vinesh وینش

vinesh وینش

 

سایت معرفی و نقد کتاب وینش همکاران

در جستجوی راز داستان‌نویسی

«از نوشتن بگو» کتابی است درباره هنر دیدن؛ درباره اینکه چگونه یک نویسنده به جهان نگاه می‌کند و چگونه از دل مکان، زمان، حافظه و زبان، داستانی می‌آفریند که بتواند تجربه انسانی را بازتاب دهد. این اثر کوتاه شاید پاسخ قطعی برای پرسش «چگونه داستان بنویسیم؟» ارائه نکند، اما پرسش مهم‌تری را پیش می‌کشد: «چرا می‌نویسیم؟» و همین پرسش است که کتاب را به اثری ماندگار تبدیل می‌کند.

 

 

این مقاله را ۲ نفر پسندیده اند

 

از نوشتن بگو

نویسنده: یودورا ولتی

مترجم: معصومه عسکری

ناشر: عینک

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۴۰۴

تعداد صفحات: ۱۳۰

شابک: ۹۷۸۲۰۰۱۴۱۸۸۵۵


تاکنون 1 نفر به این کتاب امتیاز داده‌اند

تهیه این کتاب

سگ تو فوتبال
آگهی

در جستجوی راز داستان‌نویسی

 

برای بسیاری از نویسندگان، کتاب‌های آموزش داستان‌نویسی مجموعه‌ای از قواعد، تکنیک‌ها و توصیه‌های عملی‌اند؛ کتاب‌هایی که می‌کوشند به پرسش «چگونه بنویسیم؟» پاسخ دهند. اما کتاب «از نوشتن بگو» (عنوان اصلی On Writing) اثر یودورا وِلتی از جنسی دیگر است. این کتاب نه یک راهنمای گام‌به‌گام نویسندگی، بلکه تأملی ادبی و شاعرانه درباره ماهیت داستان، سرچشمه‌های تخیل و رابطه پیچیده میان زندگی و نوشتن است. ولتی که از مهم‌ترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم و برنده جایزه پولیتزر است، در این اثر کوتاه اما فشرده می‌کوشد از درون تجربه زیسته خود به رازهای آفرینش ادبی نزدیک شود؛ رازهایی که به باور او هرگز به‌طور کامل قابل توضیح نیستند.

کتاب نخستین بار به صورت مستقل در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، اما مطالب آن پیش‌تر بخشی از مجموعه مقالات ولتی با عنوان «چشم داستان» بود. این اثر در هفت فصل کوتاه تنظیم شده و به موضوعاتی چون مکان، زمان، حافظه، صدا، زبان و تخیل و تجربه زیسته نویسنده می‌پردازد؛ عناصری که از نگاه ولتی بنیان‌های اصلی داستان‌نویسی را تشکیل می‌دهند. ترجمه فارسی این اثر با عنوان «از نوشتن بگو» با برگردان معصومه عسکری در سال 1404 در 130 صفحه از سوی انتشارات عینک به بازار آمده است. ترجمه اثر به فارسی روان و قابل فهم صورت گرفته است.

 

هر داستان از جایی آغاز می‌شود

یکی از مهم‌ترین مفاهیم کتاب، اهمیت «مکان» در داستان است. ولتی معتقد است مکان صرفاً پس‌زمینه‌ای برای وقوع حوادث نیست، بلکه نیرویی زنده و شکل‌دهنده است که بر شخصیت‌ها، روابط و حتی زبان داستان تأثیر می‌گذارد. او که بخش عمده آثارش را در ایالت می‌سی‌سی‌پی نوشته، از تجربه شخصی خود بهره می‌گیرد تا نشان دهد چگونه یک نویسنده می‌تواند از دل جغرافیای آشنا به حقیقتی جهان‌شمول برسد. در نگاه او، هر داستان ناگزیر در جایی ریشه دارد و این ریشه‌مندی نه محدودیت، بلکه سرچشمه اصالت اثر است.

در کنار مکان، مفهوم «زمان» نیز جایگاه ویژه‌ای در اندیشه ولتی دارد. او زمان را تنها توالی رویدادها نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از تجربه انسانی می‌شمارد که در حافظه، احساس و روایت دگرگون می‌شود. زمان داستانی از نظر او همواره با زمان واقعی تفاوت دارد؛ گذشته و حال در ذهن شخصیت‌ها درهم می‌آمیزند و روایت می‌تواند لحظه‌ای کوتاه را به جهانی گسترده بدل کند. به همین دلیل، ولتی به نویسندگان توصیه نمی‌کند که صرفاً وقایع را بازگو کنند، بلکه می‌خواهد تجربه زمان را در متن بازآفرینی کنند.

فصل‌های مربوط به حافظه از زیباترین بخش‌های کتاب‌اند. ولتی حافظه را مخزن خام داستان‌ها نمی‌داند؛ بلکه آن را نیرویی خلاق می‌بیند که تجربه‌ها را دگرگون می‌کند و به آنها معنا می‌بخشد. او بارها تأکید می‌کند که نویسنده صرفاً وقایع زندگی خود را ثبت نمی‌کند، بلکه آنها را از صافی تخیل عبور می‌دهد. در نتیجه، مرز میان خاطره و داستان همیشه روشن نیست. همین نگاه است که «از نوشتن بگو» را به اثری نزدیک به خاطره‌نویسی ادبی بدل می‌کند.

بحث زبان نیز در کتاب جایگاه مهمی دارد. ولتی زبان را ابزار انتقال معنا نمی‌بیند، بلکه آن را خودِ تجربه می‌داند. به باور او، نویسنده از طریق انتخاب واژه‌ها، آهنگ جمله‌ها و موسیقی پنهان متن، جهانی تازه خلق می‌کند. از این منظر، نوشتن صرفاً بیان یک ایده نیست؛ بلکه فرآیندی است که در آن معنا و زبان همزمان شکل می‌گیرند. او به جای ارائه دستورالعمل‌های فنی، حساسیت نویسنده را نسبت به کلمات تقویت می‌کند و یادآور می‌شود که زبان زنده‌ترین ماده خام ادبیات است.

 

یودورا وِلتی، نویسنده‌ی آمریکایی (2001-1909)

 

جایی که کلمات جان می‌گیرند

یکی دیگر از محورهای اصلی کتاب، مسئله «صدا» یا Voice است. ولتی معتقد است هر نویسنده باید صدای خاص خود را پیدا کند؛ صدایی که نه از تقلید دیگران، بلکه از تجربه فردی و نگاه منحصربه‌فرد او به جهان برمی‌آید. از نظر او، صدای نویسنده چیزی فراتر از سبک نگارش است؛ نوعی حضور انسانی در متن است که خواننده آن را حس می‌کند، حتی اگر نتواند دقیقاً توضیح دهد از کجا می‌آید.

اما شاید مهم‌ترین بخش کتاب جایی باشد که ولتی از «راز» داستان‌نویسی سخن می‌گوید. او برخلاف بسیاری از نویسندگان و منتقدان که می‌کوشند آفرینش ادبی را به مجموعه‌ای از قواعد تقلیل دهند، معتقد است بخشی از فرآیند نوشتن همواره ناشناخته باقی می‌ماند. نویسنده می‌تواند درباره تکنیک‌ها، ساختار و شخصیت‌پردازی بیاموزد، اما لحظه‌ای که داستان جان می‌گیرد و به اثری هنری تبدیل می‌شود، هنوز در هاله‌ای از رمز و راز قرار دارد. ولتی این جنبه رازآمیز را نه نقطه ضعف، بلکه زیبایی ادبیات می‌داند.

در این میان، کتاب را می‌توان در کنار اثر مشهور دیگر او، یعنی «سرآغاز یک نویسنده» نیز خواند؛ کتابی که در آن ولتی از کودکی، خانواده و شکل‌گیری نگاه ادبی خود سخن می‌گوید و نشان می‌دهد چگونه محیط، خاطرات و تجربه‌های روزمره به مواد اولیه داستان تبدیل می‌شوند. در واقع، اگر «سرآغاز یک نویسنده» به سرچشمه‌های شکل‌گیری یک نویسنده می‌پردازد، “از نوشتن بگو» تأملی است بر چگونگی تبدیل آن تجربه‌ها به ادبیات.

آنچه «از نوشتن بگو» را از بسیاری از کتاب‌های مشابه متمایز می‌کند، لحن آن است. ولتی در مقام معلم ظاهر نمی‌شود؛ او سخنران یا نظریه‌پرداز نیز نیست. لحنش بیشتر شبیه نویسنده‌ای است که در پایان سال‌ها تجربه، با آرامش و فروتنی درباره چیزهایی حرف می‌زند که آموخته است. همین ویژگی باعث می‌شود کتاب برای نویسندگان حرفه‌ای نیز به اندازه نویسندگان جوان جذاب باشد. خواننده احساس نمی‌کند با مجموعه‌ای از توصیه‌های آموزشی روبه‌روست؛ بلکه گویی در گفت‌وگویی صمیمی با یکی از بزرگ‌ترین داستان‌نویسان قرن بیستم شرکت کرده است.

در نهایت، «از نوشتن بگو» کتابی است درباره هنر دیدن؛ درباره اینکه چگونه یک نویسنده به جهان نگاه می‌کند و چگونه از دل مکان، زمان، حافظه و زبان، داستانی می‌آفریند که بتواند تجربه انسانی را بازتاب دهد. این اثر کوتاه شاید پاسخ قطعی برای پرسش «چگونه داستان بنویسیم؟» ارائه نکند، اما پرسش مهم‌تری را پیش می‌کشد: «چرا می‌نویسیم؟» و همین پرسش است که کتاب را به اثری ماندگار تبدیل می‌کند. برای هر کسی که به ادبیات داستانی علاقه دارد، «از نوشتن بگو» نه فقط کتابی درباره نویسندگی، بلکه تأملی عمیق درباره ماهیت خلاقیت و رابطه انسان با روایت است.

در ابتدای کتاب مقدمه‌ای از ریچارد باش آمده که در شناخت جهان و جهان‌بینی یودورا ولتی راهگشاست. بد نیست این مقاله را با تکه‌ای از متن کتاب به پایان بریم. مقاله «کلماتی که داستان می‌شوند» با این جملات آغاز می‌شود:

«ما از صفر شروع می‌کنیم اما کلمات نه، و همین موضوع است که بسیار بسیار اهمیت دارد. زیرا هرچند ما در بستر زبان بزرگ می‌شویم، وقتی شروع به استفاده از کلمات برای خلق یک اثر داستانی می‌کنیم، این کار بطور قطع با استفاده از همان کلمات برای ادای یک سلام و احوال‌پرسی ساده تلفنی متفاوت است، درست مثل استفاده از رنگ و روغن روی بوم.

داستان‌نویسان سعی می‌کنند با نوشتن داستان این جهش واقعی در تاریکی را امتحان کنند. و آنها مطمئناً این جسارت را کشف کردند و با خواندن، این میل را بسط و توسعه دادند. به نظر من، آن زمانی مطالعه شروع به تأثیرگذاری بر ما می‌کند که به‌هرحال یک میزان ارتباطی بین رمان‌نویسان و خود ما به عنوان خواننده به وجود بیاید که طی آن بتوانیم حدس بزنیم نوشتن یک رمان چه معنایی دارد یا چه معنایی می‌تواند داشته باشد.»

 

 

پیشنهاد مطالعه: تجربه‌ای به نام نویسندگی

سگ تو فوتبال
آگهی

نوشته‌های مرتبط

حامی ما باشید

یک دیدگاه در “در جستجوی راز داستان‌نویسی

  1. پیرایه فروزنده می گوید:

    چه خوب درین روزگار سخت هنوز ناشری هست که دغدغه فرهنگ و ادبیات و نوشتن داره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *