب در فهرست کوتاه جایزه بوکر 2022 به شما تبریک میگوییم. به نظر خودتان چه چیزی در «هفت قمر مالی آلمیدا» اینقدر برای داوران جذابیت داشت؟
آیا هیچ کدام از کتابهایی که رقیب کتاب شما در فهرست نامزدهای بوکر هستند را خواندهاید؟
یازده سال از نوشتن chinaman گذشته است. آیا تمام آن 7 ماه را مینوشتید؟
برای تو اهمیت داشت که چنین داستان خشونتآمیزی در عین حال سرگرمکننده و خندهدار هم باشد؟
سبک رمان شما خیلی آزاد و پر از تحرک است. آیا شما از یک سنت تبعیت میکنید؟

عشق شما به فرهنگ پاپ بریتانیا در کتاب میدرخشد. این حس مربوط به زمانی است که شما اینجا [یعنی لندن] زندگی میکردید؟
از دورانی که به عنوان یک موزیسین داشتید بگویید.
به عنوان یک رماننویس از پروسهی نوشتن هفت قمر… چه آموختید؟
در تقدیمنامهها شما از داگلاس آدامز، جورج ساندرز و کرت وونهگات نام میبرید. آیا آنها روی شما تاثیر گذاشتهاند؟
آخرین کتاب واقعاً عالی که خواندید چه کتابی بود؟
آیا در کودکی مطالعه زیادی داشتید؟
چگونه و کجا معمولاً مینویسید؟




